شوراهای صنفی، مرحله ای نو در جنبش دانشجویی/ مرتضی هامونیان

به عنوان یکی از نیروهای نوظهور اما پرتوان جنبش دانشجویی، بارها در مواضعشان بر غیرسیاسی بودن خود تاکید کرده اند. بارها به صراحت اعلام کرده اند که نه درگیر بازی جناح های سیاسی داخلی هستند و نه هیچ گونه ارتباطی با جریان ها و گروه های سیاسی خارج از کشور دارند. گفته اند که «به واسطه درهم تنیدگی و پیچیدگی روابط اجتماعی و فراروی اثر سیاست گذاری های کلان از سطح دانشگاه، طبیعتاً مطالبات صنفی-معیشتی دانشجویان با مطالبات صنفی معلمان، پرستاران، کارگران و سایر اقشار زحمتکش و فرودست جامعه پیوند می خورد و این بخشی بدیهی از کنش نقادانه و فعالانه نمایندگانی است که مطالبات بدنه دانشجویی خود را به صورت علمی در سطوح کلان اقتصادی ـ سیاسی بررسی و تشریح می کنند». (۱)

بر این عهدشان هم پای فشرده اند. هم از هم صنفیِ دانشجوی زندانی خودشان که بازداشت شده دفاع کرده اند، هم تابلوی “کارگران زندانی را آزاد کنید” بالا برده اند و هم در کنار معلمان به پا خواسته ایستاده اند. در اعلام همبستگی، دانشجویان دانشگاه تهران با کارگران هفت تپه بر خصوصی سازی ها شوریده اند و گفته اند که «ورشکستگی هفت تپه آینه ای از ورشکستگی آموزش عالی است. سیاست هایی که با خصوصی سازی، هفت تپه و کارگرانش را به ورشکستگی کشاندند، درون دانشگاه ها پیامدهایی مصیبت بار به دنبال داشته اند». (۲)

از نگاه آنها پولی شدن دانشگاه ها و کاهش کیفیت علمی آموزش عالی در کنار «دور افتادن مطالعات دانشگاهی از نیازها و مطالبات مردم و تبدیل آن به ابزار سودآوری سرمایه و اعمال کنترل بر کار، و دلمردگی فضای دانشگاه ها»(۲) از جمله سیاست هایی است که به وضعیت موجود دامن زده و موجبات اعتراض ها را فراهم آورده است.

برای ایشان این مسائل عامل تبعیض مستمر در عرصه آموزش عالی در ایران بوده است. آنها خواسته هایشان هم همیشه مشخص بوده. در بیانیه هایشان خواست های صنفی را مطرح کرده اند و از سیاسی کاری حذر داشته اند. از افزایش سنوات رایگان تا مسئله ظرفیت خوابگاه ها و توزیع غذای در آن ها، تا -همانطور که گفته شد- مسئله پولی سازی و خصوصی سازی دانشگاه ها. این ها نگاه و خواست آن چیزی است که به نام شوراهای صنفی دانشجویان کشور شناخته شده. (۲)

اگر دهه ۷۰ و عصر دوم خرداد، دوران خیزش سیاسی دانشجویان کمی فرصت نفس پیدا کرده پس از دهه ۶۰ و دوران سلطه مطلقه هاشمی رفسنجانی بود، با آغازین فعالیت های دوران نوی دفتر تحکیم وحدت، این دفتر از پایگاه نظام برای تصفیه دانشجویان مخالف و حاکمیت نظم جدید در دانشگاه به چهره ای منتقد درون و پس از چندی برون حاکمیتی بدل شد و نقطه عطف ۱۸ تیر ۷۸، رابطه این دفتر را با حاکمیت دگرگون کرد.

دهه ۸۰ اما عرصه چندپاره شدن جنبش دانشجویی و نظم جدید متشکل از جریان های جدید در دانشگاه بود. لیبرال ها و سوسیالیست ها تشکل های خود را سامان می دادند و احزاب عموماً اصلاح طلب از سویی و جریان های اصولگرا/محافظه کار از سویی دیگر، به دنبال داشتن دست دانشجویی خود در دانشگاه ها بودند. حاکمیت هم از پس از سرکوب دانشجویان در سال ۸۲ با محوریت اطلاعات سپاه و پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و ظهور پدیده احمدی نژاد، دیگر آن صبر پیشین را کنار گذاشت، کشتیبان را سیاستی دگر آمد و از همان تیرماه ۸۴ و از مقابل دانشگاه تهران در ۲۱ تیر، فریاد لت و پار کنیدشان به آسمان رسید. حدفاصل سال های ۸۴ تا ۸۸ و پیش از آن واقعه بزرگ، دوران اوج گیری بگیر و ببندهای پیش از وقایع ۸۸ بود. دانشجویان هم با خامی به تصور آن که یکی را می گیرند و دیگری را وا می نهند، از هم جدا شدند. ۱۶ آذرهایشان هم جدا شد و حاکمیت یکدست شده هم ضربه ای کاری را زد و از دفتر تحکیمی های عموماً لیبرال شده، تا فعالین قومی و چپ دانشجویی -که آن روزها خود را دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب نام نهاده بودند-، گرفت و زد و بست. و البته زندانیان در زندان و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ متوجه شدند که حکومت آن همه مقدمه را برای چه منظوری فراهم ساخته. سرکوب بزرگ و حذف همه در سال ۸۸ و پس از آن.

