شورای حقوق بشر سازمان ملل متحدیا تصویب کمسیون حقیقت یاب ویژه پیگیری موارد نقض حقوق بشر درایران،فضای جدیدی برای شهروند خبرنگاری باز کرده است.این یک فرصت تاریخی برای جوانان معترض وآحاد جامعه ایرانی است که بایک تلفن همراه به مستند سازی گسترده وغیر قابل کنترل بپردازند وموارد نقض حقوق بشر را ثبت تاریخ نمایند.اما این فرصت برای جامعه دانشگاهی وجوانان معترض بلوچ بدلائل متفاوت تری واقعا یک فرصت استثنائی است.دونکته أساسی در این باره وجود دارد.
١—- جامعه بلوچ منزوی ترین وبی صداترین جامعه در ایران در طول تاریخ معاصر بوده است.این برای اولین بار است که جامعه ایرانی بلوچ ومظلومیتش راجدا از روایت حکومتی می بیند روایتی که دست اول وبدون واسطه وحب وبغض قدرت حاکم است .
٢— جامعه بلوچ در سطح جهانی نیز جزء ناشناخته ترین ملیت ها ی اقلیت در ایران پاکستان وأفغانستان است.یکی از دلایل اصلی این امر عدم حضور مؤثر بلوچ درسطح رسانه ای است.همه اقلیت های ملی در جهان صدا برای فریاد دارند بلوچ تاکنون جز موارد استثنائی ازچنین صدائی برخوردار نبوده است.بویژه زنان بلوچ درهیچ سطحی ازدرون جامعه مرد سالار وبشدت سنت گرا گرفته تا درسطح ملی کشورهاکه بلوچستان درجغرافیای سیاسی آنهاقرار گرفته است وبالطبع آن در سطح جهانی جزء ملیت های فراموش شده بوده است.این برای اولین بار است که درجریان خیزش انقلابی مردم ایران بلوچ صاحب صدا شده وإمکان حضور در داخل کشور ودرسطح بین الملل یافته است.حضور قدرتمندخانم فریبا بلوچ در رسانه ها ودر جمع معترضین خارج از کشور نشان داد که دختران بلوچ چه توانائی های بالائی دارنند ومامردان آن هارادرزنجیر ذهنیت مرد سالار وسنت های ترکیبی قومی ومذهبی خود به زنجیر کشیده ایم.
اما جدا از این مشکل تاریخی بلوچ ،خیزش انقلابی نسل جوان ایرانی که زنان در محورآن قرار گرفته اند یک فرصت تاریخی برای بلوچ بوجود آورده که خود را بشناساند ودر داخل از سه اتهام حاکمیت عبور کند
الف….اتهام تجزیه طلبی
ب…..اتهام وهابی گری
ج….اتهام قاچاق گری
درسطح بین الملل این فرصت تاریخی را شورای حقوق بشر وتشکیل کمسیون حقیقت یاب برای بلوچ بوجود آورده تا از انزوا خارج ومظلومیت خود را فریاد بزند وبه گوش جهانیان برساند.خوب این مسئولیت سرنوشت ساز وتاریخی را چه قشر اجتماعی باید برعهده گیرد؟!!!به لحاظ نظری دوطیف مرجع که این مهم را برعهده بگیرند قابل تصور است
١——-قشر روشنفکر دانشگاهی بلوچ
٢—— قشر روحانیت بلوچ
اگرمنصفانه قضاوت کنیم وازپیش داوری فاصله بگیریم.بخش اصلی مولوی ها که حول محوریت مسجد مکی متشکل شده وزعامت مولانا عبدالحمید را پذیرفته اند تا این جای کار نشان داده اند که ابتکار عمل را بدست گرفته اند وآن بخش از روحانیت بلوچ وأهل سنت که بهر دلیلی به نهاد قدرت چسبیده اند بسرعت دارند اعتبار خود را از دست میدهند ودور نیست که یا در رفتار خود مجبور به تجدید نظر شوندویا ازگردونه خارج وبه انزوا تن خواهند داد.
اما آن بخش از قشر دانشگاهی که نگرانی آینده است وزعامت روحانیت مکتبی اهل سنت بلوچ را در تناقض با جریان انقلابی حس می کنند که در آن حقوق برابر مردان وزنان وحقوق بشر وسکولاریزه شدن قدرت در محور مطالبات خود قرار داده اند ،اکنون کمسیون حقیقت یاب سازمان ملل متحد فضا را برای آنها باز کرده تا هویت مستقل مورد نظر خود را بیابند وبا مستند سازی کشتار ها وخانواده های آسیب دیده پا به میدان عمل بگذارند .این قشر اجتماعی بلوچ در مساعد ترین موقعیت قرار گرفته است تا از لاک محافظه کاری خارج وبا یک تلفون همراه صدای مظلومیت خانواده های داغ دار مستند ودر اختیار کمسیون حقیقت یاب قرار دهد وبشود صدای مظلومیت بلوچ .
