موج سوم اعتصاب کامیون داران و رانندگان کامیون که از روز شنبه 31 شهریورماه آغاز شده است، روز سه شنبه سوم مهر نیز با هماهنگی و پیگیری ادامه یافت و شهرها و مناطق بیشتری به آن پیوستند. اگرچه اتحادیه هماهنگ‌کنندکان رانندگان سراسر ایران با انتشار فراخوانی از رانندگان کامیون خواسته بود که از اول مهر اعتصاب سراسری خود را آغاز کنند، اما با این حال بسیاری از رانندگان یک روز زودتر اعتصاب خود را آغاز کردند. گزارشها حاکی است که اعتصاب با موفقیت وارد سومین روز خود شده است و رو به گسترش دارد. 

در نتیجه این اعتصاب بندرگاهها، جاده های بین المللی و محورهای اصلی بین شهرها از عبور و مرور کامیون ها خلوت شده اند. بیشتر جایگاههای بنزین تعطیل شده اند، میوه و تره بار به عمده فروشیها نمی رسد و همین موجب گرانی بیشتر این مواد در بازار شده است. همچنین چند کارخانه سیمان، در نقاط مختلف به دلیل بارگیری نشدن محصول به ناچار تعطیل شده اند. در جریان این اعتصاب که در واقع سومین اعتصاب سراسری رانندگان کامیون در سال جاری است، صنعت حمل و نقل که یکی از زیر ساخت های اقتصاد سرمایه داری ایران میباشد فلج شده است. 

اعتصاب کنندگان در واقع دو دسته هسنتد. هر دو دسته عملا در موقعیت اقتصادی و معیشتی مشابهی قرار گرفته اند و همین واقعیت آنها را با هم همراه کرده است. دسته اول رانندگانی هستند که برای شرکتهای بزرگ حمل و نقل کار می کنند. دسته دوم آنهائی هستند که مالک و در عین حال راننده کامیون خود هستند، که اصطلاحا کامیون دار نامیده می شوند. رانندگان خواهان افزایش حقوق هستند. رانندگی کامیون از جمله کارهای سخت است و آنها خواهان آن هستند که حق سختی کار در تعیین حقوقشان منظور شود. اکثریت آنها از هیچگونه بیمه ای برخوردار نیستند، آنها خواهان تامین کامل این حق اولیه اجتماعی خود هستند. اما رانندگانی هم که صاحب کامیونهای خود هستند، وضع بهتری از بقیه ندارند. کرایه پائین حمل و نقل، گرانی بنزین، گرانی قطعات یدکی، عوارض اتوبان،کمیسیون بالای باربری‌ها، هزینه بالای تعمیرات و مشکلات مشابه دیگر، وضعیتی را به آنان تحمیل کرده است که بسیاری از آنها چاره ای جز رها کردن کامیون خود نداشته باشند. شرکتهای بزرگ حمل و نقل که صاحبان آنها را باید در میان سران و بازنشستگان رده های بالای سپاه و مافیای خانواده رفسنجانی و امثال انها جستجو کرد، هرکدام مالک هزاران کامیون اند. آنها از عواملی هستند که دست در دست رژیم بحران زده جمهوری اسلامی، چنین شرایط سختی را به رانندگان کامیونها و کامیونداران خرده پا تحمیل کرده اند. 

اعتصاب روزهای اخیر ادامه اعتصابهای گذشته است که دو دوره انجام گرفتند. در دو دور گذشته هر بار اعتصاب با دادن وعده هائی از جانب مسئولان حکومتی پایان یافت. دور اول اعتصاب سراسری و طولانی مدت رانندگان کامیون که از اول خرداد ماه سال جاری آغاز شد، ۲۹ استان و 170 شهر ایران را در برگرفت. در دور اول اعتصاب سراسری که رانندگان تاکسی و رانندگان اتوبوس در چندین شهر ایران نیز به آن پیوستند. رانندگان کامیون که از حمایت افکار عمومی برخوردار بودند، چنان همبستگی و استقامتی از خود نشان دادند که رژیم با تهدید و احضار و بگیر و ببند و سازمان دادن اعتصاب شکن، نتوانست آنها را مرعوب کند. 

دور دوم در مردادماه گذشته آغاز شد و در همان حد از گستردگی بود. این بار هم جمهوری اسلامی از یک سو اعتصاب شکنان و نیروهای امنیتی خود را به میدان فرستاد و از سوی دیگر فریبکاران دولتی را با وعده و وعیدهای همیشگی. بعد از حدود ده روز رانندگان به اعتصاب خود پایان دادند و این بار نیز منتظر عملی شدن وعده های مسئولان حکومتی ماندند. یکماه گذشت و همانطوریکه انتظار می رفت، این بار نیز هیچ وعده ای عملی نشد. 

دور سوم اعتصاب در شرایطی آغاز شده است که بحران همه جانبه اقتصادی جمهوری اسلامی تشدید شده است. مرحله دوم تحریمهای آمریکا در راه است و رژیم تا کنون نتوانسته است در شکاف بین قدرتهای بزرگ جائی برای مقابله با تحریمها پیدا کند. در نتیجه چنین شرایطی فقر و گرانی و کمبود بی سابقه ای سراسر ایران را فرا گرفته است. در همان حال اعتراضات کارگری بطور روزمره ادامه دارد. اعتصاب سیاسی قاطع و کوبنده مردم کردستان سران جمهوری اسلامی را شوکه کرده است. 

دشمن تظاهر می کند که نیرومند است و گویا قادر است هر سیاستی را بدون هیچگونه دردسری به اجرا در آورد، اما واقعیت این است دارای نقطه ضعف های اساسی است و بویژه در برابر اعتصابات توده ایی، بدون دفاع و آسیب پذیر است.

این رژیم با هر درجه ای از جنایتکاری وقتی با اعتصاب عمومی توده های وسیع مردم روبرو می شود، زبون است و چنین تاکتیکی، بستر به میدان آمدن نیروی واقعی مردم را فراهم خواهد ساخت که تاکتیک اعتصاب عمومی و سراسری می تواند آحاد مردم مبارز و معترض را بهم پیوند زند و با همدیگر همراه کند، کار و تولید را متوقف سازد، سیستم را مختل کند و کل حاکمیت را بلرزه درآورد. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)