بیانیه اتحاد «۱۰ سازمان سیاسی» برای تجزیه ایران / م.سحر
………………………………………………….
جمعی فرصت طلب کژاندیش به نام وحدت ده سازمان برای تجزیه ایران نقشه می کشند.
به هوش باشید!
……………
عده ای فرصت طلب که نزدیک چهل سال است با بافتن تئوری های قلابی و با هدف شکستن وحدت ملی ایرانیان و فروپاشی کشور کهنسال ایران در جهت ملت سازی های قلابی تلاش می کنند ، این روز ها با نام ده سازمان سیاسی بیانیه ای صادرکرده و چون شتری که خواب پنبه دانه می دید برای لُف لُف و دانه دانه خوردن ایران خودشان را آماده کرده اند.
بیشتر این به اصطلاح سازمان ها از چند تن یا از اعضای یک خانواده تجاوز نمی کنند.
جمعی بازماندۀ افکار کهنه شده و پوسیدۀ استالینی ، زیر عنوان غلط انداز «چپ و لاییک »، همچنان تئوری «خلق ها» شان را این بار به اسم «ملیت» ها و «سیستم فدرال» نوکرده و رنگ و جلا داده اند.
فقط کافی ست بند دوم به اصطلاخ «طرح مشترک» آنها را بخوانید تا دم خروس را از زیر ردا و شنل مشتی تجزیه طلب که ضدیت با موجودیت ایران همچون کشوری کهنسال و ملتی قوام یافته را برای خود تبدیل به نظریه ای سیاسی و ایدئولوژیک کرده اند و گهگاه در لباس چپ و دموکرات هم ظاهر می شوند، ببینید.
ایرانیان به چنین برنامه ها و به چنین طرح هایی از قدیم الایام بدبین بوده اند و برای طرح کنندگان چنین اهدافی تره هم خرد نکرده و همواره گویندگان این گونه گفتار های سیاسی و نظری و طراحان این گونه برنامه های پیش ساخته را به عنوان دشمنان وحدت ملی و تمامیت ارضی، در برابر ملت انگشت نما کرده اند.
در بند دوم طرح مشترکشان
می گویند:
«۲ – کشور ایران سرزمینی است که در نتیجه همزیستی ملیتهای، فارس، ترک، کرد، عرب، بلوچ، ترکمن و دیگر مجموعه‌های زبانی و اقلیتهای مذهبی و فرهنگی شکل گرفته است.
برای اتحاد پایدار و باهم ماندن مردمان ایران ضروری است:
اولا هویت و حقوق ملی – دموکراتیک این مردمان پذیرفته و حق تعیین سرنوشتشان به رسمیت شناخته شود.
ثانیا تمرکز قدرت و مرکز گرائی تاکنونی، جای خود را به عدم تمرکز و تقسیم قدرت در ساختار سیاسی ایران بدهد.
ما خواهان اتحاد آزادانه مردمان ایران در یک سیستم سیاسی و اداری فدرال هستیم.
درجای دیگر می گویند:
۹ – تحکیم پایه‌های دموکراسی در کشور و تدوام همزیستی تاریخی مولفه‌های آن ایجاب می‌کند که حقوق برابر ملیت‌های ایران و حقوق ـ ملی دموکراتیک ملیت‌ها و اقوام ساکن ایران واحد، دموکراتیک و غیر متمرکز در عرصه‌های ملی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تامین و تضمین گردد.»
توجه کنید به تأکید بر واژۀ «اقوام» و مکرردر مکررکردن واژه مشکوک و ریخته گری شدۀ تجزیه طلبانه «ملیت ها »و نیز درخواست «حق تعیین سرنوشت» به قول خودشان «ملیت» ها که به صورت ترجیع بندی در نوشته شان به کار می برند و طوطی وار تکرار می کنند .
این ها واژه ها و عباراتی هستند که بیش از سه دهه است از دهان پان ترک ها پان عرب ها و چپ های بازمانده جریان ورشکستۀ حزب توده و اکثریت و به خصوص از دهان نوستالژیک ها فرقه پیشه وری ـ باقروف و نیز برخی گروه های تجزیه طلب کرد شنیده می شد.
امروز نیز همین نغمه های مشئوم را پیچیده درلابلای تعدادی از درخواست های به ظاهر قشنگ و غلط انداز ـ که برای آزادی خواهان واقعی ایران هم جاذبه ای دار د ـ دوباره طرح کرده اند.
اینچنین اهداف باطلی را در لفافۀ برخی درخواست های به حق پوشانده اند.
پیداست کسانی که با این حربه ها ظاهرا به میدان «اتحاد و مبارزه و پیروزی» می آیند به هیچ وجه نمی توانند مورد اعتماد جامعه ایران و ملت ایران قرار بگیرند.
