آقای رضا رخشان عضو سابق سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه نوشته ای در شهریورماه که امضای آقای فریدون نیکو فرد را نیز دارد با عنوان زیر منتشر کرد:
“فعالین حقوق بشر یا موج سواری بر روی بدبختی کارگران؟”

در این نوشته ادعا شده است:
“مسائل مربوط به جنبش کارگری هم برای عده ای تبدیل به بیزنیس پرسودی شده است و الحمدالله برای خیلی ها سود فراوان و زندگی آن چنانی در داخل کشور و خارج کشور روبراه است. مثلا برای برخی که خانه یکی دو میلیون دلاری و مدرک دانشگاهی و زندگی روبراهی دارند هم خود را فعال کارگری می دانند و دیگران را ضدکارگر و عامل فلان جا که نشان می دهد، دنیای وارونه ایست.”

فرد متکی به کار و زحمت و برخودار از تشکل و آگاهی طبقاتی چنان از حساب پاک است که از محاسبه باک و هراسی ندارد. شفافیت کارگری ایشان را ملزم می کند که اسامی این کاسبکاران را مشخص کند. مثلا اگر مقصود ایشان مهدی کوهستانی است که این فرد چه ارتباطی به افراد سندیکای هفت تپه دارد. اگر او در خارج، خانه و موقعیتی دارد و کسی معترض است باید با دلیل بیان کند. کوهستانی در ارتباط با ثقفی که خود آلودگی مالی دارد و منش کودتاگرانه او در چند مورد از جمله در کانون مدافعان مشخص است با آقای رخشان و ترابیان که بعدا از هیئت مدیره سندیکای هفت تپه و شرکت واحد اخراج شدند، چهار نفری روابط عقب مانده باندی غیرکارگری، ایجاد کرده بودند. این “خیلی ها” چه کسانی هستند که نامی از آنها نمی برد؟ آیا از “زندگی آنچنانی” فعالان کارگری داخل و خارج کشور، آقای رخشان بهره ای دارد که رسما آنان را معرفی نمی کند؟ در ادامه یادداشت رخشان می خوانیم:

“جدیدا فردی که گویا مدرک وکالتش را از دانشگاه آزاد توانسته، برای خود دست و پا کند در یه کانال مجهولی که عنوان سندیکای هفت تپه را دارد اما بواقع هیچ کس شهامت گرفتن مسئولیت اداره ی آن را ندارد و همه پشت سر یکدیگر قایم می شوند، (البته ما می دانیم که این کانال از تهران و از سوی توریست های فرنگ رفته اداره می شود) که همگی هم به الحمدالله بازنشسته شده اند و اوضاع وفق مراد است و کارت حقوق هم بموقع شارژ می شود از فرط بیکاری، هفت تپه بجایی برای تفریح و سرگرمی و اوقات فراغت آنها تبدیل شده است، خلاصه بر روی کانال کذایی مزبور، مطلبی از این وکیل درج کرده اند، که این شخص افاضاتی ارایه کرده است که قصد داریم به بخشی آز آن بپردازیم”.

نام وکیلی که رخشان اسمش را نمی اورد، کار وکالت سندیکای هفت تپه را به عهده دارد، مگر مدرک دانشگاه آزاد مسخره کردن دارد. هزاران فرزند کارگر و زحمتکش از این دانشگاه ها فارغ التحصیل شده اند. آقای رخشان به جای تهمت، محتوای “کانال مجهول سندیکای هفت تپه” را با موارد مشخص، افشاء کنید.

همچنان که سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه در ۲۸ مرداد ۹۷ پروژه سندیکاسازی دولتی در تقابل با سندیکای کارگران شرکت واحد که توسط وزارت کار و نهادهای امنیتی با سوء استفاده و تطمیع دو تن بنام سعید ترابیان و حسن میرزایی که سال هاست از سندیکا جدا شده اند. را منتشر کردند. آقای رضا رخشان و فریدون نیکو فرد نیز مبادرت به روشنگری عمومی کنند تا سیه روی شود هر که در آن غش باشد.