از ۸۸ تا ۹۰ و تا ۹۲ اما دوران سکوت پسا شوک ۸۸ بود. نفس از کسی در نمی آمد و هرصدای ناهمسازی در گلو خفه می شد. سال ۹۲ حسن روحانی با حمایت بخش هایی از دانشجویان و جامعه به ریاست جمهوری رسید. شعارهایی داد و دانشجویان تصور کردند که می توانند قدری سر از زیر آوار به در آورند. هم تشکل های دانشجویی با عنوان های مختلفی -که عموماً پسوندی اسلامی داشت- فعال شدند و هم البته یک اتفاق جدید افتاد.

جنبش دانشجویی از اوایل دهه شصت تا دوران دوم خرداد، بازوی حاکمیت بود و راهی برای ورود دانشجویان به بدنه قدرت. تا جایی که در جریان انتخابات مجلس ششم لیست داد و فعالینش هم توانستند بر کرسی های مجلس شورای اسلامی تکیه بزنند. پس از آن هم با وجود اختلاف شدید و عبورشان از خاتمی و تحریم های انتخاباتی شان، هم چنان پیوندشان با احزاب حفظ می شد. چپ هایشان هم حتی گه گاه -و معدود افرادی البته موثر- با احزاب چپ خارج از کشور ارتباط می گرفتند. در واقع جنبش دانشجویی نه کاملاً مستقل که سعی می کرد ارتباطش با احزاب را حفظ کند.

اما به نظر می رسد که پس از سال ۹۲ یک اتفاق جدید در جنبش دانشجویی در حال رخ دادن است. چه انجمن های اسلامی که نگاهی به سیاست داشتند و چه شوراهای صنفی که بر خواست های دانشجویی و صنفی متمرکز بودند، هر دو از احزاب دور شدند. یک دلیلش شاید نبود و حذف احزاب اصلی اصلاح طلب بود. جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب منحل اعلام شدند و تا احزاب جدیدشان چون اتحاد ملت شکل بگیرد و قوام پیدا کند، راهی در پیش بود. از سویی دیگر و در بال صنفی دانشگاه که با همان رویکرد برابری خواهانه و آزادی طلبانه، این بار صرفاً بر خواست های صنفی شان تمرکز داشتند و سعی می کردند که بر آن مسائل تمرکز کنند هم ارتباطی با احزاب خارج از دانشگاه نبود. در واقع دانشگاه پس از ۹۲ تلاش کرد تا دست بر زانوی خود گذارد و برخیزد. و این برخواستن برای مباحث صنفی، اصلی ترین خروجی اش شوراهای صنفی دانشجویان کشور بود.

آیین نامه شورای صنفی دانشجویان دانشگاه های کشور در اردی بهشت ۱۳۹۵ تصویب شد. البته شوراهای صنفی پیش تر سامان یافته بودند و خود را در دولت اعتدال، قدرتمندترین صدای موجود در دانشگاه های کشور می دانند. در واقع شوراهای صنفی پس از مدتی از وضعیت شورایی صرف صنفی به جنبشی بدل شد که گفتمان خاص خود را شکل داد. این شوراها وضعیت موجود را اخته و شوراهای صنفی مصوب وزارت علوم را بخشی از فرآیند بوروکراتیک و آئین نامه اش را بی کارکرد و ابتر دانسته و از مسئله اعتراض به پولی شدن و عدم برابری حق تحصیل برای همه تحصیل شروع کردند. (۲) اعضایشان با هم گفتگو کردند تا سرانجام شهریور ماه ۱۳۹۳ با عنوان “تشکیل کمیته تاسیس اتحادیه شوراهای صنفی کشور” در دانشگاه ها توجه دانشجویان و فعالینش را به خود معطوف داشتند. (۲) نکته این جاست که این فعالین عموماً خود انگیخته بودند؛ بی پشتوانه یا حمایت جریان های سیاسی. یعنی در وضعیتی که جریان های سیاسی جامعه درگیر آغاز به کار دولت اعتدال و بعد، بشود یا نشود برجام، تحلیل ها و حرف هایشان را در جامعه مطرح می کردند، در زیر لایه های دانشگاه جریان جدیدی در حال شکل گیری بود. جریانی صنفی که خود را در تعامل با دیگر جنبش های صنفی کشور می دید. جریانی که جلوتر آمد تا در خیزش دی ماه ۱۳۹۶ اسمش بر سر زبان ها بیافتد و فعالینش روانه بازداشتگاه ها شوند.