این گونه افراد از همان آغاز در همین بیانیه شان نشان می دهند که جز برای تلاشی ایران قدم برنمی دارند.
واقعیت آنست که ملت ایران دو گونه دشمن دارد:
یکی حکومت اسلامی و حاکمیت بیدادگر و شوم آخوندی ست .
دوم تجزیه طلب هایی هستند که یا زیر پرچم قومی نژاد پرستی قبیله ای از نوع پان ترکی و پان عربی جمعند یا خواهان ملت سازی های مصنوعی از مردم ایالات کهنسال ایران مثل کردستان بلوچستان و امثال آنها هستند.
گروه های دیگری که علَمَ اتحاد (تاکتیکی یا استراتژیکی ) با این قبیله گرایان را بر دو ش دارند ، هنوز زیر پرچم سرخ استالینی و داس و چکش زنگ زدۀ روسی باقی مانده اند و ریزه خوار ایدئولوژی امتحان داده و ورشکستۀ روس های سرخ بنام «سوسیالیسم و مسئله ملی» هستند و بر مبنای تلقینات ۷۰ ساله استالینیستی ایران را کشوری «کثیر المله » و مردم این سرزمین را «خلق های ساکن ایران» می نامند .
این افراد امروز زیر نام «جمهوری خواه دموکرات و لاییک ایران » و«سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران» و«شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران» به عنوان پشتوانه های سیاسی و نظری و سوسیالیستی تجزیه طلب ها و دار و دسته های نژادگرای قومی و عشیره ای مثل« پان ترک ها و پان عرب ها» جمع شده اند تا مثل آخوند های شورای نگهبان ــ که ولایت فقیه را مشروعیت دینی و شرعی می دهند ــ این حضرات چپ ورشکسته هم با مفاهیم غلط انداز اما بید زدۀ شبه مارکسیستی شان ـ که خیلی رندانه و خوشخیالانه با برخی مفاهیم حقوق بشری و حقوق دموکراتیک مدرن مخلوط کرده اند ـ زمینه ساز مشروعیت سیاسی و نظری تجزیه طلب ها باشند .
این شیوه کژاندیشانهء آنها برانگیزاننده نهایت تأسف و نمایانگر ورشکستگی کامل بازماندگان چپ روسی در ایران است و اوضاع رقتبار آنها را که همچنان تهی از عواطف میهندوستی و وفادار به سنت های شوم و بدیمن روسوفیلی باقی مانده اند، نشان می دهد.
میراث خواران شکست خورده و مفتضح شدۀ جنبش چپ (به خصوص در بخش توده ایسم و اکثریتیسمش ) که دیریست با گفتمان تجریه طلب ها وفاشیست های قومی پان ترکی و پان عربی و امثال آنها ازدواج کرده و دیری ست که با آنها زیر یک چادر به حجله رفته اند ، چنانچه تقاضای طلاق نکند و سه طلاقه نشوند نه تنها خیانت های پیشین آنها فراموش نخواهد شد بلکه قطعا در میان ملت ایران آینده جایی نخواهند داشت.
این هم نام این چند به اصطلاح سازمان برای اطلاع شما
اتحاد دمکراتیک آذربایجان – بیرلیک
جنبش جمهوریخوهان دموکرات و لائیک ایران
حزب تضامن دمکراتیک اهواز
حزب دمکرات کردستان ایران
حزب دمکرات کردستان
حزب کومه له کردستان ایران
حزب مردم بلوچستان
سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
شورای موقت سوسیالیستهای چپ ایران
کومه له زحمتکشان کردستان
پیداست که اکثر اینها قلابی و پوشالی ست یا یا به جمعی خانوادگی و فامیلی محدود ست منتها بوق و کرناهای فراوانی از جوانب مختلف به خصوص از سوی کشورهای بدخواه و بدسگال همسایه [ترکیه باکو و اعراب حاشیه خلیج فارس و سعودی ها و پاکستان ) در اختیار آنها قرار دارد!
ایرانیان باید بدانند که گره آزادی ایران و دموکراسی در کشورشان به دست آنها که سالهاست خواب تجزیه ایران را می بینند و اصولا خود را ایرانی نمی دانند و غالب آنها از قدرت های خارجی خط و امکانات می ستانند گشوده نمی شود.
ایرانیان نمی توانند به کسانی اعتماد کنند که ایران را نه میهن خود بلکه سرزمینی به حساب می آورند که «خلق ها» و «ملیت»های دیگری جدا از ملت ایران در آن ساکنند!
از ما گفتن بود. همین!
م.سحر
پاریس
۱۶.۱۱.۲۰۱۸
…………………….