شما که از فعالیت سندیکایی اطلاع دارید چرا به حق وکالت که دستمزد ایشان است با لحن غیرکارگر حق طلب، سخن می گویید و خطاب به وکیل کارگران می نویسید:

“چرا که از فعالیت کارگری و سندیکایی هفت تپه کوچکترین اطلاعی ندارند. در هرصورت، اوضاع مالی ودرآمد حاصل از وکالت هم، الحمدرالله روبراه است و زندگی بخوبی می گذرد. در مورد مطلب ایشان، ما دو سه هفته ی پیش، یک نظرسنجی از کارگران بر روی کانال گفتگو، که اعضای آن را کارگران هفت تپه تشکیل داده اند گذاشتیم که درین نظر سنجی، کارگران با اکثریت کاملا قاطع اعلام کردند که کسانی که بازنشسته می شوند دیگر حق نمایندگی ما کارگران هفت تپه ندارند. درک این مسئله هم بسیار ساده است البته بشرطی که بخواهید درک کنید.کسی که بازنشسته می شود از محیط کار کارگران جدا می گردد و دیگر نمی تواند مسائل کارگران را نمایندگی کند. اصولا ایشان حتا نمی تواند وارد مجموعه شرکت گردند و انتظامات مانع ورود ایشان می گردد نمایندگی پیشکش شما.”

اگر منظورتان بازنشستگی علی نجاتی است، آیا در نظر سنجی انجام گرفته مورد ادعای شما کارگران اطلاع داشتند که با حداقل حقوق زیر یک میلیون بازنشستگی به نجاتی تحمیل شده است، درصورتی که اگر قرار باشد حق حقوق ایشان پرداخت شود چند برابر این شندرقازی ایست که می دهند.

مگر کارگران در یک نشست علنی و در حد نصاب شرکت کننده تصمیم به برکناری نجاتی گرفته اند؟ علی نجاتی چنان که همگی اطلاع دارند به خاطر فعالیت کارگری و به طور مشخص رئیس سندیکای کارگران هفت تپه از کار اخراج شده و کارگری مبارزه و زندان کشیده است و برای دفاع از هم زنجیران کارگر هزینه ها داده است.

حالا چرا آقای رخشان کاسه ی داغ تر از آش شده اید و خوشحالید که یک نماینده حق گو را نگهبانی به شرکت راه نمی دهد! پس درست می گویند که شما سخنگوی اسدبیگی سهامدار شرکت هستید و با مدیریت شرکت پنهانی حشر و نشر دارید. شرافت کارگری یعنی وقتی نمایندگی شما از سندیکا لغو می شود. با رضایت مندی از آن که بار مسئولیت از دوش شما برداشته شده است، کنار بروید. آن گاه نشان می دادید که منافع کارگری برایتان در اولویت است. چنان که در نوشته خود دیگران را توصیه می کنید و می نویسید:

“فعالیت سندیکایی، سمت و عنوان شغلی نیست که آن را تا آخر عمر بخواهند حفظ کنند (تازه اگر به فرض محال، شغل هم باشد، پایان هر شغلی هم یک نوع بازنشستگی ست، البته برای کسانی که سندیکا برایشان دکان است فرق نمی کند لابد پس از مرگ، به فرزند ارشدشان این سمت خواهد رسید) سندیکای کارگری، یک تشکل محیط کار هستش و در اساسنامه سندیکای هفت تپه، شرایط اولیه جهت حضور در سندیکا، شاغل بودن ذکر شده است. حتا اتحادیه های کارگری در جهان هم این اصل بدیهی و ابتدایی را می دانند. و ما هم قبلا این موضوع را به اطلاع اتحادیه های کارگری رسانیده ایم. البته می توان تلاش این نورسیده در عالم وکالت را فهمید زیرا در جهت حمایت ازین بازنشسته ها “

