شاید عنوان مطلب حاضر در نظر برخی از خوانندگان عجیب جلوه کند و درخواست توضیح واضحات بنماید، ولی من تصور میکنم که سؤال جداً جای طرح دارد و باید از دادن هر پاسخ عجولانه احتراز نمود و برایش پاسخی سنجیده و روشن و صریح طلب کرد.

بگویم که این داستان اسلام حکومتی، با سخنان عامیانه از قبیل «آخوندها بروند»، «کی از شر اینها خلاص میشویم؟» و از این قیبل، فرق دارد. فرقش در اینجاست که بر خلاف این سخنانی که به طور روزمره هزاران بار توسط ایرانیان تکرار میشود، درست طرح شده. یعنی به طور منطقی و روشن طرح گشته و به همین خاطر هم شایستۀ پاسخی بیش از این حرفهای قالبی از قبیل «هر که آورده ببردشان» یا «بالاخره گورششان را گم میکنند» و… است.

سؤال تا درست طرح نشود، جواب درست هم نمیتواند بگیرد. اگر اسلام خشک و خالی را محور کنید، جواب خواهید گرفت که قرار نیست دین مردم ایران عوض شود و درخواهید ماند؛ اگر آخوندها را محور کنید، کمااینکه عادت رایج بسیاری است، معلوم خواهد شد که اصلاً هنوز دستتان نیامده که آمدن جمهوری اسلامی را مدیون فکلی ها هستید نه معمم ها. خلاصه اینکه از این قبیل سؤال و جوابهای عوضی بسیار است و باید از آنها اجتناب کرد، حاجت به تطویل کلام نیست.

به هر صورت اگر سؤال را درست مطرح کنید، سؤال دیگری هم پشتش خواهد آمد که بسیار بجاست و به آنهم کم توجه شده است: آیا خلاصی از اسلام سیاسی را فقط مترادف سقوط رژیم میدانید یا اینکه پاک کردن لوث وجود جمهوری اسلامی را هم مد نظر دارید؟

اگر به اینجا برسیم، و اگر جوابتان مثبت باشد، خدمتتان عرض خواهم کرد که اگر هم تصور میکنید که میتوانید رژیم را بدون استمداد از لائیسیته ساقط کنید که حتماً تصورتان خطاست، و اگر علاوه بر این، خیال میکنید که میتوانید بدون استمداد از لائیسیته، لوث وجود حکومت فعلی را از ایران آینده پاک کنید، اصلاً از باغ بیرونید.

از کمی دورتر از مورد ایران شروع میکنم که منظرۀ کاملی در برابر دیدگان داشته باشید.

با داستان سقوط رژیمهای توتالیتر و بزرگترین آنها که آلمان نازی و اتحاد شوروی بودند، حتماً آشنایی دارید ـ همه دارند، حتی اگر شده فقط از راه تلویزیون. اینرا میدانید که متفقین و بخصوص آمریکائیان کوشیدند تا آلمان را نازی زدایی کنند، پرسشنامه به دست همه دادند، سوابق همه را از بایگانی های باقیمانده بیرون کشیدند و… در نهایت نازی زدایی به آن صورت که باید انجام نشد ولی این موفقترین نمونۀ عفونت زدایی از نظامی توتالیتر بود. در شوروی اصلاً هیچ کار نشد، چون رژیم خودش سقوط کرد و بعد همانها که سر کار بودند، سر کار ماندند و در حقیقت خودشان بر جای خود نشستند، بعد هم بردند و خوردند و خلاصه دعوای عمده ای نشد.

ببینید کدامیک از این دو نمونه را برای ایران بعد از سقوط رژیم میپسندید. دلتان میخواهد کوششی برای پاکسازی انجام بگیرد یا نه. مقصود پاکسازی عقیدتی عمومی، به سبکی که آمریکایی ها میخواستند در آلمان بکنند و موفق نشدند،  نیست. مقصود رسیدن به حساب گروه هایی است که در جنایات رژیم مسئول بوده اند، در تصمیمگیری های سیاسی عمده شرکت داشته اند و در ترویج ایدئولوژی اسلامگرا نقش مهم ایفا نموده اند. آنچه در آلمان شد، به هیچوجه کامل نبود، ولی هیچکدام این سه قسم افرادی که شمردم، در شوروی مورد هیچگونه تعرضی قرار نگرفتند.

