*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند.
داستان سیاست(8)-محمد شوری-اخلاق سیاست
سیاست اخلاق ندارد؛ هر چند اخلاقی است!یعنی درس اخلاق می دهد، اما در رکاب اخلاقیات قدم نمی زند.
موضوع اخلاق ، مساله پند، اندرز و خطابه امرونهی است؛ وبرای آن آداب و ترتیبی که آدمی ملزم به آن باشد نیست؛ اما سیاست هر چند همه اش اخلاقیات نیست، اما در مقام تئوری، قانونی اخلاقمند است! و در این مرتبه الزام واجبار بر آن سنگینی می کند.
از یک سو اخلاق سیاست ، همان قانون است، و از سوی دیگر هیچ سیاستی الزامی براینکه اخلاقی (از مقوله تعریف اخلاق) باشد ، ندارد!
اخلاق و منهیات اخلاقی مسیر هدایت زندگی است. اخلاق دین واحد و یکدست بشریت است. همگان از مقوله دروغ، دزدی و . . . یک تعریف دارند و یکجور می فهمند؛ چون فطری است. اما سیاست هرچند درس اخلاق می دهد، اما دین 72 ملت است!
سیاست اخلاق کلامی است؛ اما اخلاق سیاست اجرایی است!
سیاست چون به قصد تدبیر مدن واداره شهر تحریر می شود، ملزم به رعایت اخلاق ومنهیات اخلاقی است؛ نمی تواند از دایره آن خود را خارج سازد یا خلاص نماید؛ هرچند گاهی یا غالبا در مسیر، زیگزاگ حرکت می کند، اما نمی تواند مقوله اخلاقیات را درحوزه خود نداشته باشد.
وقتی ماکیاول 14 ماده قانونی اداره حکومت برای حکمران نوشت تدبیرش را در آن وضعیت و زمان، کاملا اخلاقی می دانست! هر چند گفته بود «هدف وسیله را توجیه» می کند.
چارچوب اخلاق سیاست ، اخلاقی است! و جدای از آن نمی تواند مکتوب شود، اما در مسیر راه برای رسیدن به هدف ، گاها و یا شاید عموما برای وسیله های غیر اخلاقی که بروز می دهد، یا بوجود می آید و یا حادث می شود، توجیه می تراشد؛ مثل دروغی که جای توریه رابگیرد!
سیاست اخلاق قول و قرارش همیشه یکی است! تغییر نمی پذیرد، همانطور که سنت الهی تغییر ناپذیر است. اما قول وقراردر اخلاق سیاست بستگی به شرایط ، به حاکمیت، به زمان دارد. یعنی اخلاق سیاست مصلحت است! و گاها و یا شاید غالبا حقیقیت در مسلخ مصلحت ذبح می شود و بطور مثال ممکن و یا محتمل است زمانی خون بیگناهی بحکم مهدور الدم بودن ریخته شود، و قتل هم محسوب نشود!
ممکن و یا محتمل است، شکنجه – که یک امر مذموم وضد اخلاق دردایره اخلاقیات وسیاست است – جایی با توجیهی، مباح و جایز شود!
استراق سمع و تجسس در زندگی خصوصی مردم یک عمل شنیع ضد اخلاقی است، اما در جایی اخلاق سیاست حکم می دهد که این کار باید صورت گیرد!
