روز چهارشنبه ٢١ آذرماه رجب طیب اردوغان درهمایش صنایع دفاعی درآنکارا طی سخنانی اعلام نمود که درچند روز آینده عملیات نظامی برای اشغال منطقه شرق فرات در کردستان سوریه را آغاز خواهد کرد. منطقۀ عملیاتی مورد ادعای اردوغان به مرور شامل کل نوار مرزی کردستان سوریه از عفرین تا شنگال درکردستان عراق خواهد شد. اردوغان در سخنان خود با این استدلال که شمال سوریه جنوب ترکیه می‌باشد و امنیت ترکیه ازجانب به اصطلاح “تروریستها”درشمال سوریه به خطر افتاده است، با ابراز نارضایتی ازهم پیمانانش گفت: “ما در تلاشیم برای تأمین امنیت ملی مان ترور را در آنجا ریشه‌ کن کنیم. اما هم پیمانان استراتژیکمان و در پیشاپیش آنها آمریکا می‌گویند آنها تروریست نیستند. درحالی که ما در اِدلب مانع راه افتادن موج پناهندگی به سوی اروپا شدیم، آنها ما را در منبج فریب دادند و هنوز در آنجا چیزی عایدمان نشده است، آمریکائیها حضورأ موضع مثبتی نسبت به ما دارند اما در عمل تجزیه طلب و تروریستها را به عنوان هم پیمان درمبارزه با داعش انتخاب کرده‌اند. آنها را با سلاحهای سنگین مجهز کرده‌اند و روزانه در منبج با پرچمهایشان گشت مشترک دارند.”

تروریست نامیدن سازمانهای سیاسی مردم کردستان درسوریه علاوه برآن که نشان دهندۀ عرق شدید شوینیستی دیکتاتوری مانند اردوغان نسبت به مردم کردستان است، توجیهی است برای جنگ افروزی، لشکرکشی و دخالت ترکیه در امور سوریه. در‌واقع یکی از دلائل و اهداف اصلی دولت ترکیه از اشغالگری و برپایی جنگ، فرافکنی مشکلات داخلی خود به خارج ازمرزها است. واقعیت این است که اقتصاد ترکیه براثر اجرای سیاستهای نئولیبرالی مراکز مالی جهانی سرمایه داری با نزدیک به ۵٠٠ میلیارد دلار بدهی خارجی، اینک با بحران کمرشکنی روبرو است. ارزش لیر ترکی بیش از۵٠ درصد کاهش یافته است و فقر و بیکاری شدیدی دامنگیر کارگران و توده های مردم زحمتکش ترکیه شده است.

در چنین شرایطی حضور واحدهای نظامی آمریکا در سوریه در این اواخر، اردوغان را به صرافت انداخت تا بلکه بتواند در رقابت میان آمریکا و روسیه، با مانور سیاسی – نظامی به معامله بپردازد و بخشی از بحرانها و مشکلات خود را کاهش دهد. طرح لشکرکشی و آشغال کردستان سوریه با توجه به حضور نیروهای آمریکا و روسیه در منطقه راهی است که به خیال خود درآن با یک تیر دو نشان را هدف می گیرد. اینک مشکل اردوغان برای شروع این عملیات وجود پایگاهها و نیروهای آمریکا در آنجا است که گویا “آنها هم برای از بین بردن داعش به آنجا آمده اند.” این نیروها اجبارأ با”یگانهای مسلح مدافع روژآوا” در منطقه همکاری دارند.

اردوغان با لحن اعتراضی و درعین حال دادن چراغ سبز خطاب به آمریکائیها گفت: “استقرار پایگاههای کنترل و رادار از جانب شما نه برای حفاظت از ترکیه بلکه برای حفاظت از تروریستان است. ما می گوئیم آنها تروریست هستند اما هم پیمانان استراتژیک مان و در پیشاپیش آنها آمریکا می‌گوید تروریست نیستند. با این حال به شرط انجام گفتگو بین ما، ترکیه آماده است همچنان هم پیمان استراتژیک آمریکا باشد. شما چرا نمی آئید با گامهای مشترک با ما آیندۀ منطقه را با هم رقم زنیم؟ “

پاسخ نرم آمریکا به ترکیه با توجه به موقعیت ضعیفش در منطقه و نیازحیاتی وی به “یگانهای مدافع خلق” به عنوان تنها نیرویی که می‌تواند جای پایی برای حضور آمریکا در سوریه فراهم نمایند،” قابل قبول نبودن حمله ترکیه درحال حاضر بوده است.” تحت این عنوان که درشرایط کنونی کردها به عنوان مؤثرترین نیرو درجنگ با داعش هم پیمان نیروهای ائتلاف هستند. البته آمریکا در همان حال تلاش نموده با ایجاد پستهای کنترل و بازرسی در نوار مرزی به ترکیه اطمینان دهد که امنیت مرزهایش تأمین است.

