
جنایتی هولناک و بدتر از قاشقچی در رژیم شاه نسبت به مدیر مسئول روزنامه شورش در حضور اشرف و علیرضا پهلوی (خواهر و برادر شاه).
بازهم تاریخ، اینبار در کنسولگری عربستان در ترکیه تکرار شد.
در خبرها آمده بود: مقامات ترکیه نوارهای صوتی ضبط شدهای در اختیار دارند که تاکید میکنند سرهنگ صلاح الطبیقی، رئیس پزشکی قانونی امنیت عمومی عربستان کسی بوده که جسد جمال خاشقجی را مثله کرده و از دستیارانش خواسته در زمان مثله کردن بدن او موسیقی گوش کنند.
این اول بار نیست که کشتن مخالف یک حکومت آنهم به طرز فجیع اتفاق می افتد و باعث تفریح قاتلینش می شود.
نمی دانم نام “امیر مختار کریمپور شیرازی” را شنیده اید یا نه؟ وی مدیر روزنامه شورش بود که از سال ۱۳۲۹ منتشر گردید و در جریان ملی شدن صنعت نفت انتقادات تندی علیه شاه و خانواده اش ابراز کرد.
ایشان را هم به طرز فجیعی شکنجه کردند و زنده زنده در اتش سوزاندند و از جان کندنش به وجد آمده جشن و سرور برپا کردند.
ماجرا را از قلم استاد شفیعی کدکنی بخوانید.
ایشان می نویسند:
“در میهن ما، انسان های بزرگی زیسته اند که هر یک به خاطر رفاه و آزادی مردم وطنشان، با قلم و اندیشه به پیکار استبداد رفته و در آتش نامردمی ها سوخته اند. یکی از آنها امیر مختار کریمپور شیرازی، شاعر و مدیر شجاع و مبارز روزنامه ی شورش بود که جان خود را در ۳۵ سالگی در پای قلم و آرمانش از دست داد. غروب روز ۲۳ اسفند ۱۳۳۲ در میدان پادگان لشگر ۲ زرهی که اسارتگاه دکتر مصدق، دکتر حسین فاطمی، کریمپور شیرازی و بقیه قربانیان کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲ بود، مراسم چهارشنبه سوری شاهانه، که هم زمان با تولد رضاخان میرپنج شده بود با شرکت اشرف پهلوی (پرنسس مرگ) و علیرضا پهلوی (که مثل خواهرش اشرف در قساوت قلب مشهور بود) انجام گرفت.
اینان کریمپور را از زندان بیرون کشیدند، به دستور اشرف؛
پیکرش را آلوده به نفت کردند
مدتی او را به توهین و تمسخر گرفتند
. پالانی بر کول وی نهادند
دستور دادند با چهاردست و پا راه برود.
با افروختن آتش، جشن منحوسشان را آغاز کردند
. زندانی به هر سو می دوید و فریاد می زد
، شعله آتش همه بدن او را فرا گرفته بود
و تماشاگران قهقهه سر داده بودند.
فردای آن روز او را در حالی که دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود، به بیمارستان ارتش منتقل کردند.
در آنجا، تمام توان خود را در گلو جمع کرد و فریاد زد : والاحضرت اشرف مرا کشت! اما دکتر ایادی ـ پزشک مخصوص ـ با تمسخر گفت: دیوانه است، هذیان می گوید.
فردای آن شب، از افراد بیرون زندان کسی ندانست که آن شب، در زندان لشگر ۲ زرهی چه گذشته است. تنها همین را فهمیدند که روزنامه های تهران خبر از آتش گرفتن کریمپور شیرازی دادند.”
در کتاب این سه زن شرح می دهد که اشرف پهلوی همراه سرهنگ زیبایی و گروهبان ساقی در دفتر زندان بود که کریم پور را آوردند. او سیلی محکمی از اشرف دریافت کرد. زبانش باز شد. در لباس ژولیده زندان با آن خانم عطرزده و شیک معارضه می کرد. او را آتش زدند و مستحق گلوله ندانستند.
این مختصر را برای گزارش به جوانان این مرزوبوم نوشتم تا هرکجا هم نسلان مرا (دهه ۳۰ ) دیدند به باد انتقاد و گاهی ناسزا نگیرند که: اگر شما انقلاب نمی کردید ما الان در بهشت زندگی می کردیم وخاندان پهلوی را سمبل آزادی و دمکراسی نخوانند.