خودکشی یک امر ضد اخلاقی و زشت است، یعنی مایوس شدن از خدا!اما گاهی اخلاق سیاست آن را مجاز می شمارد و آدمی را ملزم می کند که بطور مثال با قرص سیانور خود رابکشد، یا داروی نظافت حمام را بخورد، یا با شال و کمربند خودرا در زندان حلق آویز کند!و قس علیهذا…
سیاست امری مذموم وضد اخلاقی نیست؛ اتقاقا یک موضوع کاملا اخلاقی و ممدوح است!اگر می بینیم که اخلاق سیاست، جنگ هفتاد ودو ملت است، این اقتضای بازار سیاست است .آنجا کالای سیاسی می فروشند؛ کالایی که نیاز به افکار عمومی دارد؛ افکار عمومی نیز برایش موارد اخلاقی در اولویت اول و نخست است؛ اگر در مسیر مشاهده می شود که آن سیاست رنگ عوض کرده و یا می کند و یا رنگ پریده شده و می شود ؛ این افکار عمومی است که باید آن را به دایره اخلاق بکشاند و یا با «نه» گفتن خود و یا با رای خود و یا با حضور در صحنه های غیر حاشیه ای سیاست ، مثل:«احزاب سیاست» هم بفهمد، و هم اخلاق سیاست را تغییر دهد! در غیر این صورت ممکن است هر دیکتاتوری به عنوان مصلح وآموزگار اخلاق هم حاکم شود؛ چناچه در تاریخ مصداقش هست!
اخلاق و منهیات آن ، یک امر عقلایی و فطری است و نمی توان برای آن اما و اگر آورد؛ دروغ بد است همیشه و همه جا بد است! اما اخلاق سیاست با پدپده روز گره خورده و دچار تغییر و نوسانات می شود؛ تا جایی که یک امر کامل ضد اخلاقی در جایی یک امر اخلاقی می شود وهمینطور بلعکس!
لگام وچارچوب اخلاق سیاست، قانون است؛ و الزام و اجبار آن به رعایت قانون ، فقط از طریق رشد فهم سیاسی عوام میسور است؛ و این مهم با حضور فعال احزاب سیاست – که نمایندگی بخشی از افکار عمومی را دارند – و با وجود مطبوعات – که صدای ملت باید باشند – و با فاعل بالفعل بودن مجلس برآمده از نمایندگان مردم، تقویت پیدا می کند و از این مسیر می توان برای رسیدن به یک دمکراسی پایدار امیداور بود.

————————-
اخلاق سیاسی——————
( این مقاله درروزنامه بیان شماره 35، در تاریخ 30 دی سال 1378 بانام اصلی خودم منتشرشده است).
مدخل: بیش از20سال از تشکیل نظام جمهوری اسلامی می‌گذرد. دراین مدت رویدادها وحوادث متنوعی بوقوع پیوسته است. افراد، گروهها و دیدگاههای متفاوتی نیز درعرصۀ اجتماع به انحای گوناگون خود را نشان داده ومواضع خود را به طرق مختلف طرح و بیان کرده‌اند. اما آنچه می‌ماند و ماندگار است اخلاق سیاسی‌ای است که در طول این مسیر 20 ساله ازخود نشان داده ایم.
اخلاق سیاسی خودش یک مشخصه‌های خاصی دارد. اخلاق سیاسی نمودار بطن و درون چهره‌ها و جریانات هم هست. مضافاً اینکه ما مسلمانیم! و می‌خواهیم احکام اسلام را هم جاری نمائیم.
اخلاق سیاسی دراین 20 سال چگونه ازخود چهره نشان داده است؟ و ما درکجای راهیم و راه چیست؟
(1)« سین » سیاست!
سیاست (POLETIC) یک صفت سیاسی، به معنی ارتباط داشتن با شهراست. هدف سیاست، آماده کردن شرایط مادی و اخلاقی محسوس و مشخصه‌های عملی برای مجموعۀ اتباع یک کشوراست که فرد فرد آنها بتوانند درآن شرایط بطورآزاد طبق اصول و مرام خود زندگی کنند. یعنی همان شرایطیِ که زیرعنوان مشترک « سعادت عموم » مشخص می‌شود. عمل سیاسی هم مختص چند فرد بخصوص نیست وهیچکس هم حق ندارد نسبت به سعادت عموم بی تفاوت باشد.
