تجمع اعتراضی و تظاهرات کارگران مبارز نیشکر هفت تپه در اعتراض به‌خصوصی سازی و عدم پرداخت دستمزدهای معوقۀ شان نوزده همین روز خود را پشت سر گذاشت. کارگران مبارز مجتمع بزرگ کارگری صنایع فولاد اهواز نیز دوازده همین روز از اعتصاب ااعترضات و تظاهرات پیگیر و مصممانه شان را با درایت و هشیاری پیش بردند. آنان وضعیت نا بسامان معیشتی و خواست و مطالبات کارگران را توضیح داده اند. کارگران هر دو مجتمع به درست در سخنرانی‌ ها و شعارهایشان رژیم جمهوری اسلامی سرمایه را به عنوان بانی و مسبب این اوضاع فلاکت بار دست نشان کردند.

در این مدت کارگران و خانواده‌ هایشان عزم و ارادۀ راسخ خود را به ادامۀ اعتراضات تا رسیدن به همۀ خواست و مطالباتشان با اتکا به نیروی متحد خود و دیگر کارگران، توده های مردم زحمتکش و سایر اقشار ستمدیده اعلام نموه ادند. یکی دیگر از ویژگیهای این دوره از مبارزات کارگران حضور پررنگ و فعال زنان کارگر در اعتراضات و تظاهراتها است که بدون شک قدرت و نیروی کارگران را در مبارزه علیه رژیم دو چندان کرده است. 

اخبار لحظه به لحظۀ تداوم اعتراضات برحق کارگران این دو مرکز بزرگ و مهم کارگری اایران در سطح وسیعی در شبکه‌ های اجتماعی و رسانه‌ های همگانی داخلی و خارجی منتشر شده است و موجی از حمایت و پشتیبانی هم پیمانان طبقۀ کارگر در داخل و خارج را به دنبال داشته است. بسیاری از دیگر مراکز کارگری، انجمن ها و نهادهای مدنی، معلمان مبارز و استادان دانشگاه و دانشجویان و دانش آموزان، وکلای شریف و آزاده و توده های مردم ستمدیده شهرها به ویژه شهرهای خوزستان و افکار عمومی از اعتراض کارگران حمایت کرده اند.

اعلام پشتیبانی کارگران هپکو در اراک، پتروشیمی ماه شهر و بندر خمینی، پارس جنوبی، فعالان کارگری جنوب و شوش و ااندیمشک و محور تهران، سندیکای رانندگان شرکت واحد تهران و حومه، اطلاعیۀ پشتیبانی جمعی از زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج، اطلاعیۀ پشتیبانی رانندگان ١۶اتحادیه، سندیکا، کانون، انجمن، بنگاه های حمل و نقل و واحدهای آتش نشانی در سراسر کشور، اطلاعیۀ حمایتی ٣٠ انجمن کارگران ساختمانی شهرهای کردستان و اطلاعیۀ ۴٢ تن از وکلا و حقوق دانان که اعلام کرده‌اند با افتخار آماده قبول وکالت کارگران دستگیر شده هستند، اطلاعیه پشتیبانی گروه اتحاد بازنشستگان و اطلاعیه های حمایت و پشتیبانی همۀ احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست ایران، اطلاعیۀ پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد و نامۀ اتحادیۀ معلمان انگلستان در حمایت از سندیکاری کارگران هفت تپه، بخشی از این حمایتها در پشتیبانی از کارگران صنایع فولاد و کارگران نیشکر هفت تپه و علیه محکوم کردن دستگیری کارگران و توسل به خشونت علیه آنان از جانب جمهوری اسلامی است. 