در پایان تصور می کنم خواندن این شعر که سالها پیش سروده بودم در اینجا بی مناسبت نباشد

اینک فدرال

م.سحر ……………

آن جمع کژ اندیشه که تخم فئودالند / اینک فدرالند
جمعی ز بُنِ ساحل و جمعی زجبالند / اینک فدرالند

میراث برِ روسیهء سرخ تزاری / خربسته به گاری
امروز نظرکردۀ گرگ اند و شغالند / اینک فدرالند

گویند قماشی ز جدا تافتگانند / خوش بافتگانند
با حنجرۀ قمری و با چشمِ غزالند / اینک فدرالند

گویند که این «ماء» و «اُو» و «سو» ست،نه آب است / کز چشمهء ناب است

پیوسته در این «ماء » و «اُو » و «سو » به جدالند / اینک فدرالند

گویند که ایران نبود کشور واحد / بر طبق معاهد
زینگونه طلبکار و کژ اندیشه سگالند / اینک فدرالند

«محروسهء قاجار » و «ممالک» طلبانند / بیرون ز زمانند
حقا که فرو رفته به ژرفای ضلالند / اینک فدرالند

تاریخ نخواندند و نخوانند و ندانند / خواندن نتوانند
گویی که درین حوزه زبان بسته و لال اند / اینک فدرالند

در مجلسشان گر سخن از پارسی آری / تصدیق نداری
چون جوجهء نو بیضه و چون و گرمکِ کالند / اینک فدرالند

گویند : دری گویش قومی ست قویدست / زین زنگی بدمست
مجموع زبان های دگر رو به زوالند / اینک فدرالند

گویند دری ویژۀ شیراز و نطنز است / وین نکته نه طنز است
زینگونه تباهی روش و هرزه فعالند / اینک فدرالند

دانند دری ساختهء دور زمان است / چون رشتۀ جان است
با اینهمه بر گردن این رشته وبالند / اینک فدرالند

خواهند که تیر افتد ازین خیمه و ایران / چون خانۀ ویران
از پایه فرو ریزد و در فکر محالند / اینک فدرالند

خود شیفتگانند و به کژ تاخته زیراک / چون مار براین خاک
چنبر زن و زهرابه کش و خوش خط و خالند / اینک فدرالند

دانم که ازین کژروشی طرف نبندند / بر ریش بخندند
زیراک خِرَد باختۀ خواب و خیالند / اینک فدرالند

م.سحر
پاریس
۱۱/۱۲/۲۰۱۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)