سیاست در این تعریف یعنی تدبیر و راه چگونگی اداره امور جامعه؛ و در مقابل آن سیاست بازی و یا سیاسی کاری هم هست . یعنی بازی کردن در راه و بیراهه رفتن و ملعبه قراردادن هر چیز به هروسیله ممکن دراین سیاست و سیاست بازی است که اخلاق سیاسی هم تعریف می‌شود.

(2)غین غیبت دال دروغ و ت تهمت
درشرع اسلام دروغ، غیبت و تهمت از گناهان کبیره محسوب می‌شود. حکومت اسلامی جمهوری اسلامی ایران هم هدفش تعالی انسان و جامعه است که هر چه دروغ، تهمت، و غیبت درآن فروان باشد، نشانه دور شدن ما از این دایره تعالی است.
درسیاست و کار سیاسی کردن این سه خصیصه کاربرد فراوان و ملموسی باهمه جادارد و می‌توان گفت در سیاست البته سیاست ماکیاولی– از ابزارهای راهبردی و کلیدی آن به حساب می آید.
براستی دایرۀ غیبت، دروغ و تهمت درامورسیاسی چیست؟ چگونه سیاسی باشیم ولی از این سۀ خصیصه رذیله بدور؟!
مثال: در یک محفل نشسته‌اید و همه حاضران اهل بحث و جدل در سیاستند! و در یک موضوع خاص جدال و گفت وگو سر می‌گیرد وطبعاً هر کسی اظهارنظری می‌کند در این میان عملکردها، رفتارها، و … مورد نقد قرارمی گیرد؛ یا یک سخنران دریک مراسم به تحلیل اوضاع سیاسی– اجتماعی می پردازد و بالطبع از‌افراد و جریاناتی هم ذکرخیرمی‌کند و … و یا مطبوعه و نشریه‌ای درنوشته‌های خود مطالب گوناگونی از هربابی می‌نویسد و …
اخلاق سیاسی در اینجا چگونه حکم می‌کند؟ چگونه باید سخن گفت و نوشت، به شکلی که دروغ، تهمت و غیبت درآن محلی ازاعراب نداشته باشد؟
(3)قاف « اخلاق » !
اخلاق یعنی: خلق وخوی، کنُش و واکنش، عمل وعکس العمل، هنجاروناهنجار، رفتا و سوء رفتارکه از آدمها سرمی‌زند. سیاست هم همانطورکه گفتیم یعنی تدبیر، راه و روش ادارۀ جامعه است. روانشناسی می‌گوید یک سری عوامل درونی باعث عوامل بیرونی می‌شود! از طرفی همه آدمها از خصوصیات و غرایز کلیشه شده دربطن خود همچون دروغ، گفتن، غیبت کردن، حسادت، شهوت، و…دارند. هرکسی هم باتوجه به بافت تربیتی و عوامل ساختاری شخصیتی خودش دربیرون خود و دریک مفهوم کلی رفتارهایی از خود بروز می‌دهد درعرصه سیاست هم رفتارهای ما نوعی از همان عوامل درونی است که دربیرون نمایان شده است!
(4)چون پرده درافتد نه تو مانی و نه من!
درذیل با برگرفتن از مطبوعات، نمونه‌هایی را ذکر می‌کنیم نمونه‌هایی که توسط افراد و جریانهای مختلف به لسان و قلم آمده است. هدف ما از طرح نمونه‌های زیرنشان دادن برخی ازعینیت های موجود است و با اطمینان می‌گوئیم قصد نداریم همان نوع از اخلاق سیاسی – که مذمومش می‌شماریم– را بنوعی به دیگران اتهام زنیم. و برای همین از ذکر مأخذ و منابع و گوینده و نویسنده آن خودداری می‌کنیم:
چون جغدان شوم به لانه خزیده و …
… بلکه از وجود چنین جنایتکاران خونخوار و خدانشناسی در میان بیت خود …
ای دزد نقده هویت ترا من بگویم؟…
هر کس شورای نگهبان را رد کند مشرک و کافر است …
…قیافۀ او تصویری از یک نامرد خائن به ملت و کافر به آرمانهای انقلاب و اسلام و نیز نوکر آمریکا و استکبارجهانی در نزد ملت هوشمند ایران اسلامی است.