دراین ماجرا روسیه که به عنوان برندۀ جنگ ضد انسانی در سوریه ازحضور نظامی آمریکا ناخرسند است، برای جلب نظر اردوغان به سوی خود از فرصت استفاده کرده و با این بهانه که “تمامیت ارضی خاک سوریه” از جانب کردها به خطر افتاده، به شکلی برای انجام این عملیات به ترکیه چراغ سبز مشروطی نشان داده است. واقعیت این است که کشور سوریه سالها است به میدان رقابت و تاخت و تاز ابر قدرتها و دولتهای منطقه تبدیل شده است. تا جائی که درنتیجۀ این رقابت و کشمکشها این کشور اینک به ویرانه ای تبدیل شده است.

حدود نیم میلیون نفر از مردم بی‌دفاع سوریه جانشان را از دست داده اند و تعداد بیشتری زخمی و ناقص العضو شده اند و میلیونها نفر نیز آواره شده‌اند و در کمپ ها و کشورهای دیگر در شرایط فلاکت باری به سر می برند. این دولتهای جنایتکار به خاطر کسب سهم بیشتر برای خود با به راه انداختن جنگ مستقیم و نیابتی، چنین هزینه سنگینی را به مردم سوریه تحمیل کرده اند.

در این میان کردستان تنها جائی در سوریه بود که در آنجا مردم با ایجاد “حاکمیت خود مدیریتی دمکراتیک” به دفاع از خود پرداختند و از شر جنگ و کشتار و ویرانی دولتها و گروههای تروریست اسلامی وابسته به ترکیه، عربستان و دیگران تا حدودی در امان بوده اند. در حاکمیت محلی کانتونهای “روژآوا” زنان دوش به دوش مردان درهمۀ عرصه های حیات اجتماعی مشارکت دارند. همۀ آحاد جامعه صرف نظراز نژاد و جنس و مذهب با مشارکت در حاکمیت “خود مدیریتی” در کنار هم زندگی می کنند. تعداد زیادی از مردم ستمدیده و آواره از سراسر سوریه به آنجا پناه آورده‌اند و در آنجا در امان هستند.

تاکنون یگانهای مسلح زنان و مردان مدافع خلق بارها یورش گروههای تروریست داعش و النصره و غیره به کردستان را با شکست مواجه ساخته اند. اما در دیماه پارسال دولت فاشیست ترکیه در تبانی با آمریکا و روسیه جنگی وحشیانه و نابرابر را به مردم و خود مدیریتی کانتون عفرین تحمیل نمود و پس از دوماه توانست آنجا را به آشغال خود درآورد. از آن زمان به بعد زندگی و جان و مال مردم منطقۀ عفرین روزانه درمعرض مرگ و دزدی و چپاول از سوی ارتش ترکیه و مزدوران اوباش “ارتش آزاد” قرار گرفته و از آنان سلب آسایش شده است.

بدون شک چنانچه ترکیه موفق شود آنچناچه تهدید نموده بقیه مناطق کردستان سوریه را درمعامله با آمریکا و روسیه به آشغال خود درآورد، مردم آن مناطق نیز به سرنوشت مردم ستمدیدۀ عفرین دچار خواهند شد. ازاین نظر مطمئنأ چنین یورشی با مقاومت شدید و دفاع مردم آن منطقه از زندگی و دستاوردهایشان روبرو خواهد شد و دولت ترکیه نخواهد توانست به راحتی به اهدافش دست یابد. آنچه شایان توجه است این است که مردم نباید درتوهم مخالفتِ آمریکا یا روسیه با یورش ترکیه چشم به راه باشند و برای دفاع از خود و دستاوردهایشان نباید به چیزی جز نیروی خود متکی باشند.

فراخوان مقاومت توده‌ای برای مقابله با یورش ترکیه از سوی رهبری “خود مدیریتی شمال و شرق سوریه” اقدام بجائی دراین راستا است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)