امروز زندگی همه ما سرو سامانی ندارد ولی دال بر این نیست که اگر انقلاب نشده بود وضعمان بهتر (عالی) بود.


نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

نظرات
داستان ساختگی و سراسر دروغ. بابا شماها دیگه کی هستین که خوب میدونین تمام هست و نیست خودتان و خانواده و قبیله تان از برکت وجود پهلوی هاست که الآن سوادی دارید و میتوانید کتابی بخوانید و نوشته ای بنویسید ولی خیلی نمک به حرامید که ولی نعمت خودتان را به گناهانی متهم میکنید که کسانی که بعد از پهلوی ها آمدند صد باربیشتراز آن را در حق شماها و همه همپالکی هاتان روا داشتند و البته خوب شماهارا شناختند چرا که فهمیدند اگر مثل پهلوی از خطاهای شما درگذرند و آزادتان بگذارند همه دنیا را با نادرستی تان خراب میکنید. دست بردارید از این اتهامات جعلی و صدتا یک صنار که کسی برایتان تره هم خرد نمیکند.در ضمن این داستان دروغین را شفیعی کدکنی بیان نکرده بلکه زائیده ذهن مریض شخص دیگریست.با تمام این تفاسیرملت آنقدر خدمات حکومت پهلویها به کشور را عظیم و ارزشمند میداند که این یاوه گوئی ذره ای خلل در تمایلش به آن خانواده پرافتخارکم نمیکند.
چهارشنبه, ۲۱ام آذر, ۱۳۹۷
در مصاحبه شعبان جعفری با هما سرشار, خود جعفری (یکی از سفت و سخت ترین شاه اللهی های زمان) نیز به این تراژدی اشاره دارد, اما آنرا تصادفی می داند. شعبان بی مخ هم حتما “توده”ای شده بوده؟!
اون عکس روزنامه و بدن سوخته ای کریمپور شیرازی چه؟ حتما در ۱۹۵۴ از “فوتو شاپ” استفاده کرده بودند.
سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز بزرگترین نمک به حرام های جهان هستند, که دولت قانونی مصدق را سرنگونی کردند, و بعداز آن شاه گونه های کاشانی (گونه های صورت و تحتانی وی) را بوسید و برای ۳۵ سال هیچ کار نکرد غیر از آخوند پروراندن در آستین نظام سلطنتی.
سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز از یاد میبرند که حتی نام “پهلوی” نیز دزدی است و نام اصلی این قبیلهء جانیِ, دزدِ, آدمکشِ بی همه چیز در اصل “سواد کوهی” بوده است و مانند همه چیز دیگر این نام را هم از یک خانوادهء دیگر ایرانی دزدیده اند.
کسانی هم که بعد از سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز آمدند, مثل سعید حجاریان زود رفتند و با کمک فردوست تمام ساواکی های سابق را استخدام کردند. پس خر همین خره فقط پالونش عوض شد, از ساواک به ساواما, از ظل الله به روح الله, از تک حزبی رستاخیز به تک حزبی حزب الله. شاه و شیخ دو روی یک سکه اند.
منبع این مقال روشنگرانهء ناب (که چنین آتش بر آنجای سلطنت باختگان مجنون؛ خصوصا رزیدنت دیوانهء لندن: پالیزی, انداخته است) یک کانال ۳۰ هزار نفرهء آموزگاران ایرانی است: سازماندهندگان تحصنات و اعتصابات سراسری آموزگاران.
سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز تا به حال چند تحصن یا اعتصاب سازماندهی کرده اند؟
هیچ.
آیا سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز توانایی و عرضهء سازماندهی حتا دو تا کانال ده نفره را هم دارند؟
خیر.
کلام آخر: جنایت علیه بشریت (چه در سلطنت و چه دوران آخوندها) محدودیت مقرراتی (no statute of limitations) نداشته و تا ابد دهر قابل تعقیب و پیگیری قانونی است.
مردم ایران جنایات سلطنت باختگان پست فطرتِ, وطن فروشِ بی همه چیز را از یاد نبرده اند.
پنجشنبه, ۲۲ام آذر, ۱۳۹۷