… چرا بعضی از بزرگان می‌فرمایند که آنها متدین هستند. من بخاطر آنها جرأت نمی‌کنم به اینها بگویم « بی دینها » ولی شخصاً اعتقاد دارم که اینها بی دین هستند.
قلم بدستانی هستند که درست بشکل قلم بمزد کار می‌کنند …
…یک گروه از خدا بی خبر از وزارت کشور مجوز می‌گیرند…
روزنامه‌نگاری که نمی‌داند چه بنویسد باید بمیرد…
اگرداوطلبی با خانمی خوش وبش داشته یا …
… و این کانون فتنه و تباهی را که در سایه رأفت و خویشتن داری مردم و مسئولان هنوزهم به حیات انگلی خود ادامه می‌داد …
باید این عناصر کثیف و پلید از صحنۀ جامعه حذف شوند. ملت ما دهان مدیران این گونه روزنامه‌ها را خُرد خواهند کرد …
حضرت امام خمینی درحضورحضرات آیات … آقای منتظری را تفسیق کردند …
مردم نباید گول قولهای آقای خاتمی را بخورند …
… و رسماً یک مشت گرگ دراطراف خود …
مخالفان ولایت فقیه دشمن رسول الله (ص) هستند…
مگر روزنامه‌ها ننوشتند که عمل جنس با جنس آزاد است مگر ننوشتند که همانطوری که یک مرد می‌تواند چهار زن داشته باشد یک زن هم باید چهار شوهر داشته باشد…
برخی از قلم بدستان بیشتر از دهنشان حرف می‌زنند …
قلم بدستی که از نظارت استصوابی ناراحت است در کنار آمریکا و قاسملو و همراه با شمر و یزید و در گناه آنان شریک است …
بهترین دفاع حمله است . باید حمله کنید…
قلم بدستان مزدور برای انگ زدن به …
… شعارشرک آلود جامعه مدنی سر می‌دهند …
افراد مزدوری در برخی مطبوعات رخنه کرده‌اند…
این جماعت معاند که امروز تزشان …
هنگامی که شب وارد مجلس آقایان شدم با کمال تعجب مشاهده کردم بر روی میز تعداد زیادی شیشه خالی و پر از مشروبات الکلی قرار دارد…
مایه تأثر است شخص درلباس روحانیت درخدمت توطئه شوم استکبار قرار گیرد …
آنهایی که از آزادی و حکومت مردم سخن می‌گویند و از توسعه سیاسی دم می‌زنند دروغ می‌گویند …
مطرح کردن فردی برای تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که به دلیل ابتکار مذاکره مستقیم با آمریکا مفتخر به القابی همچون « ساده لوح » و « مرعوب » شده است …
امروز کسانی که کوس رسوائیهای اخلاقی‌شان درهمه کوی و برزن زده شد …
این جریان آلوده باید بداند که دوران سالوس بازی سپری شده …
شمایی که حرفهای حاشیه‌ای و چرند می‌زنید…
نوشته‌هایی که قلم و دیکته اینجانب است …
چرا حرفهای بیهوده را برای رسیدن به مقاصد شهوانی مطرح می‌کنید …
به کوری چشم کسانی که …
ساده اندیشی، جاه طلبی و جمع شدن افراد ناسالم در …
مطبوعات شریک جرم منافقان درترورهای اخیرهستند …
ساده لوحی نه دندان فاسد است که …
آقای شهردارچی محکوم…
به این افراد من می‌گویم شما که نوکری اجانب را می‌کنید لااقل حقوق بگیر نوکر بی جیره مواجب نباشید…
خداوند شما را از اندیشه‌های منطقی و تفکری دارای نظم بی بهره نموده است. لجام زبان را به هوای نفس نسپارید! و شما با بی‌ادبی‌تان به …
این روزنامه چی‌ها…
چرا باید وزارت کشور به عده‌ای معلوم الحال و ‌مغرض اجازه تجمع بدهد…
یکی روضه خواند یکی هم گریه کرد. این روضه چه خاصیتی دارد؟
(5)از کجا آغاز کنیم؟
تیترهای مذکور مجملی از مفصل بود. فرهنگ نوشتاری، کلامی و رفتاری فوق الذکر بوفور درلسان و قلم افراد بادیدگاههای مختلف سیاسی و جناحی متفاوتی که هست متاسفانه به گونه‌ای نهادینه شده تا جایی که وقتی حتی پای منافع ملی هم به وسط می‌آید منافع ملی نیز قربانی این گونه تعلقات ذهنی می‌شود.
