سلطنت طلبان، مطابق روش معمول که بی اخلاقی محض است و اینگونه مخرج مشترک دارد با کیهان شریعتمداری،  با شدت و حدت تمام ، داستان استفاده از خرس برای شکنجه مخالفان سلطنت، از جمله ایجاد وحشت و شکنجه  روحی از طرف دستگاه امنیتی شاه را تکذیب و آن را شایعه مخالفان سلطنت می دانند و از طریق حمله به جلو از توهین و تهمت و اتهام زدن هیچ کم نمی گذارند. 

برای یافتن صحت و سقم آن، منابع گوناگونی از جمله خاطرات مهندس بازرگان و خانبابا تهرانی وجود دارند. ولی بهتر دیدم که به کتاب <نگاهی به شاه> از دکتر عباس میلانی، از آنجا که ایشان تمایلات سلطنت طلبی دارند و در بسیاری از موارد سلطنت طلبان در دفاع از نظرات خود به ایشان رجوع می دهند، مراجعه کنم.  لازم به توضیح می باشد که از جمله انتقادات میلانی به شاه این است که اگر تعداد بیشتری از مخالفان خود را در خیابانها و زندانها به قتل می رساند، می توانست تاج و تخت خود را حفظ کند.(۱) 

البته شاید بشود آن بخش از نسل جوانی که اطلاعات “تاریخی” خود را از پروپاگاندای وزارت دفاع آمریکا، یعنی تلویزیون منو تو، می گیرد، فهمید.  یعنی تلویزیونی که بر مدل تلویزیون فاکس نیوز، که از روشهای پروپاگاندایی گوبلز استفاده می کند (در اینمورد بعد خواهم نوشت.) بنا شده است.  چرا که وقتی که فردی اطلاعات خود را از این رسانه گوبلزی سلطنتی می گیرد، تصویری را در ذهن می آورد که در زمان شاه، در جوی ها، شیر و عسل جاری بود و همه مردم در کمال رفاه و شادی و مسرت زندگی می کردند و نه فقری بود و نه سرکوبی و نه زندانی و نه شکنجه ای و نه اعدامی و اگر هم ساواکی بود، حکم برادر بزرگ دلسوزی را داشت که اگر کتاب ممنوعه ای را در دست دانشجویی می دید، با دلسوزی و محبت دانشجو را به گوشه ای می کشید و از سر دلسوزی می گفت که همراه داشتن این کتاب یعنی سه سال زندان و حیف جوانی تو نیست که بروی زندان؟ بعد هم او را با نصیحتی مشفقانه روانه می کرد.

بعد، خوشی زیر دل مردم را زد و با انقلابی کور کورانه، از بهشت شاهنشاهی خود را به جهنم جمهوری اسلامی پرتاب کردند.  البته هیچ به مردم نمی گویند که  انقلاب برای رهایی از استبداد و سرکوب و فقر و تبعیض بود و در انچه شده است، هیچ جبری در رخ دادن آن وجود نداشت و اینکه، اگر تجربه انقلاب رها نشود و پی گرفته شود، جمهوری شهروندان ایران به واقعیت خواهد پیوست.

 

بگذریم و حال به صفحه ۲۷۴ کتاب مراجعه کنیم:

 

اینهم لینک کتاب برای دانلود کردن:

 

مهندس بازرگان هم به استفاده از این روش حتی در سالهای قبل از آن به عنوان شاهد عینی اشاره کرده است و نشان از مستمر بودن این روش دارد:

 

” در دهه اول شهریور ۱۳۲۰، جوانان، پیشاهنگ تظاهرات و نمایش های خیابانی و دانشگاه و مدارس بودند و بیش از دیگران در معرض حملات و ضربات پلیس و نیروهای انتظامی قرار می گرفتند. ما گه گاه چوب و فلک دیده بودیم. اما این ها، در تظاهرات خیابانی، با باتون پاسبانان سر و کار داشتند؛ گلوله و خون دیده بودند؛ شکنجه های زندان ها را چشیده بودند؛ حتی دخترها هم از این گونه شکنجه ها بی نصیب نماندند. خودم در زندان لشکر ۲ زرهی، خرسی را که در حمام مخروبه و تاریک، به جان دخترها می انداختند، دیده بودم.”

 

در خاطرات خانبابا تهرانی و دیگر خاطرات هم آمده است.

 

(۱).  هموطنی در این رابطه گفتند که آقای میلانی چنین حرف را نزده اند.  پاسخ دادم که اینکه آیا چنین سخنی را به فارسی گفته اند یا نه نمی دانم.  ولی این را بارها در مقالات انگیسی مانند این مقاله بیان کرده اند:

https://newrepublic.com/article/82450/egypt-riots-iranian-revolution-1979

در مقاله زیر این سخن ایشان و دیگر نظراتی را که در مقاله داده بودند نقد کردم:

https://newrepublic.com/article/82450/egypt-riots-iranian-revolution-1979

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)