*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند.
داستان سیاست (14)-محمد شوری-قانون سیاست————-
این مطلب باهمین نام،درعنوان « یادداشت روز،وبانام مستعار محمد زمانی در روزنامه مردم سالاری (2شهریور 85) چاپ شده است.———————————————–
سیاست تدبیر مُدن است و تدبیرمدن نیز، نیاز به تحریرو تصویب قانون دارد.
دریک صورت قانون، سیاست هم هست؛ اما قانون سیاست،قانون نیست! سیاست مجموعه تدابیری است برای انجام امورعملیاتی درجهت پیشرفت؛ یا رسیدن به خواسته ها وخاستگاههای سیاسی که بکارگرفته می‌شود. است ؛ اما تمام قانون سیاست نیست!
قانون سیاست دو بخش دارد یک بخش آشکار و یک بخش پنهان.قانون اساسی بخش آشکار قانون سیاست است. قانون و (قانون اساسی) هرکشوری شیوه‌هایی هستند تا بتوان با آن جامعه را از حالت هرج ومرج و لجام گسیختگی نجات و لگام امور را بدست قانون داد.
اما قانون سیاست علاوه براین، برای خود مرامنامه و اساسنامه نانوشته‌ای هم دارد، که با بُروز وظهورهرکدام،می‌تواند تاثیر گذارباشد. اعظم قانون سیاست یک نوشته پنهان است؛که ازهمینجا نیزتزاحمات و تعاملات سیاسی هم آغازمی شود! بخشی ازقانون سیاست، ناپیداهای قانون دردل قوانین و (قانون اساسی)-که مصوبه رسمی و به تائیدعمومی رسیده است –می‌باشد. که می توان متشابهات قانون هم برآن نام نهاد. مانند قانون نظارت استصوابی که شورای نگهبان از درون قانون اساسی (براساس اصل 98که حق تفسیر را برعهده این شورا می‌گذارد) آن را استنتاج کرد و همین امر در داخل بانی و علت بسیاری از تزاحمات سیاسی شد.
یا آنجاها که یک اصل از قانون اساسی، برای آنچه که بدنبال دارد آن را موکول به قانون کرده است، مانند ممنوعیت استراق سمع، مگربه تجویز قانون. که همین امردرمرحله اجرا،دولتها با سیاستها و اندیشه‌هایشان، قوانینی را رقم می‌زنند که گاهاً اصل قانون مخدوش می‌شود! این نیز بخش دیگری از قانون سیاست است. یا دولتها براساس دیدگاههای سیاسی خود برای تجمیع قدرت و حفظ همیشگی یا طولانی کردن آن، نیازها و متشابهات برآمده از اصولی از اصل‌های قانون اساسی را به هنگام تصدی حاکمیت، تغییرداده و با تصویب آن ازمجاری قانونگذاری، گامی دیگربه خواسته‌ها و خاستگاههای سیاسی شان نزدیک می‌شوند. مثلا با توجه به اندیشه‌های سیاسی دردولت اصلاحات قانون اختیارات رئیس جمهوری تقدیم مجلس می‌شود و دولت فعلی، چگونگی و نحوه تایید کاندیداهای ریاست جمهوری! همه موارد فوق بخش ناپیدای قانون سیاست است که منتج از بخش پیدای قانون سیاست می‌باشد که در جامعه یا انعکاس می‌یابد و یا به صورت قانون تصویب می‌شود؛ ویا تحمیل! درهمین ارتباط بخش دیگر قانون سیاست (از بخش ناپیدای آن) وجود احزاب، مطبوعات و رسانه‌های جمعی (سمعی و بصری) ونهادهای غیردولتی که درتعامل وتزاحم با حاکمیت هستند نوشته می‌شود. آنان می‌توانند درراستای فعالیتهای خود – که کسب افکارعمومی بخش مهم آن است – قانون سیاست را تحریر کنند؛ یا بهتر بگوئیم تحمیل نمایند! همچنین ساخت وپاخت ها، یا زد وبندها دررانت سیاست،یا دراختیار گرفتن بخشی از رانت قدرت در ید فامیل ودوستان حاکمیت، وجه دیگری از وجوه قانون سیاست است. قانونی که غالبا نوشتنی نیست، و چنانچه قانون مصوبه‌ای باشد، برآمده ازهمان متشابهات، یا برآمده از مصوباتی است که دولتها در راستای اختیارات خود قالب می‌کنند.
اختیارات ویژه، امتیازات ویژه، دادگاههای ویژه وهکذا امثالهم که یا ازطریق رانت قانون، ازطریق رانت قدرت، و یا ازطریق رانت فشار و یا بازتاب افکارعمومی بوجود می‌آید، گوشه دیگری ازقانون سیاست است. اینها برخی از وجوه قانون سیاست است که شمارش شد.
درحقیقت بخش اعظم قانون سیاست نانوشته است که در طول زمان توسط بازی سیاست نوشته می‌شود. البته همین امرموجب انبساط سیاسی شده و اصلاحات یکی از نوزادان این روند است. اما گاهی قانون سیاست کفه‌اش به سمت انقباض سیاسی سنگینی می‌کند وهمین امر به پیدایش استبداد می‌انجامد.25/5/1385

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)