روحیه خشن و حالت تهاجمی و ناسزاگویی به صورت یک « متد سیاسی » در آمده است! و نسل تربیت پذیر ما که مدیریت آینده کشور دردستان او قرارخواهد گرفت با چنین ذهنیت و اسلوبهایی بر ارکان مدیریتی این کشور تکیه خواهند زد و این درحالی است که پیامبر با اخلاق نیکو توانست « راه دین » را در بدویت و جاهلیت مطلق نهادینه کند و از همین روست که خداوند در قرآن به پیامبر (ص) می‌فرمایند انک لعلی خلق العظیم .
اینکه از کجا آغاز کنیم، خیلی واضح وآشکار است. سعه صدر، روحیه تحمل پذیری و تمکین صد درصد از قانون، تنها راه چاره و بازگشت به مسیر صحیح و حقیقی است.
ایجاد جّو که (اصطلاحا جوسازی گفته می‌شود) شیوع بولتن‌های درونگروهی و درون محفلی، شایعه و تکلم آن در سخنرانیها و ذکرش در مکتوبات فقط التهاب آفرین است و باعث تورم و متورم شدن جامعه خواه شد. و توسعه سیاسی (که ازنان شب برای ملت ما لازم تراست) و خود زایشگرتوسعه اقتصادی است اینگونه بدست نخواهدآمد.
برای رسیدن به توسعه سیاسی و زدودن آثار مذمومات اخلاقی ذکر شده جامعه:
1- تمکین صد درصد از قانون لازم است.
2- احزاب باید به صورت علمی و با ساختار واقعی یک حزب کارکنند نه به صورت باندی، جناحی و محفلی.
3- مطبوعات بطور ماهوی آزاد باشند.
4- شرح صدر، تساهل و تسامح تحمل پذیری و تحمل‌گرایی در افراد و جریانات شاخص به صورت ملموس وآشکار هویدا شود.
5- در ارایه هرنظرتحلیل و بیان سخن باید استنادات با منطق و برهان و ادله قانونی همراه باشد.
6- درتدوین هر قانونی جامعیت و کاملیت مطرح باشد نه تعلقات ذهنی، گروهی و منفعتی.
7- پند ازتاریخ و سرنوشت کشورها و ملتها دولتها و دیکتاتورها همیشه چون آینه پیش روی ما باشد. اینکه می‌گویند تاریخ تکرارمی‌گردد یعنی اینکه در کارکردهای مشابه نتایج مشابه بدست خواهد آمد.
8- بقول حضرت امام خمینی تا تزکیه نشده‌اید قدرت برایتان خطرناک است. تزکیه فردی همواره درکنار همه کارها باشد.
9- مطلق گرایی مذموم باشد مطلق کردن افردا احزاب و جریانات سیاسی و غیرسیاسی و نیز مطلق کردن دیدگاهها عقاید و نظرها جزگستراندن بساط عقب گرد و ارتجاع محصولی ببار نخواهدآورد.
10- همه بدانیم که روزی تاریخ درباره ما قضاوت خواهد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)