درست می گویید پس به گفته خود عمل کنید و اصرار نداشته باشید خود را به سندیکا تحمیل نمایید. اینکه شاغل بودن شرط ابتدایی عضو سندیکا بودن است سخن سنجیده ایست اما فرق است وقتی کارفرما ، عضوی را اخراج می کند، اتفاقا در این صورت وظیفه انسانی حکم می کند سندیکا و کارگران بر عضویت او پافشاری کنند. کما اینکه نیکو فرد قبلا استعفای مکتوب خود را اعلام داشته، اما اکنون در افشاگری های نامشخص و تخریبی بر علیه سندیکا هفت تپه همراه شماست. رخشان از وکیل سندیکا توقع دارد و بیان می کند:

“بیایید جلو و شجاعانه از منافع کارگران هفت تپه حمایت کنید و اولین قدم اش این است که در یکی از اعتراضات ما شرکت کنید و با رادیوها و نشریات متفاوت جهان مصاحبه کنید. مانند دکتر اولیایی فرد که صدای مظلومیت کارگران هفت تپه را به گوش جهانیان می رسانید. “

گویا ایشان آقای دکتر اولیایی فرد گنشگر مدنی فعال را با وکیل حقوقی کارگران که برای امور مشخص قرارداد بسته است را یکسان می پندارد. بهتر است اول یک قدم خود، در راه همراهی و منافع جمعی کارگران هفت تپه بردارید. مهم نیست حتما دیده شوید. اگر نظر وکردار نماینده ای همانند اسماعیل بخشی منفعت اکثریت کارگران را پیگیرانه بازگو کند، در روند طبیعی طرفدار خواهید داشت.

گویا آقای رخشان یادش رفته که در جهت اهداف مدیریت هفت تپه و اطلاعات حرکت می کند. او کمک های مالی به سندیکا را به حساب خودش منظور می کرده به طوری که هیئت مدیره سندیکا متوجه این مورد می شود و با ایشان برخورد می کنند. حال بعد از منزوی شدن می خواهد با ژست نماینده کارگران عامل اجرای سیاست های مدیریت در جهت ضربه زدن به سندیکا و شکستن روحیه اعتراضی کارگران و سرخوردگی آنان شود. ایکاش ایشان به هشدار کارگر هم سرنوشت خود که صادق و صمیمی به او توصیه می کردند: ما در پی قهرمان نمی گردیم و به قهرمانی هم نیاز نداریم، اعتنا می کرد .

اشاره کردم آقای رخشان بداند در حال حاضر که تعداد زیادی از کارگران بازنشسته، فعالانه، چه به تنهایی در محل ورودی اصلی شرکت اعتراض می کنند و یا با کارگران شاغل در اعتصابات همراه می شوند، هنوز خود را کارگر شرکت می دانند چرا که شرکت هفت تپه با آنها تسویه حساب نکرده و همچنان طلبکارند.

رخشان خود به دلیل عدم ارتباط با سایر اعضا هیئت مدیره و دادن بیانیه به نام سندیکا بدون هماهنگی، از هیئت مدیره با رای اکثریت برکنار شده است.

رضا رخشان چون توان پرداختن به متن حقوقی دقیق زیر را ندارد با کلمات سخیف قصد دارد خودش را تبرئه نماید.

وکیل دادگستری و مشاور حقوقی در ۱۴ شهریور ۹۷ در صفحه تلگرام سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که تنها منبع خبری سندیکا است می نویسد :

“سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در سال۱۳۵۳ تاسیس گردیده و آخرین انتخابات آن در سال ۱۳۸۷ برگزار شده است با توجه به این که برخی اعضای هیئت مدیره ی سابق از کار بازنشسته شده اند ولی تا زمان برگزاری انتخابات مجدد بر اساس اساسنامه ی مصوب سندیکا سمت آن ها پا برجاست از این رو جهت جایگزینی کارگرانی که در شرکت مشغول به کار هستند، کارگران میبایست انتخابات جدید را بر گزار کنند . از آنجایی که کار فرما به لحاظ اقتصادی و اجتماعی از قدرت بیشتری برخوردارست برای حذف نابرابری لازم است کارگران در سندیکای مستقل صنفی کارگری گرد هم آیند در غیر این صورت کارگران برای مطالبات صنفی خود به صورت فردی در مقابل کارفرما راه به جایی نخواهند برد. وجود سندیکا افزون بر احقاق حق کارگران به آسان سازی و بهبود روابط کارگر با کارفرما کمک فراوان خواهد کرد و بدون تردید با منطقی تر شدن شیوه ی گفتگو بین طرفین فضای نا آرام کنونی را آرام تر خواهد کرد.

