دقت کرده اید که کلمۀ پیروزی چقدر کم در نوشته های مخالفان نظام اسلامی به کار میرود؟
کلمه ای که قاعدتاً باید محور فکر و عمل همۀ آنها باشد، گویی از یاد همه رفته و حتی رواجش در زبان فارسی، قادر نیست در بر زبان آنان جاریش سازد.
کاربرد کلمات مختلف به آسانی هم نیست، در کلاس درس نیستیم که در پی آموزگار، واژه های گوناگون را در پی هم بر زبان بیاوریم و هجی کنیم. در زندگی، هر کلمه ای در دسترس هر کس نیست و در هر دهانی نمیگنجد، حتی اگر هر روز از پیش چشمش بگذرد.
بر زبان آوردن کلمۀ پیروزی بیش از هر چیز محتاج شجاعت است. تصور نکنید که شجاعت در میدان کلام به کار نمیاید. همان شجاعتی که شما را در میدان عمل به سوی پیروزی میراند، به هنگام سخن گفتن قادرتان میسازد تا کلمۀ پیروزی را بر زبان بیاورید. میگویید که سخن گفتن از عمل کردن آسانتر است؟ کاملاً حق دارید، ولی زدن خیلی حرفها هم محتاج شجاعت است! به تجربه میدانید!
اگر مسئله به نظر همه روشن نمینماید، شاید به این دلیل است که بیشتر مردم، از شجاعت تصویری ابتدایی دارند، تصویری که شجاعت را از مقولۀ خلق و خو میشمرند، واکنشی که آنی و طبیعی است و نه تفکر میطلبد و نه سنجش. مانند شعلۀ آتش بیرون میجهد و حریف را میسوزاند.
این تعریف از شجاعت حتماً بی پایه نیست، ولی ابتدایی است؛ کاربرد هم دارد، اما در حد درگیری خیابانی؛ فایده هم دارد، در حد ادب کردن آدمی گستاخ. ولی در مسئله که دقیق بشویم، میبینیم که این برداشت چه اندازه نارساست. ارسطو که قرنها پیش این مسئله را از صافی ذهن وقادش گذراند، شجاعت را حد تعادلی بین بی باکی و جبن میخواند و از این مهمتر، آنرا محتاج عقل و متکی به خرد میشمارد. شجاعت به معنای تمام و کمال، در حد عواطف باقی نمیماند.
اعتماد به نفس واقعی از این شجاعت برمیخیزد و این است که امروزه نایاب است، وگرنه توان پرخاش هست و فراوان هم هست… شجاعت به معنای اصیل، تکیه گاه میخواهد، خودش تنهایی بر پا نمیایستد و اگر عرض اندامی کند، بی دوام است.
اگر این اعتماد به نفس نباشد، نه توان تصور پیروزی را خواهید داشت و نه قدرت بیانش را و اگر این شجاعت را نمیبیند، برای این است که اندیشۀ محکم و منظم و معطوف به هدف، نایاب است. مشکل اینجاست، مردم به ناگهان کم دل نشده اند. هنوز سخنی را که بتواند آتش شجاعتی دیرپا و چراغ امید را در دلشان روشن کند، نیافته اند. امروز در ایران، شجاعت و اعتماد به نفس و امید فقط کورسو میزند.
ولی مادر ایران از زادن فرزندان شجاع سترون نشده است. آن چیزی که امروز ایرانیان بدان محتاجند، فکر و سخن درست و پرمایه ایست که بتواند شعلۀ شجاعت را در دلشان روشن کند. وقتی این شد، همان دلیری که از نیاکانتان برای شما نقل شده و به خطا تصور میکنید که متعلق به گذشته است، دوباره با همان هیبت تاریخ ساز خواهد گشت.

۲۱ دسامبر ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com
به تلگرام ایران لیبرال بپیوندید
https://t.me/iran_libera

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)