کارگران در این نبرد طبقاتی تنها گوشه ‌ای از قدرت و توان خانوادۀ ۵٣ میلیونی خود را به سرمایه داران، رژیم اسلامی و اعوان و انصار دزد و فاسد و دیگر دشمنان رنگارنگ شان نشان داده‌اند که به کابوسی برای آنها تبدیل شده است. در جریان این مبارزات اگر کارگران هم پیمانان و دلسوزان خود را بیشتر شناخته اند، دشمنان خود را نیز بهتر شناختند. واضح است جمهوری اسلامی به ویژه با بحرانهای عمیق و همه جانبه که درآن دست و پا می زند، درمانده تر از آن است که قادر به برآورد و پاسخگویی مطالبات کارگران باشد. در چنین شرایطی رژیم ابزاری جز فریب و دروغ و تهدید و سرکوب دم دست ندارد. اما کارگران هفت تپه و صنایع فولاد نیز که کارد به استخوانشان رسیده است راهی جز ادامۀ مبارزه پیش رو ندارند. آنان پاسخ تهدیدات رژیم را هم با شعار”نه تهدید نه زندان دیگر اثر ندارد”، دادند و هم با تداوم تجمعات و اعتراضات پس از دستگیری ١٩ نفر از نمایندگان و فعالین کارگری، بروز دادند و رژیم را وادار به آزادی آنان کردند.

پس از آزادی آنان نیز نشان دادند که خواسته‌ ها و مطالباتشان سرجای خود هست و قول و قرار مسئولان برای پرداخت یک ماه از چهار ماه دستمزد کارگران و وعدۀ در راه بودن پرداخت دستمزد یک ماه دیگر را قبول ندارند. آنان بار دیگر صراحتأ اعلام کردند که نه تنها خواهان آزادی اسماعل بخشی و گرفتن کل دستمزدهای معوقه هستند بلکه بر فسخ قرار خصوصی سازی مجتمع نیشکر هفت تپه نیز مجددأ تأکید کردند و مخالفت خود را با خصوصی سازی شرکت، که سیاست ضد کارگری نئولیبرالی سرمایه داران است، اعلام نموده و خواهان مالکیت و بدست گرفتن ادارۀ شرکت توسط خود کارگران و یا نظارت مستقیم برآن هستند. کارگران صنایع فولاد نیز در مقابل توطئۀ به تعطیل کشاندن این مجتمع بزرگ کارگری توسط دولت، خواهان راه‌کاری جدی برای تضمین ادامه کاری آن هستند. 

در چنین شرایطی مطمئنأ رژیم در موقعیت بسیار ضعیفی قرار دارد. ابزار سرکوب در مقابل شرایط به غایت سخت معیشتی کارگران و مردم تهیدست کارایی خود را از دست داده است. درماندگی و ریاکاری سران و مسئولان رژیم در عقب نشینی های قطره چکانی و پرونده سازی جعلی امنیتی برای فعالین کارگری نمی‌تواند کارکران را قانع کند. تشکیل جلسات “شورای امنیت کشور” برای بررسی این اعتراضات و به میدان آوردن نیروی سرکوب گارد ویژه و مزدوران بسیجی و آخوندی با حمل عکس جنایتکارانی چون خمینی و خامنه ای و اظهارات مزبوحانۀ رئیس دادگستری شوش که گویا “قوۀ فضائیه از مطالبات به حق کارگران نیشکر هفت تپه حمایت لازم را می کند.”، دقیقأ نشان از همین ریا کاری و درماندگی رژیم دارد. 

اما برای پیروزی نهایی کارگران هفت تپه و فولاد، ضروری است کارگران دیگر بخشهای تولیدی و خدماتی و حمل و نقل نیز تنها به دادن اطلاعیۀ حمایت و پشتیبانی اکتفا نکنند و برای مطالبات خود همزمان با هزاران کارگر فولاد و هفت تپه دست به اعتصاب و اعتراض بزنند.

تلاش برای ارتباط و تماس هدفمند و مداوم میان فعالین و نمایندگان مراکز کارگری برای ایجاد شورای هماهنگی فعالین بخشهای کارگری در چنین شرایطی می‌تواند در پیروزی و به سرانجام رساندن مبارزات کارگری عامل مهمی باشد. این اعتراضات همچنین می‌تواند بستر مناسب و نقطه عطفی برای جنبش دانشجویی نیز باشد.

گرچه دانشجویان واستادان تعدادی از دانشگاهها در تجمعات خود از مطالبات و مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه و صنایع فولاد حمایت و پشتیبانی کرده‌اند اما چنین شرایطی زمینه مناسبی برای طرح خواست و مطالبات جنبش دانشجویی و اعتراض و اعتصاب در همۀ دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را نیز فراهم کرده است. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)