از جمله حقوق و آزادی های مربوط به کار و کارگران، آزادی سندیکایی می باشد که در اسناد داخلی و بین المللی به رسمیت شناخته شده است. بند ۴ ماده ۲۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر، بند ۱ ماده ۲۲ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۸ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حق تشکیل سندیکاها، آزادی فعالیت سندیکاها و آزادی عضویت در آن ها را برای کارگران به رسمیت می شناسد. کنوانسیون های یاد شده بر اساس ماده ۹ قانون مدنی ایران در حکم قانون داخلی کشورمان به رسمیت شناخته شده اند. دیباچه ی سازمان بین المللی کار و مقاوله نامه های شماره های ۸۷ و ۹۸ سازمان، آزادی سندیکایی را پیش بینی نموده اند که بر اساس آن کارگران حق دارند بدون اجازه ی قبلی سندیکاهای مورد نظر خود را تشکیل دهند. دو کنوانسیون یاد شده از کنوانسیون های پایه ای سازمان جهانی کار ILO باشند و صرف عضویت در این سازمان به خودی خود به منزله ی پذیرش آن ها از طرف کشور عضو محسوب می شود.

دولت ایران هم اکنون از اعضای اصلی هیئت مدیره ی سازمان جهانی کار می باشد و پای بندی به این دو کنوانسیون از جمله تعهدات مسلم بین المللی آن به شمار می رود، در نتیجه نادیده گرفتن حق داشتن سندیکای کارگری، نقض تعهد بین المللی کشورمان می باشد. لازم به ذکر است که اصل ۲۶ قانون اساسی ایران و ماده ۱۷۸ قانون کار نیز به صورت تلویحی آزادی سندیکایی و حق پیوستن به سندیکا را برای کارگران در نظر داشته است.

نکته ی حائز اهمیت آن است که سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه یکی از دو نهاد مستقل کارگری در ایران می باشد که سازمان جهانی کار آن را به رسمیت شناخته و از حمایت بین المللی برخوردار است. بنابراین در صورت نادیده گرفتن این حق قانونی کارگران، قابل پیگیری از طریق کمیته ی آزادی سندیکایی کارگران در سازمان جهانی کار می باشد و بهتر آن است که دولت برای حفظ جایگاه خود در این راستا با کارگران همکاری نماید. لازم به ذکر است که شورای اسلامی کار از جمله ی حقوق کارگران است و نه تکالیف آنها. از این رو نمی توان هیچ کارگری را مجبور به شرکت در انتخابات شورای اسلامی کار نمود و نمایندگانی که از فیلترهای غیرکارگری رد می شوند نمایندگان مستقل کارگری محسوب نمی شوند.

قابل توجه است که با عنایت به سابقه و پیشینه ی مصوب قانونی سندیکا، حتی با موازی سازی های سازمان یافته ی دیگر هم، جایگاه سندیکا تضعیف نخواهد شد و براساس صراحت های قانونی پیش گفته شده، کارگران برای برگزاری انتخابات نیاز به کسب هیچگونه مجوزی نخواهند داشت. اما شایسته است که امنیت برگزاری انتخابات آنها در محیطی آزاد و آرام تامین شود تا اکنون که وضعیت کنونی هفت تپه به یک بحران منطقه ای و ملی تبدیل شده و توجه سازمان بین المللی کار، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سندیکای جهانی کارگران (فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگران) را به خود جلب نموده است گام مثبت و نقطه ی روشنی در کارنامه ی حقوق بشر ایران محسوب شود .”