یکی و فقط یکی از عیوب این شعار پوچ و رایج و سست و بسیار کم معنای سکولاریسم که یک عده افراد سر میدهند، درست همین است که راه اجتناب از رسیدگی به کار این افرادی را که ملت ایران را به این روز انداخته اند، از همین امروز هموار میکند. ادعای نرمش نشان دادن در برابر مذهب و مذهبیان تحت عنوان سکولاریسم و به دروغ، تند و تیز وانمود کردن لائیسیته، محض توجیه موقعیت خویش، مقدمه ایست که دارند میچینند و از هم اکنون به شما نشان میدهد که چه برنامه ای در سر دارند. مدعیند که میخواهیم در حق مؤمنان با نرمش رفتار کنیم. در صورتی که مسئلۀ رفتار با مؤمنان از اصل مطرح نیست. لائیسیته اصلاً با جمع مؤمنان مشکلی ندارد. دعوا با روحانیت است و آسانگیری موعود مربوط به این گروه است. آن تعادل و تساهلی که تحت عنوان سکولاریسم به شما وعده میدهند، معطوف است به روحانیت، نه به خیل مؤمنان. گروه اخیر، محض توجیه این برنامۀ نادرست است که جلو انداخته میشود. برنامه، برنامۀ بده بستان است، خیراتی در کار نیست.

خلاصه کنم. اگر فکرتان از حد بسیار ابتدایی و ناقص ساقط کردن نظام فعلی فراتر میرود و اگر فکر فردای سقوط رژیم و ساختن ایرانی هستید که حیات در آن مایۀ راحتتان باشد و ذکر نام آن مایۀ سربلندی شما، توجه داشته باشید که آثار حکومت فعلی اسلامی که جز نکبت و ذلت برای ایران و ایرانی نداشته، باشد از گوشه و کنار مملکت پاک بشود. اگر با سهل انگاری میانه ندارید که خوب اینجا لک مانده عیبی ندارد، آنجا هنوز کثیف است سر فرصت تمیز خواهد شد و نقداً بقیۀ کار را میگذاریم برای بعد. یعنی اگر میخواهید ایران را واقعاً از نکبت وجود نظام اسلامی پاک بکنید، راهش لائیسیته است، نه این صابونهای تقلبی که به سودای کنار آمدن با اسلامگرایان و باز نگاه داشتن پای اسلام در ایران فردا به شما عرضه میشود.

از صدر مشروطیت تا به امروز، به اندازۀ کافی جنس تقلبی به شما تحویل داده اند. این بار داستان خیلی جدی است، به این دلیل که تاریخ راه طرح درست و حل مسئلۀ رابطۀ سیاست و مذهب را پیش پای شما باز کرده است. موقعیت گرانبهاست، بسیار گران به دست آمده و حال که بهایش پرداخت شده، باید از آن استفاده کرد. نه حکومت اتوریتر پهلوی که خود دائم از اسلام برای توجیه موقعیت خود استفاده میبرد، مسئلۀ مذهب را در ایران حل کرد و نه ملی مذهبی هایی که با انواع دوز و کلک، یاوه های اسلامی خود را به ریش مصدق می بستند یا دمکراتیک جلوه میدادند و آخوندها را بر گردۀ ملت ایران سوار کردند. اینهایی که امروز صحبت از سکولاریسم میکنند، نمایندگان این دو دسته دغل سیاسی هستند و چیزی بیش از آنکه دیده اید در چنته ندارند. لائیک ها به مذهب و مذهبیان هیچ نمیدهند، چون نمیخواهند از آنها چیزی بگیرند. چشمتان را باز کنید، راه چارۀ شما لائیسیته است.

 

 

 ۳ اکتبر ۲۰۱۸

 (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

rkamrane@yahoo.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)