وقتی که از ایران دور باشید ،هر چیزی که نشانه ای از ایران وایرانی داشته باشه به شکل کاملا عجیبی شما رو به سمت خودش جلب می کند ،چه برسد به  نمایشگاهی از عکس و نقاشی،وقتی شنیدم که دربلژیک و  چند کشور اروپایی از 40 زن عکاس و نقاش ایرانی نمایشگاهی برپا شده به تنها چیزی که اهمیت ندادم اسامی هنرمندانی بود که این نمایشگاه با کارهای آنها تشکیل شده است ،اولین چیزی که برایم اهمیت داشت قرار گرفتن در فضای کاری هنرمندان ایرانی بود و بعد اینکه هنرمندان کشورم در حال پیمودن کدام فضای فکری و هنری در بازخورد های جامعه هستند.این نمایشگاه در سه کشور بلژیک،لهستان و یونان به همت خانم فری ملک مدنی برپا شده است.

او جامعه شناسی را در دانشگاه بروکسل خوانده و از ایران به اندازه تحصیلات دوره ابتدایی خاطره دارد .فری ملک مدنی نمایشگاه و فستیوال های هنری از زنان هنرمند ایرانی در اروپا بر پا کرده است  و در پاسخ به این سوال که انگیزه بر پایی چنین نمایشگاه هایی بر چه اساسی بوده است می گوید:

اوایل سال 2000 یعنی بعد از روی کار آمدن آقای خاتمی و دوره اصلاحات ، در چندین سفری که به ایران داشتم یکی از چیزهایی که توجه من را به خودش جلب کرد برگزاری نمایشگاه های مختلف نقاشی به صورت گروه یا انفرادی در گالری ها وفرهنگسراها و تعداد نمایش نامه هایی بود که به روی صحنه در حال اجرا بودند. پس از بازگشت به اروپا وقتی برای دوستانم از هنرمندان جوان ایرانی وبرگزاری نمایشگاه های نقاشی و تئاتر تعریف می کردم  برایشان عجیب بود چون دید آنان  با واقعیت هنری ایران فرق داشت .برای همین موسسه غیر انتفاعی  آرت کانتارا(Art Cantar) که به معنی پل هنری می شود راتاسیس کردم که تا امروز هم این موسسه همچنان فعالیت دارد.

چه عاملی باعث شد که شما تشویق به تاسیس چنین موسسه هنری بشوید.این سوال را از این جهت می پرسم که شما سال ها است که ایران زندگی نمی کنید و در رشته هنر نیز تحصیل نکرده اید؟

من فوق لیسانس علوم اجتماعی هستم و با این که رشته تحصیل من جدا از هنر است ولی چندان بی ربط نیست. باید اضافه کنم که من فقط تا ششم ابتدایی فارسی خوانده ام و بعد از آن به بلژیک آمدم. پس از اولین سفرم به ایران به این فکر افتادم که به طریقی بتوانم پل فرهنگی برای آشنایی زنان بلژیکی  با زنان ایرانی را فراهم کنم تا علاوه بر آشنایی با فرهنگ هر دو کشور، بتوانند تجربیات خود را در عرصه های فرهنگی و هنری به یکدیگر عرضه کنند. بر همین اساس در سال 2004 نمایشگاه ازنقاشان زن بلژیکی در تهران برپا کردم که با استقبال زنان هنرمند ایرانی روبرو شد. برپایی این نمایشگاه باعث شد که زنان بلژیکی با زنان ایرانی انجمن در ایران آشنا شدند که منجر به برپایی چندین نمایشگاه در چندین کشور اروپایی و بلژیک شد. این نمایشگاه هم پنجمین یا ششمین نمایشگاهی است که در بلژیک برپا می کنم و پس از آن نیز در آتن و ورشو نیز این نمایشگاه برگزار می شود که اولین نمایشگاهی است که به خارج از بلژیک نیز برپا می شود.

جامعه شناسی و علوم اجتماعی که رشته تحصیلی شماست در دید شما برای انتخاب کارهای هنری از بین هنرمندان ایرانی اهمیت داشته است ؟

من هدفم نشان دادن نقش زن ایرانی در جامعه معاصر امروز است. در واقع من تلاش دارم که از طریق هنر بتوانم نمایی از زن ایرانی را در خارج از ایران نشان بدهم . به عنوان زنی که برابری جنسیتی برایش اهمیت دارد، در تلاش بودم و هستم که آن را به شکلی نشان بدهم و دیدم که بهترین راه، تبادل فرهنگی -هنری است. برپایی نمایشگاه نقاشی از 40 زن هنرمند ایرانی با چنین هدفی بوده است. در این نمایشگاه 75 اثر از این هنرمندان به نمایش گذاشته شده است.

با توجه به جامعه شناس بودن شما از نگاه جامعه شناسی ،این 40 زن نقاش و عکاس ایرانی  نگاهشان  به جامعه امروز ایران و  نقش زن و معضلات اجتماعی چطور بوده است  ؟

 هنر کلا منعکس کننده تاثیرات جامعه است .