هژیر پلاسچی در ۲۷ شهریور با رصد کردن تحرکات کارگری و نقشی مخربی که رضا رخشان ها ایفا می کنند در فیسبوک خود نوشت:

“وزیر سابق کار به فکر این افتاده است که «به احزاب، تشکل‌ها و نمایندگی‌های واقعی میان مطالبات روزمره و تشکل‌های فعال در حوزه‌ی معیشت مردم» نیاز دارند چون «فرصت تجربه‌ی دوباره» را نخواهند داشت. مجلس شورای اسلامی با استیضاح و برکناری ربیعی برای نمایش پیگیری قاطعانه‌ی وضعیت فلاکت‌بار مردم، ضربه‌ی اساسی‌ای نه تنها به دولت روحانی بلکه به اصل نظام وارد کرد. برکناری «عباد»، با آن سوابق درخشان امنیتی کنار گذاشتن کسی بود که قصد داشت در سمتی رسمی و با اختیاراتی قانونی یک استراتژی امنیتی را برای سرکوب جنبش طبقه‌ی کارگر و اعتراضات کارگری طراحی کند، آن هم درست در آستانه‌ی رونمایی از این استراتژی و در دستور قرار گرفتن اجرای آن. «عباد» در جلسه‌ی استیضاح خودش هم گفت که گرچه مجلس می‌خواهد او را «قربانی» کند اما او به همکاری با وزارت کار و دولت روحانی ادامه خواهد داد. ربیعی البته از آن دست نیروهای سابقن امنیتی است که با جمع‌بندی تجربه‌ی چهل سال حکمرانی جمهوری اسلامی و با توجه به تجارب کشورهای دیگر، مدافع مدیریت مسائل امنیتی است. توئیت او را باید در ادامه‌ی نوشته‌ی کیانوش‌راد خواند که در نوشته‌ی قبلی به آن پرداخته شده بود.

عباد و شرکای او به خوبی می‌دانند سندیکاهای زرد فرمایشی‌ای که بعد از سرکوب خونین کارگران مبارز و اشغال شورهای انقلابی و خانه‌ی کارگر، از جمله با حضور شخص ربیعی، با نام شورای اسلامی کار و خانه‌ی کارگر در تمام این سال‌ها فعالیت می‌کردند، رسواتر از آن هستند که بتوانند اعتراضات کارگری را مهار کنند. به همین دلیل است که سراغ اعضای سابق دو سندیکای واقعن موجود شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و نیشکر هفت‌تپه رفته‌اند، تا سندیکاهای زرد را با شمایل جدیدی جایگزین نهادهای حکومتی کنند. این معنای واقعی «احزاب، تشکل‌ها و نمایندگی‌های واقعی»ای است که بناست با ادعای پیگیری «مطالبات روزمره» در «حوزه‌ی معیشت مردم» فعال شوند و از شکل‌گیری و تقویت تشکل‌هایی که دولت و نهادهای امنیتی تسلطی بر آنها ندارند، جلوگیری کنند.

دوم: آنچه که علی ربیعی به اشاره از آن حرف می‌زند را برای مثال اسماعیل محمدولی، خبرنگار اعزامی به هفت‌تپه با صراحت و روشنی بیان می‌کند. اگر آرایه‌های اطلاعات حقوقی محمدولی را کنار بزنیم و تلاش کنیم حرف اصلی اولین برنامه‌ی «به تدریج» (لینک در انتهای مطلب) را متوجه شویم، می‌بینیم که نه تنها منافاتی با فرمایشات وزیر سابق کار ندارد بلکه بر حسب تصادف کاملن با آن منطبق است: اگر مسئولان و حاکمان می‌خواهند بساط حکمرانی آنان بقا داشته باشد بهتر است به تشکل‌های «مستقل» کارگری اجازه‌ی فعالیت داده و حق اعتصاب آنها هم به رسمیت شناخته شود، چرا که در غیر این صورت نه تنها حکومت، بلکه بنا به بیان صریح و روشن محمدولی «کشور» هم به فنا خواهد رفت.