دی ماه ۹۶ و همزمان با ناآرامی های سراسر کشور و خیزش مردم و در واقع با آغاز دوره جدیدی از گفتمان در سیاست ایران که اصولگرا و اصلاح طلب را در کنار هم می نشاند و دستکم زمان را برای آن دو “تمام” می دانست، فعالین دانشجویی متشکل شده در شوراهای صنفی نیز به میدان آمدند. خواست مردم به جان آمده اقتصادی بود و اعتراض ها از مسئله نان به مسئله مبنای حاکمیت رسید و این وسط فعالین دانشجویی نیز پا پیش نهادند. از آذر ۳۲ و پیش و پس از آن، دانشگاه سنگر آزادی بوده و دیده بان خواست های مبنایی جامعه. در دی ماه ۹۶ هم باز دانشگاه ها –این بار با محوریت فعالین صنفی- به صحنه آمدند. ده ها تن با محوریت وزارت اطلاعات دولتی که قرار بود معتدل باشد، به زندان افتادند و روزها انفرادی و بازجویی و وثیقه های آن چنانی نصیبشان شد و اما از پای ننشستند. از پس از اعتراضات دی ماه تا امروز هم فعالیت های دانشجویی صنفی خود را سرپا نگاه داشته اند و هم با هم متحد شده اند. در یکی از آخرین هایش در قضیه تحصن دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل، دستکم شوراهای صنفی ۲۹ دانشگاه با همقطارانشان در دانشگاه نوشیروانی اعلام همبستگی کرده اند. (۲) هم چنین، فعالین صنفی پس از اعتراضات معلمان و اخیراً در اعتراضات کارگری با محوریت هفت تپه باز به میدان آمدند و اتحاد صنفی خود را مطرح کردند. در این همبستگی ها این بار و برخلاف تجربه ده های ۷۰ و ۸۰، احزاب سیاسی، چه چپ چه راست محوریت ندارند. این فعالین صنفی هستند که به هم پیوند خورده اند و به پیش می آیند.

می شود گفت که ماهیت جنبش دانشجویی در حال تغییر است. اگر جنبش دانشجویی را مضیق به تعریف دهه های ۷۰ و ۸۰ بگیریم، شاید امروز نشود از جنبش دانشجویی میانه میدانی سخن گفت. اما در تعریف موسع آن می توان از مولودی نام برد که با پرهیز از پیوند خوردن با احزاب سیاسی، با تعریف مشخص از خود و با کارویژه و نگاهی دقیق به پیش می رود. فعالینش اما به دلیل انقطاع نسلی میان فعالین دانشجویی که نتیجه بازداشت ها و مهاجرت ها و اخراج ها و ستاره دار کردن ها بوده است، قدری بی تجربه اند و گه گاه خامی می کنند. اما خلاقیت ها و دو خصلت معروف دانشجو یعنی نداشتن و نخواستن باعث شده که ایشان تمام قد در صحنه حاضر باشند و نقش آفرینی کنند.

خواست این جریان دانشجویی به عنوان یکی از جریانات کنونی دانشجویی موجود در کشور، ماهیتی آزادی طلبانه و برابری خواهانه دارد که با عینیت ملموس دانشگاه گره خورده است. (۲) در دانشگاهی که از پس از انقلاب فرهنگی (یا به قول دکتر محمد ملکی کودتای فرهنگی) سیستمی کاملاً ریاستی و فرمایشی از بالا حاکم است، این خواست البته رادیکال است. اما این دانشجویان فعالیت صنفی خودشان را با فعالیت های صنفی دیگر اقشار جامعه به مانند کارگران و معلمان پیوند زده اند. در واقع آن چه که شاهد آن هستیم یک خیزش صنفی تمام عیار است که جدا از دعواهای سیاسی، خود را با متن جامعه پیوند زده به جلو می آید. خیزش صنفی که اگر نخواهیم غافلگیر شویم باید آن را جدی بگیریم.

 
پانوشت ها:
  1. بیانیه شوراهای صنفی دانشگاه ها درباره بازداشت تعدادی از دانشجویان، ایسنا، ۲۴ دی ماه ۱۳۹۶
  2. کانال تلگرام شوراهای صنفی دانشجویان کشور

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)