اعتصاب عمومی مردم در کردستان با گستردگی و شکوه هرچه تمامتر برگزار شد. در روز۲۱ شهریورماه ۱۳۹۷، مردم کردستان با نشان دادن قدرت متحدانه خود، یکبار دیگر پرشور و پرتوان در مقابل جنایات و سرکوبگری های رژیم اسلامی ایستادند و نفرت و انزجارشان را از این رژیم با اعتراض سهمگین خود ابراز داشتند. اعتصاب عمومی اخیر، یادآور اعتصابات عمومی گذشته و ملهم از درسها و تجارب ارزندۀ آنها بود.

حکومت اسلامی در تداوم اعمال ضدانسانی خود، روز شنبه ۱۷شهریورماه سه تن از زندانیان سیاسی “زانیار مرادی”، “لقمان مرادی” و “رامین حسین پناهی” را در حالیکه موجی از حمایت های داخلی و بین المللی برای آزادی و لغو حکم اعدام آنها در جریان بود، اعدام کرد. همزمان مقرات مرکزی حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران واقع در کردستان عراق را هدف حملات موشکی خود قرار داد که جانباختن و مجروح شدن شماری قابل ملاحظه ای از نیروهای این دو حزب را در پی داشت.

پس از گذشت دو هفته از تظاهرات و تجمعات وسیع و رادیکال توده ای مردم شهر مریوان و دیگر شهرهای کردستان در اعتراض به کشته شدن فعالین محیط زیست “شریف باجور” و یارانش، رژیم اسلامی با هدف زهرچشم گرفتن از این مردم و عقب نشینی به آنان، بازهم به اعمال جنایتکارانه روی آورد. آدمکشی و اعمال تروریستی رژیم، مورد نفرت مردم آزادیخواه و حق طلب ایران قرار گرفت. جامعه کردستان با توجه به ویژگی های بارز سیاسی و مبارزاتی خود، به سرعت در واکنش به این اعمال به حرکت درآمد و با هوشیاری و قدرت تمام، اهداف رژیم را ناکام گذاشت و آنرا با شکست مواجه نمود.

به لحاظ سیاسی جامعه کردستان به درجات زیادی تحزب یافته است. احزاب سیاسی در این جامعه هر یک با توجه به خاستگاه اجتماعی و طبقاتی و نیز منافع گوناگون و متضادی که نمایندگی می کنند، سیاست و عملکردهای متفاوتی نیز اتخاذ می کنند.

تا آنجا که به حضور و نقش جریان، نیرو و احزاب چپ و کمونیست در کردستان مربوط می شود، کومه له-سازمان کردستان حزب کمونیست ایران در طول نزدیک به چهار دهه فعالیت و مبارزه علنی، در رأس و رهبری این جریان و مبارزات انقلابی، پیشرو و رادیکال در این جامعه قرار داشته است. کومه له به نیرو، اراده و قدرت کارگران و توده های زحمتکش و ستمدیده مردم که اکثریت ساکنان جامعه را تشکیل می دهند، متکی و در این راه همواره مشوق و محرک به میدان آمدن توان و نیروی مبارزاتی متشکل آنان برای احقاق حقوق پایمال شده شان بوده و برای به حاکمیت رساندن آنها مبارزه کرده است.

فراخوان به تشکیل جمعیت های دمکراتیک و شوراهای مردمی، اتحادیه های دهقانی و تشکل های کارگری،تسلیح عمومی، سازماندهی و رهبری مقاومت انقلابی توده های مردم علیه لشکرکشی جمهوری اسلامی به کردستان، برپایی اعتصابات، تحصن، تظاهرات و راهپیمایی های بسیار علیه رژیم اسلامی و نیروهای آن در کردستان، به میدان آوردن کارگران در صحنه مبارزات و رهبری جنبش انقلابی مردم کردستان، مبارزه و مقاومت علیه ارتجاع در کردستان، بیانیه حقوق اولیه مردم زحمتکش، بیانیه حقوق زن، ارائه برنامه برای حاکمیت شورایی مردم و تدوین و ارائه مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مردم کردستان؛ نمونه های بارزی است از نقش و عملکرد کومه له در به میدان آوردن نیروی مبارزه توده ای مردم، قدرت بسیج در آن و توان سازماندهی و هدایت این نیروی اجتماعی.

یادآوری این حقایق نه به منظور تمجید بلکه در راستای تطبیق رویکردهای کنکرت در مبارزه مشترک کومه له و توده های مردم کارگر و زحمتکش در کردستان، حفظ تناوبها و تسلسل ها در آن و نیز تأکید بر وجود اثرمتقابل در این میان با جامعه است. چرا که کومه له خود محصول وجود و حضور کارگران و زحمتکشان در عرصه های مختلف اجتماعی بوده و در متن جنبش طبقاتی و انقلابی آنان پرورده شده است. اساساً محصول یک رادیکالیزاسیون اجتماعی بوده است که کارگران و مردم محروم و ستمدیده کانون اصلی آنرا تشکیل داده اند. بنابراین به لحاظ اجتماعی، جریان چپ و کمونیستی هنگامی در کردستان توانست رشد و گسترش یابد که توده های مردم کارگر و زحمتکش و تحت ستم کردستان کومه له را نزدیک ترین تشکیلات و جریان به مطالبات و منافع واقعی خود یافتند. بار اصلی ستم و تبعیض ملی نیز بر گرده همین مردم سنگینی کرده است از اینرو کومه له از زاویه منافع و مصالح آنان به این معضل نیز پاسخ داده و قاطع ترین جریان و نیرو در مبارزه برای رفع ستم ملی در جامعه کردستان بوده است.

