این یادداشت نسبتا کوتاه را در آرشیو فیسبوکی خود دیدم که چهار سال پیش در پاسخ اظهارات عطاء الله مهاجرانی نوشته بوده ام. مهاجرانی در بی بی سی عنوان کرده بود که:« شیعه و زبان فارسی پایۀ هویت ایرانی ست»
از آنجایی که نوشته اینجانب همچنان موضوعی ست که هم ایرانیان را دعوت به اندیشیدن در باره بن مایه هویت فرهنگی خود می کند و هم پاسخی ست به دروغ ها و شعبده بازی های عوامل حکومت آخوندی که در خارج هم به رسانه دولتی قدرت های بزرگ بیش از دیگران دسترسی دارند ، باز نشر آن را (بی کم و کاست یا تغییر)در اینجا بی مناسبت نمی یابم .
باشد تا با وسعت بیشتری در معرض داوری هموطنان قرار بگیرد.
م.س

می گویند عطا الله مهاجرانی گفته است شیعه و زبان فارسی پایه هویت ایرانی ست.
این چند کلمه سردستی در پاسخ او و هم فکران او نوشته می شود:
………………………………………………………………..

آقای مهاجرانی اگر همچنان که شما می گویید شیعه پایه هویت ایرانی باشد ، به ناگزیر مداحان اوباش هفت تیرکش و آخوندهای جنایتکار بی وطن و جاهل و خرافه پرور و چاه جمکران و فحشای رسمی و شرعی گسترده در سطح کشور به نام صیغه و مُتعه ، و تقیه و دروغ و مکر و غدری که خمینی سمبل و نماینده آن است و اسید بر چهره زنان و قتل جوانان و خونریزی و کشتار سی و پنج ساله که شما هرگز محکوم نکرده اید و غارت های بی سابقه در طول تاریخ هم بخشی از این شیعه و بنابراین و به ناگزیر گوشه ای از هویت ایرانیان محسوب خواهد شد.
از این رو من به یک چنین هویتی سالهاست لعنت فرستاده ام و با صدای بلند می گویم چنین هویتی ارزانی شما و سایر عمال حکومت کشتار و بیدادِ خمینیه باد!
هویت ایرانی من (تا آنجا که به بخش بعد از اسلامی تاریخ ایران مربوط می شود) از بزرگان ایران زمین سرچشمه می گیرد: از حافظ ، خیام، سعدی ، مولوی ، عطار ، سنایی ، فردوسی ، سهروردی ، رازی ، ابن سینا ، بیرونی ، فارابی و بسیاران دیگر که هیچکدامشان شیعه نبوده اند شیعه در فرهنگ والای ایرانی هیچ نقش عمده ای ندارد.
جز خاطرات ننگین کشتار مردم ایران به وسیله ترکان آدمخوار قزلباش برای ترویج شیعه گری به زور شمشیر و جز خرافه پروری و جعل دینی به وسیله ملاهای عرب جبل عاملی و بحرینی که صفویه برای ویران کردن فرهنگ ایران و کوچ دادان وفراری دادن شاعران و هنرمندان و فرهنگیان بزرگ کشور ما به ایران وارد کرده بودند و سلف واقعی آخوند های بی وطن و قسی القلب امروز به شمار می روند ، برای مردم ایران و تاریخ ایران ثمری نداشته است.
یک شاعر ارزنده شیعه در کل تاریخ ایران پیدا نمی شود. و فرهنگ ایران در شعر ایران تبلور دارد. آخوند یعنی بی فرهنگی ، یعنی جهالت و شیعه بعد از صفویه جز آخوند و مضار و شومی و حسارت های عمیق و جبران ناپذیر آنها ، به قدر سر سوزنی ارزش فرهنگی و انسانی در ایران تولید نکرده است.
حافظ و مولوی و فردوسی و سعدی و خیام اجداد فرهنگی من اند و اینها مطلقا شیعه نیستند و آبِ آنها هرگز با آخوندجماعتی که امثال شما نوکری آنها را به جان و دل پذیرفته اند ، به یک جوی نمی رود .
هویت ایرانی به فرهنگ ایران مستظهر است و این فرهنگ در یاوه های مجلبسی در ولایت فقیه خمینی و در فرهنگ رذالت آخوندهایی که طی سی و پنج سال به تنهایی بیش از مغول ها و مقدونی ها و عرب ها و مهاجمان آسیای مرگزی و تزارهای روس به ایران خسارت زده اند یافت نمی شود.
هویت شیعه چنان که شما می شناسید ارزانی شما باد !
فعلا ایران در اشغال شماست.
منِ ایرانی از این که خودی ی شما نیستم افتخار می کنم.
هویتی که شما از آن دفاع می کنید با وجدان انسانی من و امثال من در تناقض است آقای مهاجرانی .
انساندوستی را از حافظ و خیام و سعذی آموخته ام اما آخوندیسم شما که چکیدهء فرهنگ شیعی صفوی ست دشمن انسانیت است .
کوسه ریش پهن نباشید هم از آخور نخورید و هم از توبره و دولا دولا شترسواری نکنیدو اگر شیعه اید به آن معنا که خمینی بود و به آن معنا که آخوندهای حاکم هستند و به آن معنا که ولایت فقیه شما هست ، دیگر مدعی فرهنگ ایران و هویت ایرانی نباشید که هزاران سال از شما و امثال شما دور است.
شیعه گری شما متناسب با فرهنگ آخوندی ، با چاه جمگران با شکنجه و اعدام جوانان به وسیله جر ثقیل ، با آتش زدن سینما و سوزاندن انسانها در آن و با اسید پاشی بر چهره زنان و بر کینه و نفر ت پراکندن بر ضد زیبایی و رنگ و شور و نشاط جوانان است . متناسب با عربده کشی مداحان جاهل و لمپن است و ارتباطی با روحیه والا و انسان گرای شاعران و بزرگان فرهنگ ایران ندارد.

حافظ و خیام و سعدی کجا. شیعه گری حکومت آخوندی شما کجا؟
تنها به یک شرط می توان میراث صفویه را(که آخوندها نمایندگی می کنند ) هویت ایرانی نامید و آن این است که معنای هویت رذیلت و خرافه و خود پسندی و استبداد و خود رایی و جهل باشد!
روشن شد ؟

م.سحر