«در جامعه‌ی مدرن ارزش‌ها کالاهایی اجتماعی‌اند که به خودی خود اهمیت ندارند، و درست مانند کالاهای دیگر فقط در نسبیتِ پیوسته متغیرِ حاکم بر پیوندها و داد و ستدهای اجتماعی دوام می‌آورند. به سبب این نسبی کردن، همه‌چیز – چه آن‌چه انسان برای مصرفش می‌سازد و چه هنجارهایی که مطابق آن‌ها زندگی می‌کند – به‌طور بنیادی دگرگون می‌شوند: آن‌ها به جوهرهای مبادله بدل می‌شوند، و حامل آن‌ها جامعه است نه انسان که آن‌ها را می‌سازد، به کار می‌برد و می‌سنجد. «نیکی»، ویژگی خود به عنوان ایده را از دست می‌دهد و دیگر معیاری نیست که به کمک آن بتوانیم نیک و شر را از هم تمیز دهیم و بسنجیم: «نیک» ارزشی شده است که می‌توانیم آن را با ارزش‌های دیگر همچون مصلحت‌اندیشی و قدرت مبادله کنیم. دارنده‌ی ارزش‌ها می‌تواند شرکت در این مبادله را نپذیرد و «ایده‌آلیستی» شود که ارزش «نیکی» را برتر از ارزش مصلحت‌اندیشی می‌شمارد؛ اما موجب نمی‌شود که «ارزش» نیکی، کم‌تر نسبی گردد.» میان گذشته و آینده: هشت تمرین در اندیشه‌ی سیاسی، هانا آرنت، ترجمه‌ی سعید مقدم، نشر اختران، چاپ چهارم، ۱۳۹۷، صص ۴۸-۴۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)