روز چهارشنبه چهاردهم آذر ماه اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز وارد بیست و ششمین روز خود شد و بیش از سه هفته از راهپیمایی و تجمع های اعتراضی پر شور کارگران این مجتمع صنعتی می گذرد. کارگران فولاد اهواز با سر دادن شعار”ما کارگران آهنیم ریشه ظلم و میکنیم”، “مشکل ما حل نشه، اهواز قیامت میشه”، “نه حاکم ،نه دولت، نیستن به فکر ملت”، “ما کارگران فولاد، علیه ظلم و بیداد، می‌جنگیم، می‌جنگیم”، “کارگران بیدارند، از استثمار بیزارند”، “فولاد، هفت تپه، اتحاد اتحاد”، “کارگر زندانی آزاد باید گردد”، “اسماعیل بخشی و علی نجاتی آزاد باید گردند” همچنان بر ادامه مبارزه تا تحقق خواسته هایشان و تحکیم همبستگی با کارگران هفت تپه تأکید کردند. اما در شهرستان شوش و در حالی که بیش از یک ماه از اعتصاب کارگران هفت تپه می گذرد و اعتصاب همچنان ادامه دارد با اینحال از روز یازدهم آذر ماه به بعد از راهپیمایی گسترده کارگران هفت تپه و برپائی تجمع های اعتراضی در خیابان های شهر شوش خبری نیست. خبرگزاری حکومتی ایلنا و برخی دیگر از رسانه های رژیم جمهوری اسلامی پایان این اعتصاب را اعلام کرده اند. اما این حقیقت ندارد.

آنچه روشن است مسئولین و کارگزاران رژیم در استان خوزستان و بطور مشخص در شهرستان شوش از همان آغاز اعتصاب کارگران هفت تپه و بویژه از زمانی که این اعتصاب به تظاهرات خیابانی و برپایی تجمع های اعتراضی در برابر ادارات دولتی در سطح شهر کشیده شد به تکاپو افتادند تا به هر طریقی که می توانند این اعتصاب و اعتراضات کارگران را به شکست بکشانند. اما نظر به آنکه کارگران هفت تپه به همت رهبری شورایی که داشتند در جریان این اعتصاب و اعتراضات خیابانی هم به لحاظ مضمون شعارهایی که سر می دادند و هم به لحاظ رفتار و سازمان و انتظامات دقیقی که در جریان راهپیمایی و تجمع های اعتراضی مقرر کرده و نیز به پشتوانهء مقبولیت اجتماعی که برای خواسته ها و اعتراضات خود در سطح افکار عمومی کسب کرده بودند، چنان با دقت عمل کردند، که هیچ بهانه ای به رژیم داده نشد تا با یورش و سرکوب عریان با این تجمع های اعتراضی مقابله کند، در واقع کارگران با کاردانی خود نیروهای سرکوب رژیم را زمین گیر کردند. از این رو مسئولین و کارگزاران رژیم در سطوح مختلف و از طریق عوامل خودشان در سطح محلی تلاش کردن تا در صف متحد اعتصاب کارگران شکاف و دو دستگی ایجاد کنند و در همین راستا تهدیدات و فشار بر کارگران را تشدید کردند. رئیس قوه قضائیه رژیم کارگران را مخل امنیت جامعه معرفی کرد، اسماعیل بخشی را دستگیر و تحت شکنجه قرار دادند، علی نجاتی را بازداشت و به بند کشیدند، دیگر نمایندگان کارگران را تحت تعقیب و پیگرد قرار دادند، و در همانحال برای تهدید و تطمیع و فریب بعضی از کارگران از هیچ حیله و نیرنگی فروگذار نکردند.

