روز جمعه هفتم دی ماه، سالروز آغاز خیزش سراسری تهیدستان شهری در ایران است. این خیزش که بیش از نود شهر را در برگرفت و به مدت ده روز ادامه داشت، ایران را به لرزه در آورد. یک سال پیش، صبح روز پنجشنبه هفتم دی ماه ۱۳۹۶ هزاران نفر از مردم شهر مشهد به خیابان ها آمدند و در اعتراض به فقر و گرانی، بیکاری گسترده و اختلاس و دزدی های کلان مقامات حکومتی شعار سر دادند. اعتراض تهیدستان شهر مشهد که ریشه در فقر و فلاکت اقتصادی، عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی و بی حقوقی مفرط سیاسی و خشم و انزجار از اختلاس و دزدی های کلان مقامات حکومتی داشت به مانند جرقه ای آتش خیزش سراسری علیه رژیم جمهوری اسلامی را شعله ور ساخت. گویی درد و رنج مشترک و نفرت و انزجار عمومی از نظام سیاسی و طبقاتی حاکم و باور به اصلاح ناپذیری رژیم جمهوری اسلامی یک شبه بخش های وسیعی از مردم رنجدیده ایران را به هم پیوند زده بود. تهیدستان در ده ها شهر به خیابان ها آمدند، جوانان با شور و شوق کم نظیری سینه سپر کردند و با بانگ رسا شعارهای “مرگ بر روحانی”، “مرگ بر دیکتاتور”، “اصلاح طلب، اصول گرا دیگه تمامه ماجرا”، ” نان، کار آزادی”، و … سر دادند و با شعار “نترسید، نترسید ما همه با هم هستتیم” به مقابله با نیروهای سرکوبگر پرداختند. 

اما خیزش سراسری دی ماه ۱۳۹۶، به هیچ وجه یک پدیده ناگهانی و به مانند غرش رعد و برق در آسمان بی ابر نبود. پیامد ویرانگر سیاست های نئولیبرالیسم اقتصادی و شرایط مشقت بار زندگی کارگران و مردم محروم جامعه از مدت ها پیش زمینه این خیزش توده ای را فراهم آورده، و روند رو به گسترش اعتصابات و اعتراضات کارگران در مراکز بزرگ تولیدی و خدماتی و مبارزات توده ای امکان بروز این خیزش سراسری را قطعیت بخشیده بود. کارگران و مردم زحمتکش ایران سالها بود که از زندگی کردن در اعماق فقر، از بیکاری میلیونی و نبود امنیت شغلی، از به تعویق افتادن پرداخت دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر، از پدیده کودکان کار و خیابان و گسترش دیگر آسیب های اجتماعی به ستوه آمده بودند. در برابر این اوضاع فاجعه بار، پافشاری دولت روحانی بر تداوم خصوصی سازی ها و اجرای برنامه های نئولیبرالی اوضاع را به مراتب وخیم تر کرده بود. تداوم این اوضاع فاجعه بار از سویی و از سوی دیگر تحمیل هزینه سنگین دخالت نظامی و حمایت از جریان های تروریستی در کانون های بحران منطقه به مردم ایران، برملا شدن پرونده اختلاس و دزدی های هزاران میلیارد تومانی و افشای جنایات هولناکی که سران این رژیم در حق مردم ایران انجام داده بودند کارد را به استخوان کارگران و لایه های زیر ستم رسانده بود. خیزش سراسری و اعتراضات پرشور مردم ایران ریشه در همین واقعیات زندگی داشت. تحت این شرایط نسیم انقلاب به وزش درآمد و کارگران و اقشار محروم جامعه در جریان این اعتراضات بوضوح نشان دادند که نمی خواهند به شیوه گذشته زندگی کنند. 

