اوضاع اقتصادی و شرایط زندگی مردم در ایران روز به روز وخیم تر می شود. رژیم جمهوری اسلامی قادر به پاسخگوئی به ساده ترین و ابتدائی ترین مطالبات اقتصادی کارگران و مردم معترض نیست. امروز حتی پرداخت حقوقهای معوقه نیز به معضل لاینحل رژیم تبدیل شده است. صرف نظر از فشارهای اقتصادی آمریکا برای محدود کردن زیاده خواهی های منطقه ای جمهوری اسلامی، اقتصاد سرمایه داری ایران بطور کلی، قبل از تحریمها نیز دورنمایی برای برون رفت از بحران نداشته و ندارد. 

برمتن این اوضاع بحرانی است که تجمع ها و اعتصابات کارگران و اعتراضات مردمی در عرصه های مختلف علیه شرایط فلاکتباری که به کار و زندگی و معیشت آنان تحمیل شده در ابعاد کم سابقه ای گسترش یافته است. بگیر و ببند فعالین کارگری و تهاجم به نهادها و فعالین جنبش های اجتماعی هم نتوانسته است توده های مردم معترض را از پیگیری مطالباتشان باز بدارد. 

در حالی که عوامل و فاکتورهای دخیل در اوضاع ایران، دورنمای جمهوری اسلامی را تیره و تار کرده است، هیچ کدام از بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوایی ایران، راه حلی عملی برای پایان دادن به بحران و خطر فلاکت اقتصادی را ندارند. این نیروها راه حلشان برای خاتمه دادن به این بحران اقتصادی در بهترین حالت سپردن اداره اقتصاد کشور به دست مدیران تکنوکرات، عادی سازی مناسبات با غرب و رفع موانع سیاسی بر سر راه ادغام بیشتر سرمایه داری ایران در بازار جهانی و نهایتا اجرای برنامه های اقتصاد نئولیبرالی است. چنین نسخه ای برای حل بحران اقتصادی سرمایه داری ایران در حالی است که سیاست های اقتصادی نئولیبرالیستی در سطح جهان به بن بست رسیده اند و پیامد اجرای این سیاست ها عامل اصلی شکل دهنده بحران جهانی سرمایه داری بوده است. 

در برابر این اوضاع و فقر و فلاکت اقتصادی، در برابر جنایات و سرکوب گریها و بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی که رژیم جمهوری اسلامی به طبقه کارگر و مردم ستمدیده ایران تحمیل کرده است، در برابر استیصال و بی افقی بخش های مختلف اپوزیسیون بورژوائی، سوسیالیسم تنها آلترناتیوی است که می تواند افق رهائی را به روی کارگران و مردم ستمدیده ایران بگشاید. منابع مادی و انسانی سرشار موجود در این کشور، پایه های عینی سازماندهی آلترناتیو سوسیالیستی را از هر لحاظ بوجود آورده اند. آلترناتیو سوسیالیستی در متن مبارزه طبقه کارگر و همراهی توده های محروم و ستمدیده و نیروهای پیشرو جامعه با این طبقه، گام به گام ساخته می شود. پا به پای رشد مبارزات کارگری و اعتراضات توده ای، گامها سریع تر و بلند تر می شوند و این حرکت شتاب بشتری می گیرد. 

آلترناتیو سوسیالیستی در مسیر سازمانیابی و پیشروی خود، جمهوری اسلامی را به لبه پرتگاه نزدیک و سرانجام سرنگون می کند. سرنگونی جمهوری اسلامی یعنی درهم شکستن کلیه ارگان های سرکوب این رژیم و پایان دادن به حیات انگلی و پر هزینه آنها، یعنی پاک کردن جامعه از وجود دستگاههای تبلیغ جهل و خرافه، یعنی برقرار کردن و تضمین فراگیرترین آزادی های سیاسی در جامعه. با این پیروزی اولیه کار عظیم بنای ساختمان سوسیالیسم آغاز می شود. 

نقشه و برنامه جایگزین هرج و مرج در تولید خواهد شد. هر کس که توانائی کار کردن داشته باشد باید کار کند. در این جامعه هرگونه مفتخوری و از قبل کار کسان دیگری گذران کردن از بین خواهد رفت. اگر در جامعه سرمایه داری، سرمایه داران در نتیجه رقابتهای خود مانع از همهگیر شدن تکنولوژی پیشرفته خواهند شد، در جامعه سوسیالیستی تکنولوژی مدرن و پیشرفته بدون هیچگونه مانعی و بدون آنکه تحت تاثیر سودجویی های سرمایه دارانه قرار بگیرد به کار گرفته میشود. بنا بر این تولید به نهایت درجه رشد خواهد کرد. همه امکاناتی که در جامعه سرمایه داری صرف خوش گذرانی سرمایه داران می شود، در خدمت رفاه عمومی و پیشرفت تولید قرار می گیرد.

با به کار گرفتن خلاقیت توده های آزاد و حاکم بر سرنوشت خود، بارآوری تولید و رشد اقتصادی با سرعت خارق العاده ممکن می شود، مالکیت خصوصی بر ابزار تولید ملغی می شود، رفع نیازهای مردم، تأمین زندگی مرفه و شایسته انسان به هدف تولید تبدیل می شود. همه خدمات و محصولات مورد نیاز جامعه در مقیاس انبوه تولید و کلیه نیازهای مادی و معنوی انسانها را تأمین می نماید. خطر بحران های ویرانگر اقتصادی برای همیشه پایان می یابد. انسانها از امکانات یکسان و فراوان برای رشد استعداد و توانائی های فردی برخوردار خواهند بود و توانائی های فردی شکوفا می شوند. در چنین جامعه ای آزادی و رفاه هر فرد شرط آزادی و رفاه همگان خواهد بود و مبارزه برای بقای فردی خاتمه می یابد و انسان ها به شرایط واقعا انسانی قدم می گذارند. کلیه اشکال استثمار، نابرابری ها و تبعیض ها نظیر ستمکشی زن و ستمگری ملی برچیده میشوند، تبعیض جنسی و تنگ نظری ملی و نژادی جای خود را به همبستگی انسانی خواهند داد. 

اما سوسیالیسم به عنوان یک آلترناتیو آماده و در دسترس جهت پایان دادن به این بحران ویرانگر اقتصادی و برچیدن تمامی ستمها و مصائب نظام سرمایه داری در گرو به قدرت رسیدن طبقه کارگر است. دشواری بدیل سوسیالیستی برای تحقق این امر در موانعی است که سر راه سازمانیابی طبقه کارگر و به میدان آوردن جنبش کارگری به مثابه یک جنبش سیاسی قرار گرفته است.

راه میان بری وجود ندارد، طبقه کارگر ایران برای نیل به این هدف ضروری است و باید در تشکل های توده ای، طبقاتی و حزب سیاسی کمونیستی خود متشکل شود. طبقه کارگر بدون متشکل شدن در حزب سیاسی کمونیستی خود قادر به همراه کردن دیگر جنبش های پیشرو اجتماعی، رهبری سیاسی جامعه و تسخیر قدرت سیاسی نخواهد شد.

طبقه کارگر تنها با تأمین رهبری خود بر دیگر جنبش های اجتماعی و انقلابی است که قادر خواهد بود تقلای نیروهای اپوزیسیون بورژوایی برای به بیراهه بردن مبارزات مردم و نیز دخالت قدرت های امپریالیستی را خنثی نماید. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)