این واقعا یک فرصت استثنائی واحتمالا غیر قالب تکرار است.دوستان نگران از وضعیت زعامت روحانیت ،من درنگرانی شما شریک وآنرا درک می کنم.واقع بین باشیم جایگزینی برای جریان مذهبی اهل سنت بلوچ که بتواند تمامی مسئولیت را در این شرایط حساس وسرنوشت ساز برعهده گیرد ودر همان حال بتواند مورد اعتماد مردم باشد وجود دارد؟!!!! اکر وجود دارد بسم اله این هم گوی واین هم میدان ؟!!!
درعین حال شما باید توجه داشته باشیدکه مولوی عبد الحمیدیک مولوی مکتبی است .این که با جریان خیزش انقلابی همراه شده است لزوما به این معنی نباید فهم شود که درتمامی ابعاد خیزش انقلابی واهداف آن باید همآهنگ باشد .چرا از این زاویه نگاه نمی کنید که مولوی سرخورده از نظام اسلامی انحصار طلب شیعی به این نتیجه مختوم رسیده باشد که در یک نظام سکولار بهتر میتواند أهداف دینی خود را پی گیری کند.شما شدت سنت گرائی ومذهبی بودن جامعه بلوچ راازهرکس دیگری بهتر میدانیدوبدرستی میدانید که سنت ها حتی اگر با دین ترکیب نشده باشند سرسخت هستند وبسادگی تن به تغییر نخواهند داد .شما میتوانید موضوعات را از هم تفکیک کنید وتا آنجا که نقش روحانیت را مثبت حس می کنید همراه شوید وهرکجا آنرا بازدارنده توسعه ومانع پیشرفت حس کردی محترمانه نقد کنید . گذشت زمان همه چیز را حل می کند نگران آینده ای که نیامده است نباشید . دین سیاسی که به جوامع اسلامی تحمیل شد در عمل عدم کارائی وتطابقش را با واقعیت های جهان متحول به إثبات رساند وکم کم مجبور به درک این موضوع خواهد شد .اگر انقلاب سکولار در ایران موفق به عقب راندن مذهب سیاسی شده بشود تردید نکنید که جهان اهل سنت را هم متحول خواهد کرد .بویژه آن که بنیاد گرائی در داخل خاستگاه اولیه اش در عربستان با تفکر مدرن تر بن سلمان روبرو ودرحال پوست انداختن است.دیر یازود جهان اهل سنت نیز متحول خواهد شد واز قضا مولوی عبدالحمید جزء شخصیت های پیشروتر در همین مسیر است .
درهرحال زمان زمان عمل است ونه شعار قشر روشنفکری دانشگاهی هم مثل روحانیت یکپارچه نیست .بخشی از این قشر منافع خودرا در همکاری با حاکمیت تعریف می کند .احتمالا این طیف نیز به سرنوشت طیف مولوی حاکمیتی مبتلا وتجربه مشابهی را از سر خواهد گزراند .طیف روشنفکری دانشگاهی بلوچ که باخیزش انقلاب خود را هماهنگ حس میکند واز فرصت پیش آمده که بلوچ رادر سرنوشت سایر قومیت ها شریک وبرای اولین بار قابل درک وپذیرش درکلیت جامعه کرده است،برای کسب هویت مستقل از جریان مذهبی با فرصتی استثنائی وتاریخی روبرو است.با کم هزینه ترین روش میتواند صدای مظلومیت بلوچ را باشرکت فعال در مستند کردن آن چه بر بلوچ درجمعه های خونین رفت وهنوز میرود ثبت وظبط کند ودر اختیار کمسیون حقیقت یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد بگذارد .باور کنید عکسی که از خدانور مظلوم وبستن أو به تیر پرچم درشبکه های اجتماعی انتشاریافت در معرفی مظلومیت بلوچ وآگاهی جهانیان با هیچ اقدام دیگری قابل قیاس نیست.شما چه بسا با یک روایت این چنینی تاریخ را ورق بزنید .زمانش همین حالا است شک نکنید.
٢۵/٨/١۴٠١

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.