برگی از تاریخ انقلاب57
(هاشمی اش درست است؛اما کارمن نیست!)
واکاوی ماجرای حمل مواد منفجره به عربستان
احمد منتظری در یک گفت و گو با مجری خشت خام(حسین دهباشی) از عامل بودن هاشمی رفسنجانی در ماجرای جاسازی مواد منفجره و بردن آن به عربستان سعودی پرده برداشت.
هرچند برای خواص پشت پرده ی این رویداد تاریخی معلوم وآشکار بود،ولی با این مصاحبه رد پای هاشمی رفسنجانی برای افکار عمومی و عوام نیز علنی شد!
و همانطور که ما در طول دوران چهل ساله ی انقلاب رد پای ایشان در همه مسائل مهم (از جمله برکناری بنی صدر،ماجرای مک فارلین و سناریوی استعفای آیت الله منتظری از قائم مقام رهبری و سپس تحمیل خامنه ای به عنوان ولی فقیه بعدی)را می بینبم.
سید مهدی هاشمی قبل از لو رفتن این حادثه در نامه ای به آیت الله منتظری (پیرامون دیدارش با سید احمد خمینی)می نویسد:
«زمانی که در واحد نهضتها بودیم بارها خدمت شما(منظور سید احمد خمینی ست) رسیدیم که بلکه ترتیب ملاقات با امام فراهم گردد و لاطائلاتی که توسط محسن رضایی و دیگران خدمت امام مطرح شده بود را پاسخ بگویم ولی موفق نشدم.آن زمان ما را به اینکه افراد تروریست تربیت می کنیم و در جهان قصد آشوب و راه انداختن کودتا(را)داریم متهم می کردند.محسن رضایی می گفت: فلانی آدمکش و تروریست به جهان صادر می کند،(ولی)امروزآقایان قصددارند دارنددرعربستان عملیات کنند نه برنامه دارند نه افراد عمل کننده و…»
(نقل از کتاب واقعیت ها و قضاو ت ها ص 247)
نویسنده ی این سطور خودش با سید مهدی هاشمی در ارتباط کاری بود و در آبان 65 به جرم علنی کردن ماجرای ورود مخفیانه ی مک فارلین(مشاور امنیتی ریگان،رئیس جمهور جمهوریخواه و اسبق آمربکا) دستگیر و زندانی شده است.
اینجا لازم دیدم خاطره ای که پیرامون این موضوع دارم را بیان کنم:
در دفترنهضت های تهران که من مسئولش بودم جلساتی به عنوان شورای سردبیری برای تنظیم نشریه نهضت جهانی اسلام برقرارمی شد.در یکی از این جلسات درست قبل ازدستگیری ایشان(20مهرماه 65)و بعداز لو رفتن ماجرای مواد جاسازی شده(خرج پلاستیک)در ساک حجاج،ایشان همان زمان گفت:
«این ور و آن ور گفته اند ماجرای عربستان کار سید مهدی هاشمی بوده است؟هاشمی اش را درست گفته اند،اما کار من نیست.و کار هاشمی رفسنجانی ست!
گفتنی ست در اواخر سال 61 مجلس در پی تصویب اساسنامه سپاه،واحد نهضت های آن را که رئیسش سید مهدی هاشمی بود منحل کرد و لذا دیگر سید مهدی هاشمی در سپاه کاره ای نبود و کلا تا زمان اعدام،هیچ مسئولیت دولتی نداشت.
ایضا جهت آگاهی واطلاع باید بگویم که پس از انحلال واحد نهضت ها،واحد بین الملل سپاه به مسئولیت محسن میردامادی (از دانشجوبان مسلمان پیرو خط امام که اکنون جرو نیروهای اصلاح طلب است)تاسیس شد.
هم چنین با مطالعه ی سخنان اینجا و آنجای محسن رضایی به لاطلائات گویی وی در این سالها مهر تائید خواهید زد.
کنکاش در مورد صدور انقلاب( که جزو سرشت همه ی انقلاب های ایدئولوژیک است) و نحوه و شیوه ی عملیاتی شدن آن،نوع نگاه و قرائت های متفاوت از اسلام،ما را به تفاوت ها،اختلافات،حقانیت و عدم حقانیت، و کشف سره از ناسره هدایت و مطلع خواهد کرد.و ما آنرا به وقت و برگی دیگرموکول می کنیم!
محمد شوری
نویسنده،روزنامه نگار مستقل و آزاد (وایضا بیکار!)
شانزدهم مهرماه1397

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)