بدون تعارف آیندۀ سیاسی کشور در ابـهـام است, پس فعالان اقتصادی مایل به ریسک سرمایۀ خود در چنین شرایطی نیستند . بنابراین اقتصاد در رکود خواهد ماند, اما تداوم این رکود کشور را وارد بحران های خطرناکی خواهد کرد، بحرانهایی که شاید با یک جرقه، یک حادثه، یک مرگ ناگهانی، یک اعتراض پیشبینی نشده، یک انفجار، یک سخن نابهجا و یک حرکت نامعقول آغاز شوند و اعتراضات فقرا و حاشیهنشینان را نیز برانگیزاند.
اگر با شورش پابرهنگان رو به رو شویم دو راه داریم: یا باید سکوت کنیم و یا اینکه دست به سرکوب خشونتبار بزنیم. اما این پایان کار نیست زیرا تفاوت اعتراض دانشگاهیان و طبقه متوسط شهری با شورش پابرهنگان این است که دو مورد اولی رهبری پذیر هستند اما این نه!!
یادمان نرود که در سال ١٣٧٨ این فقط دانشجویان بودند که شورش کردند و برای مدتی کنترل تهران از دست نیروهای امنیتی خارج شد اما به هر حال آنها مذاکره پذیر بودند، در اعتراضات ۸۸ هم طبقه متوسط شهری کشور را دچار چالش کرد اما آنها هم رهبری پذیر بودند.
اما اگر میلیونها بیکار، حاشیه نشین و فقیر دست به اعتراض بزنند آنان دیگر نه مذاکره میپذیرند و نه رهبری را قبول دارند, زیرا هدفشان کاملا روشن است: آنها وضع موجود را نمیخواهند و تا تغییر نظام سیاسی و اجتماعی کشور به شورش خود ادامه می دهند.

نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.