تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۸۸, ساعت ۸:۰۶ قبل از ظهر
انقلاب تکنولوژیک
محمد شوری

ازنگاه ودیدگاه فلسفی جهان هستی در عین تکثُّر از یک وحدت یکپارچه برخوردار است؛ یعنی:«تکثُّر در وحدت؛ و وحدت در تکثُّر».

و در سیاق و منطق دیالکتیک،طبیعت و هستی فقط از مسیر و شاهراه «تز،آنتی تز و سنتز» حرکت می کند. یعنی وقتی شیء و موضوعی از عالم ذهن موجود شود،یک تز است.یعنی تا تصورات به مرحله تصدیق نرسند، عَدَم هستند. آنگاه که عَدَم، وجود شد،دیگر نمی توان آنرا عَدمَ کرد. همچنین وقتی تصورات عالم ذهن مصداق عینی پیدا کند،بطور طبیعی موجودات دیگری را زایمان خواهد کرد!

آب از بالا بپَستی دَر رَوَد
گندم از بالا بزیر خاک شد
بعد ازآن،او خوشه و چالاک شد
دانه هر میوه آمد در زمین
بعد ازآن سرها برآورد از زمین (مولوی)

با هر زایمانی،عَدَمی،موجود می شود؛ این موجود نمی تواندبطور ثابت ساکن و ساکت باشد. لذا «آنتی تز» تولد دیگری از یک «وجود» است که موجود می شود و این موجود تازه،چه با معیارهای اخلاقی و منطقی و چه در دایره اجبار،تهدید و تحدید و غیر اخلاقی با آن موجود اول در تضاد واقع خواهد شد و در تزاحم باهم،خواهند زیست؛آنچه از این تزاحم بدست می آید «سنتز» نامیده می شود.

«ستنز»ها غالبا«ماهیت» آن «تز و آنتی تز» های اولی را ندارند و ازنوع و جنس دیگر هستند؛ و این چرخش، متکثِّر همچنان ادامه خواهد داشت؛یعنی هر سنتزی باز تولیدش،یک تز و هر تزی یک آنتی تز و سپس تولد یک سنتز تازه…این همان معنای فلسفی«تکثر در وحدت و وحدت در تکثر»است که در یک روند منطقی به حرکت خود ادامه می دهند؛و به تعبیر قرآن همان«سنت الله» خداوند است که در آن هیچ تبدیل و تغییری بوجود نخواهد آمد:
رنج وغم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضد،خوش دلی آید پدید
پس نهانیها،بضد پیدا شود
چونکه حق را نیست ضد،پنهان بود
پس بضد نور دانستی تو نور
ضد بضد را می نماید در صدور (مولوی)

هم چنین پدیده های اجتماعی با هرنوع رویکرد اخلاقی،فرهنگی،سیاسی واقتصادی لاجرم باید از این مسیر عبور کنند؛این همان قضای خداوند و قطعیَّت در مشیَّت الهی است؛اما «قَدَر»ش بسته به «اندازه» است!

در16مرداد1356جمشید آموزگار نخست وزیر تکنوکرات رژیم سلطنتی پهلوی گفت:«دیگردوران انقلاب ایدئولوژیک بسرآمده،امروزدوران انقلاب الکترونیکی است».

او چون خود یک تکنوکرات غرب دیده بود کمی فراتر از زمان سخن گفت.باید گفت دوره فعلی، دوره انقلاب تکنولوژی است.

30 تا 22 بهمن گذشت؛اما 22خرداد 88 سرفصل تازه ای درتاریخ سیاسی ایران شد.فرق و تمایز این رویکرد سیاسی با هر نوع رویکرد رادیکالی و انقلابی در این است که در این مرحله این تکنولوژی است که دارد با دیدگاههای ایدئولوژیک دست و پنجه نرم می کند.

وقتی رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت:«هرکه شورای نگهبان تائید کرد صالح است و مردم باید از بین آنها اصلح را انتخاب کنند»،با وجود آنکه در 22 خردا 88 فقط تنها 4 کاندیدا از دایره بسیار تنگ«نظارت استصوابی»عبور کرد،اما با این وجود،نوع پاسخ و عکس العمل حاکمیت به واکنش های برخی از مردم به نتیجه انتخابات،ازآن «آنتی تز»هایی ساخت که چنانچه عکس العمل حاکمیت به این «آنتی تز»ها دوری از خشونت می بود،چنین سنتزی متولد نمی شد!

وقتی«شال سبز»میر حسین موسوی به نشانه سمبلیک،در جمعی از هواداران متکثر شد و برای برخی رویکردی عوام پسند(نه عوامانه)تلقی شد،هیچکسِ هیچکس نمی دانست،همان «شالِ سبز»،به سنتزی تبدل خواهد شد که اکنون نامش «جنبش راه سبز» است!

جنبشی که در عین تکثُّر در دیدگاه،حول یک موضوع کاملا وحدت دارد، و آن «حق انتخاب» است!

زمانی بر در و دیوارشهر نوشته می شد:«ویدئو مساوی است با بمب اتم».اما امروز تکنولوژی از همه کَس و همه جا عبور کرده است؛امروز در دست هر کَس،اعم از باسواد و بی سواد، روشنفکر مذهبی و لائیک،روحانی و دانشجو،هنرمند و نُخبه،کاسب و سیاستمدارو هر بچه مدرسه ای،یک«بمب اتم» بنام «موبایل»یا همان«تلفن همراه» است؛وسیله ای سریع و چندگانه(!)در باب اطلاع رسانی و امر ارتباطات.

