سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه روز چهار شنبه ۲۱ آذر ماه طی اطلاعیه ای خبر آزادی اسماعیل بخشی از نمایندگان کارگران این مجتمع صنعتی را اعلام کرد. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در این اطلاعیه آزادی اسماعیل بخشی را به کارگران هفت تپه، به اسماعیل و خانواده اش، به وکیل ایشان، به تمام تشکل های کارگری و کارگران در ایران و جهان و تمام افراد و نهادها و رسانه هایی که از اسماعیل و سایر بازداشت شدگان هفت تپه حمایت کرده اند تبریک گفته است.

در این اطلاعیه تأکید شده که آزادی اسماعیل بدون شک حاصل مقاومت های خود وی و فشار متحدانه کارگران و افکار عمومی بوده است. سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در پایان خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط علی نجاتی، عضو هیات مدیره این سندیکا و نیز سپیده قلیان از دستگیر شدگان در تجمعات خانواده های کارگران هفت تپه شده است.

آزادی اسماعیل بخشی از زندان در حالی است که اعتصاب کارگران فولاد اهواز وارد سی و سومین روز خود شده است و بیست و پنج روز است که راهپیمائی و تجمع های اعتراضی آنان در مقابل مراکز دولتی برای پیگیری خواسته هایشان ادامه دارد. کارگران در این روز هم با سر دادن شعارهایی از جمله “نه تهدید نه زندان دیگر فایده ندارد”، “کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد”، “می‌ایستیم، می‌میریم، ذلت نمی‌پذیریم”، “کارگر ایرانی اتحاد اتحاد”، “کشور ما دزد خونه است، توی جهان نمونه است” و “تورم، گرانی، پاسخ بده روحانی” خواهان رسیدگی به مطالبات خود و آزادی کارگران، دانشجویان و معلمان در بند شدند.

در همانحال تهدیداها و تلاشهای رژیم برای مقابله با این اعتراضات نیز ادامه دارد. در جریان تجمع کارگران در روز سه شنبه ۲۰ آذرماه یکی از نمایندگان کارگران به نام “میثم آل مهدی” در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و بعد از چندین ساعت بازجویی با پیگیری همکاران خود و در میان استقبال آنان آزاد شد.

آزاد شدن اسماعیل بخشی در شرایطی که آزادی کارگران زندانی به یکی از مطالبات بخش های مختلف جنبش کارگری ایران و جنبش دانشجویی و انسانهای آزاده و مبارز در سراسر ایران تبدیل شده است، بدون شک یکی از دستاوردهای این همبستگی طبقاتی و توده ای است. این همبستگی مبارزاتی تا پایان دادن به پرونده سازی های امنیتی علیه اسماعیل بخشی و تا آزادی علی نجاتی و سپیده قلیان و کلیه فعالین کارگری و زندانیان سیاسی در بند باید ادامه یابد. اگر اسماعیل بخشی زیر فشار مبارزات کارگری و توده ای آزاد شده است.

اما هنوز ده ها نفر از فعالین جنبش دانشجویی که در جریان خیزش دی ماه دستگیر شدند، ده ها تن از رانندگان کامیون که در جریان اعتصابت سراسری بازداشت شدند و چندین تن از معلمان مبارز و ده ها تن از تلاشگران و فعالین سیاسی همچنان در زندان به سر می برند و هر روز در بی دادگاه‌های جمهوری اسلامی برای فعالین جنبش کارگری و مبارزین سیاسی حکم بازداشت و زندان و شلاق صادر می‌گردد.

اکنون در شرایطی که مبارزات پر دامنه و طولانی مدت کارگران هفت تپه و فولاد اهواز و حمایت های گسترده ای که در داخل و خارج از کشور از مطالبات و مبارزات این کارگران انجام گرفت فضای سیاسی جامعه را تحت تأثیر قرار داده است، جنبش کارگری و آزادیخواهی ایران در موقعیت مناسب تری قرار گرفته تا مبارزه برای آزادی کارگران در بند و کلیه زندانیان سیاسی را پیش ببرد.

زمانی که خانواده کارگران هفت تپه بچه در بغل فریاد زدند “ما بچه های هفت تپه ایم، گرسنه ایم، گرسنه ایم”، زمانی که کارگران فولاد در جریان راهپیمایی این بنر پارچه ای را حمل کردند که به روی آن نوشته شده بود “به نانواخانه ها بگویید که به ما نان قرض بدهند” بطور ملموسی پیامد سیاست های نئولیبرالی بر زندگی خود را به هم زنجیرانشان و به همه اقشار فرودست جامعه نشان دادند.

زمانیکه کارگران هفت تپه شعار ” نان، کار، آزادی، اداره شورائی” را سر دادند، در همه جنبش های پیشرو اجتماعی و در میان اقشار تحت ستم این جامعه این احساس را بر انگیختند که درد مشترک و خواست مشترک آنها از گلوی کارگران هفت تپه فریاد زده می شود. همین فریاد درد و رنج مشترک و مطالبات مشترک در این مبارزات پر دامنه بود که این بعد از همبستگی طبقاتی و توده ای را برانگیخت.

کارگران هفت تپه و فولاد اهواز با برافراشتن پرچم مبارزه برای نان، کار، آزادی و اداره شورایی و به این اعتبار که یکی از محوری ترین سیاست های اقتصادی دولت یعنی خصوصی سازی را به چالش کشیدند و درست در شرایطی که خامنه ای و روحانی آمریکا را عامل فقر و فلاکت اقتصادی معرفی می کنند, آنان با هوشیاری سیاسی دشمن طبقاتی در داخل را آماج مبارزه خود قرار دادند، تأثیرات عمیقی بر فضای سیاسی جامعه بر جای گذاشته و افق وسیع تری به روی جنبش کارگری گشودند.

جنبش کارگری ایران و کارگران هفت تپه و فولاد اهواز در پیشاپیش آن، به پشتوانه همین دستاوردهایی که کسب کرده و حمایت و همبستگی گسترده ای که در سطح جامعه برانگیخته است نه تنها می تواند دیگر کارگران زندانی را از بند آزاد کند و به پرونده سازی های امنیتی علیه فعالین کارگری پایان دهد، بلکه می تواند پرچم مبارزه برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی را در دست بگیرد.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)