دشمن که سرعت حیرت آور سراسری شدن اعتراضات او را غافلگیر کرده بود، بخود آمده و توان سرکوبش را برای مقابله با خیزش انقلابی مردم بکار گرفت. خامنه ای ادعای نخ نمای دیکتاتورها را تکرار کرد و خیزش توده ها را محصول “پول، سلاح، سیاست و دستگاه امنیتی دشمنان” خارجی دانست. روحانی اعتدال گرا و خاتمی اصلاح طلب خواهان مقابله قانونی با “اغتشاش گران و اخلال گران امنیت” کشور شدند. فرماندهان سپاه پاسداران شبکه های اجتماعی را مختل نموده و نیروهای ثارالله و بسیج را در تهران و شهرهای بزرگ ایران وارد عمل کردند و حکومت نظامی شدید و اعلام نشده ای را به اجرا درآوردند. در نتیجه این اقدامات و یورش به صف تظاهرکنندگان از لحظه آغاز تا فروکش آن ده ها تن جان خود را از دست داده، صدها تن زخمی و بیش از سه هزار تن دستگیر شدند. خیزش دی ماه در شکل هماهنگ و سراسری و بر افروخته آن و توأم با جنگ و گریز خیابانی بعد از ده روز فروکش کرد. اما این تنها از قدرت سرکوب جمهوری اسلامی نبود که این خیزش فروکش پیدا کرد، بلکه قدرت تشخیص و بلوغ سیاسی برپا کنندگان این خیزش در ابعاد اجتماعی در فروکش این خیزش سراسری نقش تعیین کننده ای داشت. تهیدستان بپا خاسته زمانی که متوجه شدند جامه انقلاب هنوز بر تن این خیزش گشاد جلوه می کند و هنوز آمادگی وارد شدن به نبرد نهایی با دشمن را ندارند، زمانی که متوجه شدند هنوز ملزومات سرنگونی رژیم را فراهم نیاورده اند، اراده کردند که مبارزات خود را در اشکال دیگری استمرار ببخشند. اما به رغم اینها، خیزش سراسری دی ماه اوج یک تحول عظیم در آگاهی و ذهنیت توده ها نسبت به ماهیت رژیم جمهوری اسلامی و مناسبات با آن را به نمایش گذاشت و مبارزه برای سرنگونی این رژیم را وارد فصل تازه ای کرد. 

خیزش سراسری دی ماه به عنوان یک نقطه عطف به سلطه گفتمان اصلاح طلبان حکومتی بر فضای سیاسی ایران پایان داد. از زمان روی کار آمدن دولت خاتمی مدت بیش از ۲۶ سال بود که اصلاح طلبان حکومتی تلاش می کردند که مبارزه در چهار چوب تنگ قوانین اسلامی را به بستر اصلی اعتراض علیه وضع موجود تبدیل کنند. ۲۶سال بود که اصلاح طلبان حکومتی سم استراتژی اصلاح طلبی را به جان و تن جنبش های اجتماعی تزریق می کردند. در جریان “انتخابات ها” مردم را در برابر انتخاب بد در برابر بدتر قرار می دادند. خیزش دی ماه بساط استراتژی و گفتمان اصلاح طلبان حکومتی را در هم کوبید. 

خیزش دی ماه توازن قوا را به نفع جبهه مردم تغییر داد و روح تازه ای به کالبد مبارزات کارگری و توده ای دمید.

موجی از تظاهرات و راهپیمایی خیابانی در نیمه اول مرداد که بخشی از شهرهای ایران را فرا گرفت، اعتصاب سراسری کارگران راه آهن، اعتصابات سراسری و پی در پی رانندگان کامیون و کامیون داران، اعتصابات سراسری معلمان، اعتصاب دو هزار کارگر کوره پزخانه های تبریز، اعتصاب عمومی در کردستان، اعتصابات و اعتراضات شکوهمند کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و صدها مورد دیگر از مبارزات کارگری و اعتراضات توده ای به روشنی واقعیت استمرار و روند تکاملی اعتراضات کارگری و مبارزات توده ای را نشان می دهد.

یک سال بعد از خیزش سراسری دی ماه، درماندگی رژیم در کنترل بحران ها و ناتوانی آن در پاسخگویی به مطالبات عاجل و انباشته شده کارگران و توده های محروم جامعه، بر این واقعیت تأکید دارد که مبارزات کارگری و توده ای ادامه خواهد داشت و جامعه ایران گام به گام به طرف یک دوره انقلابی و تحولات سرنوشت ساز نزدیک می شود، برای این دوره خودمان را آماده کنیم. 

گرامی باد یاد و خاطره جانباختگان خیزش سراسری دی ماه ۹۶ 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)