انتخابات اخیر ایالت هسن نشان داد که  راست ترین حزب این ایالت از رشد بی سابقه ای برخوردار؛  که خود نیز گویای رشد نگرش های ناسیونالیستی و خصوصا نازیسم   ضد پناهندگی در میان مردم عادی و سنتی این ایالت و شاید در سراسر آلمان  میباشد. چنین احزاب کارنامه روشنی در بدکرداری و انگیزه های ناسیونالیزم  رادیکال را از خود نشان داده اند. نمونه های فراوانی وجود دارد که  این مساله را بروشنی نشان میدهند.

اما یکی از غم انگیز ترین  آنها واقعه  سال ۱۹۹۳ میباشد که در آن  یک فامیل ۸ نفره از پناهندگان ترکیه ای ساکن  زولینگن؛ در هنگامی که همه فامیل در خوابی ناز بسر میبردند و دخترکان خردسال در رویای عروسک های دست دومی که مادرشان از فلومارک برایشان خریداری کرده تا آنها بتوانند در آخر هفته کنار هم سن و سال های خود عروسک بازی کنند؛ بودند؛ مورد هجوم فاشیست های آلمانی قرار گرفت. در این فاجعه  کل ساختمان را به آتش کشیدند.از تمامی فامیل ۷ نفر سوختند و پدر خانواده با دستانی کباب شده در سوگ تمامی عزیزان  خود نشست. این شعر را در همان سال برای این خانواده نوشته بودم. یادی از این خانواده و ارتباط آن فاجعه با نگرشی که اکنون توانسته است با آرای بالائی وارد مجلس ایالتی هسن شود؛ باید اذهان نیروهای دمکرات را بیشتر تحریک نماید.

ما کهککشان بودیم

های نوچه های هیتلر
ای عروسکان خیمه شب بازی
که دستانتان هم شکسته
و نخ های پوسیده تکانتان میدهند
من کهکشان بودم
یک کهکشان با ۷ ستاره درخشان
شما ابلهانه
من کهکشان را و هفت عشقم را
در آتش نفرت سوزاندید
در یوزگان فاشیسم
با رنگ های زرد و سیاه و سبزو قرمز
صورتهایتان را بزک کردید
لکه سیاه دستان سوخته من
و قلب های جوان کباب شده ستارگانم
از پیشانیتان پاک نخواهد شد
پرواز پرندگان را ببینید
آنها دیدند که با کهکشان ما چه کردید
این داستان ماست

رضا باقری

۱۹۹۳ می ماه

رضا باقری

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)