دوره  ریاست جمهوری سید محمد خاتمی یعنی دوران اصلاحات در بازخورد هنر برای  جامعه هنری را چگونه دیدید که انگیزه ای شد  برایتان که از آن زمان انعکاس دهنده هنر زن های ایرانی شدید ؟

آن دوران  هم دوران درخشانی نبود اما احساس کردم جامعه بازتر از قبل است و آماده ابستن شدن برای آزادی هنر ،جامعه تا حدی پذیرای این شده بود  که یک سری  مسائل و آزادی ها را قبول کند، جامعه ایران داشت عادت می کرد ببیند ،درست همان طور که عادت کرده بود  اخمو باشد ،جامعه در آن دوران داشت تلاش می کرد  لبخند را  به روی صورت مردم بر گرداند حتی شده به ظاهر .چرا که تا پیش از این خندیدن هم بد بود،با توجه به اینکه از سنین کم از ایران خارج شده بودم در دوران اصلاحات وقتی به ایران سفر میکردم می دیدم  جامعه در تلاش است تا یک سری چیز ها را عوض کند و به سوی آرامش اجتماعی گام بردارد.

وقتی برای برگزاری اولین نمایشگاهم در بلژیک به ایران رفتم تا نقاشی ها را از میان آثار فرستاده شده انتخاب کنم به مساله جالبی برخورد کردم و آن این بود که در آثار ارسالی  که ده نفر هنرمند نقاش زن فرستاده بودند ، تصویری از زن بود و این برایم جالب بود. وقتی دلیلش را پرسیدم گفتن همیشه مردها تصویر زن کشیدن این بار ما میخواهیم  از دید ونگاه خودمان زن را بکشیم،و میخواهیم بگوییم هستیم و نقش زن را  یاد آوری کنیم چون مدت هاست که فراموش شده است .

شما چطور خودتان را همدرد با زنان ایرانی می دانید  در حالی که در جامعه ایران زندگی نکردید و رشد فکریتان  دور از فضای بسته و خفقان حاکم بر جامعه بوده است ؟

من در خانواده دموکرات بزرگ شدم و پدری که همیشه به مادرم احترام می گذاشت  و همسرم هم همین طور بود و خوشبختانه من شانس بزرگی داشتم..و با این کارم خواستم در حد توانم این شانس را به زن های ایرانی با انتقال حرف و عقایدشون بدهم.

دلیلی که باعث شد خارج از مرز های ایران به دنبال حقوق برابر باشید چی بود؟

در ایران همیشه یک نا برابری محض درمورد حقوق زن و مرد در جامعه وجود داشته  و من با برپایی نمایشگاه هایی از آثار زن های ایرانی میخواستم یک فرصت و یک اوکازیون به آنها بدهم  تا حرفهایی را  که می خواهند بزنند را در فرهنگ های دیگر هم مطرح کنند

شما بیرون از ایران خودتان  را صدای زن های ایران می دانید  یا تنها ، کنار زن های ایران هستید؟

 من امیدوارم که بتوانم صدای زنان ایرانی باشم و بتوانم کمک کنم ولی بیش از هر چیز خودم را کنار زن های ایرانی می دانم  چون با مبارزات و عقایدی که دارند موافق هستم و بهشون اعتقاد دارم.

کار های انتخاب شده برای نمایشگاه را با چه پیش فرضی و یا چگونه انتخاب کردید ؟

یک اطلاعیه در فیس بوک گذاشتیم که شرکت کننده ها باید زن باشند ، در ایران زندگی کنند ومتولدین بین سال 1971 تا 1991 باشند ،و اگر بپرسید چرا محدودیت سنی برای شرکت کنندگان گذاشتم ،باید بگویم که می خواستم در مورد فکر، دید و اخلاق زنانی صحبت شود که پس از انقلاب بزرگ شدند یا متولد شدند و رشد کردند و مدرسه رفتند.

نقش فیس بوک در رسیدن به این هدف و انتخاب آثار چطور بود  ؟

انتخاب را نمی دانم  اما یک وسیله و پل ارتباطی و ارسال بود.

اشاره کردید که نمایشگاه برایتان  درآمدی ندارد، بخاطر وطن پرستی و به قول خودتان دغدغه تان در مورد حقوق برابر زن این کار را انجام داده اید   یا فقط برای بالا بردن صدای هنرمندان که بگویید زنان هنرمند  در ایران وجود دارد

نیت ام همیشه این بوده که هنر زن های ایران را نشان بدهم و تلاش کرده ام که صدای زن ایرانی را در عرصه بین المللی به گوش جهانیان برسانم و معتقد هستم که این صدا را می شود از در عرصه های فرهنگی-هنری بهتر انجام داد.  ولی حرف اصلی این است که  همان طور که خودتان به خوبی می دانید مردم کشور های اروپایی به خاطر بد بودن دولت ایران ذهنیت بدی از مردم ایران پیدا کرده اند و  فقط حکومت ایران را می شناسند من میخواهم نشان  بدهم  حکومت ایران جای خودش را  دارد و ملت هم جای دیگر .. این دو جدا ازهم هستند

چرا تصمیم گرفتید کار های این نمایشگاه را  به کشور یونان و لهستان ببرید ،علت انتخابتون از یونان و لهستان چی بوده ؟

این دو کشور، کشور های مذهبی هستند و تحت سلطه حکومت های سخت گیری بودند ،حس کردم برخوردی که دراین  دو کشور با این کار میشه بیشتر جواب می دهد  تا دانمارک، هلند یا.. چرا که گذشته و یا اکنون این کشور ها نزدیکی زیادی با جامعه امروز ما دارند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)