در یادداشتی که در تاریخ 29 فروردین 1379 و در روزنامه«اخبار اقتصادی»با عنوان«انقلاب فرهنگی کالای تکنولوژی» از اینجانب چاپ شد،نوشتم:

«اگرکشورها را به دو دسته غالب و قالب تقسیم بندی کنیم،کشورهای غالب بابدست گرفتن آخرین صنعت از مُدل های تکتولوژی مانند ماهواره و شبکه های سراسری جهانی اینترنت توانسته اند در کشورهای قالب به نوعی غلبه کنند و زمینه تغییر های فرهنگی را به مثابه یک تغییر ماهوی یا انقلاب فرهنگی به این نوع جوامع –یعنی کشورهای قالب-تزریق کنند».

اینجا اضافه می کنیم که دوران انقلاب آنهم از نوع ایدئولوژیک به پایان رسیده است.چون تکنولوژی ذائقه ها را خواه ناخواه تغییر می دهد.

دیگر دوران حاکمیت تک اندیشه ای(این است وجز این نیست) بسر آمده و عصر تکنولوژی با همه سحر وجادو و فریبش شما و ما را هم به سَراب خواهد برد و هم به صراط!

اکنون یک فرد بی سواد و محروم از خواندن ونوشتن، وقتی می تواند مثلا صدا و سیمای بی.بی.سی و یا آمریکا را با زبان مادری خودش بشنود و ببیند، شما دیگر نمی توانیدبا انواع فتوا و فیلترینگ،مانع دیدن و شنیدن او بشوید. او همینکه یکبار دید و شنید و دنیایی تازه از جهان تازه چشمهایش را گشود دیگر نمی شود به او گفت نشنو و نبین.

وقتی می شود با شبکه سراسری اینترنت هرنوع اندیشه ای را منتشر ساخت و با هر زبانی آنرا در دسترس همگان قرار داد،شما و ما نمی توانیم بگوئیم حق و حقیقت همین است که ما می گوئیم.چون حقیقت همچون همان داستان لمس فیل در مثنوی مولوی است:

«پیل اندر خانه تاریک بود
عَرضه را آورده بودنش در هنود» و الخ…

و هرکس در دایره گیتی هم «موسی» است و هم«شبان»!داستان موسی وشبان در مثنوی مولوی.

این کالایی است که برای فروش وارد بازار شده،کالایی که هر ذائقه ای را خوش می آید. کالای ما نیز باید هر ذائقه ای را به خود جذب کند! عرضه و تقاضا فقط در اقتصاد نیست!

بنابراین هر نوع آنتی تزی چه با معیارهای اخلاقی ومنطقی و چه در شیوه های غیر اخلاقی و غیرمنطقی همچون «نصربالرعب»،مطمنئادرذات خود سنتزی را متولد خواهد کرد که همین «دور»متسلسل خواهد بود. و چنین «دوری»البته «باطل» نیست چون در دورنش عَدمَی موجود می شود که دیگر امکان ندارد عَدمَ شود!

لذا با هرنوع کنترل در شبکه های اطلاع رسانی مثل ایمیل،S.MSو تجسس اینترنتی و ایجاد پارازیت بر شبکه های ماهواره ای،قطعا منجر به آنتی تز هایی در جهت اصلاح در ساختار تکنولوژی موجود خواهد شد،آنتی تزی که هدفش ممانعت از کنترل بر روی تکنولوژی است!

با وجود چنین انقلابی در تکنولوژی،هر نوع تحول سیاسی درهر نظام سیاسی ودرهر کشوری به شیوه انقلابی گری و یا شورشگری و رادیکالیسم منسوخ خواهدشد و شده است!

و انقلابهای آینده، قطعا ایدئولوژیک نیست. چون تکنولوژی عصر حاصر به انسان تکثُّر را آموزش می دهد.و هر فرد اُّمی در این تکثُّر به اندازه خودش متحول می شود.ومی خواهدخودش تصمیم بگیرد و حق انتخاب داشته باشد!

بنابراین،نظام های سیاسی عصرحاضر،به هراسمی که مُسَمّاشوند وباشند،یعنی:جمهوری، سلطنتی،و یا«جمهوری سطلنتی»و«سلطنتی جمهوری»!،باید و مجبورند از این مسیر عبور کنند. و حق انتخاب را به شهروندان خود واگذارند.

در 22خرداد 88 جنبش سبزی متولد شد؛اکنون این جنبش در دیدگاههای متکثّر، اعلان موضع می کند؛اما یکپارچه پذیرفته است که باید برای افکار عمومی حق انتخاب قائل شد.

مطمئنا با احقاق «حق انتخاب»، در عین تکثُّر به «وحدت» می رسیم و حق نیز به حقدار.
مطمئنا با احقاق «حق انتخاب» نه دین خدا پایمال خواهد شد و نه انسانیت و ارزشهای اخلاقی مخدوش.
مطمئنا با احقاق «حق انتخاب» هر کس به میزان فهم، درایت،هوشیاری وخویشتن داری، متکامل خواهد شد.

صورت از بی صورتی آمد برون
باز شد که انا الیه راجعون (مولوی)

*دیدگاه های وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)