در ادامه این تلاش های مذبوحانه بود که روز یازدهم آذرماه مقامات حکومتی و عوامل آنها فرماندار، مدیر عامل تازه به منصب رسیده، مسئولیت اداره کار، برخی از نمایندگان مجلس اسلامی در شوش، امام جمعه و نیروهای بسیج دانشجویی با حمایت نیروی انتظامی مطابق نقشه و سناریویی از قبل تعیین شده دسته جمعی به قصد اعلام شکست اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه به این مجتمع صنعتی رفتند. این قافله به همراهی بخش معدودی از کارگران که زیر فشار این تهدیدات و فریب کاری ها از ادامه اعتصاب سرخورده شده بودند، آژیر آغاز به کار دوباره کارخانه را به صدا در آوردند و خودشان و به دور از تصمیم و اراده کارگران پایان اعتصاب کارگران هفت تپه را اعلام کردند. رسانه حکومتی “ایلنا” بلافاصله به تریبون اعلام شکست اعتصاب تبدیل شد. این در حالی است که اکثریت کارگران هفت تپه هنوز در اعتصاب به سر می برند و به سر کار بازنگشته اند. طبق نظریه سنجی هایی که انجام گرفته است، اکثریت کارگران خواهان ادامه اعتصاب تا آزادی اسماعیل بخشی و علی نجاتی و تحقق بقیه خواسته هایشان هستند. در ادامه همین تلاش ها مقامات حکومتی تعدادی از کارگران هفت تپه را تحت عنوان نماینده به تهران برده اند تا با وزیر کار و نمایندگان مجلس دیدار کنند، این در حالی است که کارگران هفت تپه این تعداد را نماینده خود نمی دانند. چون آنها نه از جانب کارگران، بلکه با توافق با مقامات حکومتی به تهران رفته اند و مذاکرات پشت پرده آنها با مقامات حکومتی ربطی به خواسته ها و منافع کارگران هفت تپه ندارد.

تحت این شرایط ترمیم شکافی که دشمن در صفوف کارگران هفت تپه ایجاد کرده و برطرف کردن دودلی و نگرانی هایی که در مورد ادامه اعتصاب دامن زده شده است در اولویت پیشروان و رهبران عملی این اعتصاب قرار دارد. اینکه برای ترمیم شکافی که دشمن در صفوف کارگران ایجاد کرده چه راهکاری در پیش گرفته می شود، به تجربه و کاردانی فعالین این جنبش اعتراضی و دخالت مستقیم خود کارگران بستگی دارد.

اینکه کارگران با تعیین یک ضرب الاجل زمانی برای آزادی اسماعیل بخشی و علی نجاتی و برای تحقق دیگر خواسته هایشان، فعلا پایان اعتصاب را بنا به اراده و تصمیم خودشان اعلام می کنند، یا آن را ادامه می دهند، امر خود کارگران است. اعلام پایان اعتصاب از جانب نمایندگان حکومت و رسانه های وابسته به آن بخشی از توطئه رژیم برای پایان دادن به اعتصاب است. اعتصاب کارگران هفت تپه تا همین امروز به اعتبار آنکه اکثریت کارگران به سر کار باز نگشته اند، ادامه دارد.

اعتصاب و اعتراضات با شکوه کارگران هفت تپه و فولاد اهواز تا همین لحظه به اعتبار دستاوردهایی که برای کارگران این دو مجتمع صنعتی و جنبش کارگری و جنبش توده ای و آزادیخواهانه در ایران داشته اند، به عنوان دو اعتصاب شکوهمند در تاریخ جنبش کارگری ایران ثبت شده اند.

کارگران هفت تپه و فولاد اهواز در دل مبارزه برای حفظ و تحکیم یکپارچگی صفوف خود و مبارزه برای خنثی کردن توطئه های تفرقه افکنانه دشمن آزموده تر می شوند.

آنچه در این شرایط از اهمیت زیادی برخوردار است، ادامه حرکت های حمایتی در داخل که نمونه برجسته آن را در حمایت بخش های مختلف جنبش کارگری و فعالین آن و حمایت پر شور جنبش دانشجویی از خواسته های کارگران شاهد هستیم، و تداوم کارزارهای سیاسی, تبلیغی در خارج کشور است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)