آنچه که در توئیت علی ربیعی نسبت به حضور آن تحت عنوان «منجی‌های ناشناخته» هشدار داده شده است در برنامه‌ی محمدولی بی‌آنکه نامی از آن برده شود به عنوان خطری برای «امنیت ملی» و «تمامیت ارضی کشور» حضور دارد. مسئله برای ربیعی، محمدولی و تمام همکاران و همراهان آنها نه وضعیت طبقه‌ی کارگر و مشکلات آنان بلکه فراهم کردن شرایطی برای تداوم استثمار است بی‌آنکه این تداوم از جانب اعتراضات مستقل و خودجوش کارگری، که همواره نمی‌توان آن را کنترل کرد، دچار مخاطره گردد. سوم: این سندیکاهای زرد البته شکل نخواهند گرفت مگر به میانجی بی‌اعتبار کردن چهره‌های شناخته‌شده‌ی جنبش کارگری، پرونده‌سازی برای آنان و صدور و اجرای حکم زندان برای دور کردن آنان از محیط کار و از میان کارگران.
روندی که با دست و پا زدن‌های رضا رخشان و شرکای او در شرکت واحد که هر روز به شکل افشاگری‌های مضحک منتشر می‌شود و هم‌زمان ایجاد محدودیت برای چهره‌های شناخته‌شده‌ی جنبش کارگری و صدور احکام زندان طویل‌المدت برای کسانی چون داوود رضوی و ابراهیم مددی در حال اجراست. پرده‌های دیگری از این بازی در راه است و جنبش کارگری روزهای سختی را پیشِ رو خواهد داشت. روزهای سختی که به مدد هوشیاری و خرد جمعی می‌توان و باید از آن گذشت. “

بعد از طرح مطلب آقای رخشان، یک رفیق کاردان مسائل کارگری چنین نوشت :

“مدتی است پروژه سندیکا سازی موازی در دستور کار اطلاعات است. در شرکت واحد سعیدترابیان چند نفری را جمع کرده و به نام سندیکای واحد سایت و کانال تلگرام دارد و به نمایندگان واقعی سندیکا حمله و فحاشی می کند. در نیشکر هفت تپه هم رضا رخشان و نیکوفرد با اطلاعات و کارفرما مشغول همکاری اند و خود را نمایندگان سندیکا معرفی می کنند و تلاش دارند آن را دچار دو دستگی کنند. هر چند جای تاسف دارد اما این واقعیت که رژیم فهمیده است سندیکاها را نمی تواند با سرکوب از بین ببرد و لذا تلاش دارد توسط چند خودفروخته موازی سازی کند و تشکیلات دست نشانده بسازد. این چیز عجیب و غریبی نیست. حاکمان همیشه افرادی را از درون کارگران و یا جنبش ها فاسد می کنند و علیه جمع کارگری به کار می گیرند.”
در حقیقت دامن زدن شفاف و بی پرده به نقاط ضعف حرکت های کارگری، حربه به شکست کشاندن اعتصابات و نشان دادن ناکارآمدی سندیکا و دیگر تشکل های کارگری توسط رژیم را خنثی می کند و از سرخوردگی کارگران و شکست آنان جلوگیری می نماید.

برای صاحبان کارخانه و سرمایه داری و نهادهای دولتی که شریک و حامی استثمار و کسب سودند، الزامی ست که کارگران از عقل و اراده و احساس انسانی خود جدا شوند تا مجبور باشند نیروی کارشان را به مثابه کالا به بازار آوردند و در مقابل هزینه زندگی خانواده کارگری به معرض فروش برسانند. اما چرا باید از میان کارگران شعورمندی که در سندیکا برای تغییر روابط ددمنشانه موجود گرد هم آمدند، افرادی باعث شوند توانایی کارکردن و قدرت تصمیم گیری و اندیشیدن جمعی را از آنان سلب نمایند؟!

دوشنبه.یازده.مهر.۹۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)