در طی نزدیک به چهار دهه گذشته، کومه له با مقابله و ایستادگی خود در برابر تمامی مخاطراتی که این جنبش و مبارزه طبقاتی و انقلابی را مورد تهدید قرار داده اند، کوشیده است استحکام در صفوف مبارزاتی آنرا تأمین و پیوستگی و روند تکامل در آن را نیز حفظ نماید، به تثبیت دستاوردهای مربوطه در دل جامعه یاری رساند و راهنمای بکارگیری آنها در راستای پیشبرد مبارزه باشد. دستاوردهای حاصله نه به یک تشکیلات و حزب معین بلکه اساساً متعلق به جنبش و مبارزه ای است که آنها را احراز کرده است چراکه این تشکیلات و سازمان خود بخشی است از آن جنبش و روند مبارزات آن، بخش آگاه و عنصر پیشتاز که توانسته است در جایگاه رهبری و هدایت کننده این جنبش و مبارزه قرار گیرد. در این میان و متقابلاً جهت گیری ها و اتخاذ سیاست و عملکردهاست که تأثیرات مهمی در راستای تقویت یا تضعیف جنبش برجای خواهد نهاد.

از اینرو اعتصابات عمومی مردم کردستان یکی از دستاوردهای بارز و پراهمیت مبارزه انقلابی و رادیکال محسوب می شود که اساساٌ نتیجه اتخاذ سیاست و عملکردهای انقلابی و کمونیستی در این جامعه بوده است.

قبلاً و طی سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۹ در دو مورد، جامعه کردستان به فراخوان کومه له به اعتصاب عمومی کشیده شد. در خلال ماههای تیر و مرداد سال۱۳۸۴ بسیاری از شهرهای کردستان صحنه اعتراض و رویارویی خونین مردم با نیروهای سرکوبگر رژیم اسلامی بود. مردم کردستان در حمایت از اعتراضات مردمی در مهاباد به قتل فجیع یکی از جوانان این شهر با نام “شوانه سیدقادری” و به نمایش گذاشتن جسد وی، به خیابانها آمده و این عمل جنایتکارانه مأموران رژیم را محکوم نمودند. اعتراضات به اشکال مختلف و به مدت سه هفته ادامه داشت. توده های وسیعی از مردم متحدانه به میدان آمده بودند. رژیم اسلامی از ترس قدرت گیری هرچه بیشتر تحرکات مردمی علیه خود، با اعزام شمار زیادی از نیروهای ویژه سرکوب از دیگر شهرهای ایران، مردم بپاخاسته را آماج حملات سرکوبگرانه قرار داد که در نتیجه شمار زیادی از آنان جانباخته، صدها نفر مجروح و شمار زیادتری نیز دستگیر و به زندانها افتادند. رژیم طی آنمدت مدام بر اعمال سرکوبگرانه خود می افزود تا اعتراضات مردمی را به فرسایش و شکست کامل بکشاند. 

مخاطرات و نگرانی های جدی ای آینده و سرنوشت این اعتراضات را تهدید می کرد. شرایطی پیش آمده بود که می بایست با یک اقدام هدفمند از یک سو روحیه و توان مبارزاتی مردم را ارتقاء و دستاورهای آنان را تثبیت نمود و از دیگر سو دست سرکوب رژیم راعلیه توده های مردم کوتاه، نیروهای سرکوبگر را زمینگیر و از تلفات بیشتر مردم ممانعت بعمل آورد.

در چنین شرایطی بود که کومه له-سازمان کردستان حزب کمونیست ایران با احساس مسؤلیت در قبال آن رویدادها، با فراخواندن مردم کردستان به یک عمل متحدانه، برپایی اعتصاب عمومی ای را با مطالباتی از جمله معرفی و مجازات آمران و عاملان جنایات در شهر مهاباد و دیگر شهرهای کردستان، آزادی فوری و بدون قید و شرط همه دستگیر شدگان، عادی کردن فضای شهرها و بازگرداندن نیروهای سرکوبگر به مراکز خویش؛ در دستور آنان قرار داد. 

تمام نیرو و توان تشکیلات برای انجام موفقیت آمیز این اعتصاب به کار گرفته شد. آنموقع شبکه های اجتماعی اطلاع رسانی آنطور که امروز رایج است وجود نداشت. فراخوان کومه له اگرچه تنها از طریق ایستگاه رادیوئی خود به گوش مردم کردستان رسید اما با وجود فضای میلیتاریستی شدید، هزاران نسخه از این فراخوان به سرعت توسط فعالین و هواداران در شهرهای مختلف کردستان توزیع شد. فعالین جنبش های اجتماعی پیشرو، سطوح مختلف جامعه را از فراخوان کومه له به اعتصاب عمومی مطلع نمودند.

از سوی دیگر فراخوان به برپایی این اعتصاب، از سوی گرایشهای رادیکال و سوسیالیست در جنبش‏ کارگرى ایران، احزاب و سازمان‌هاى چپ و کمونیست و نهادهاى دمکراتیک مورد حمایت قرار گرفت. شب قبل از برپایی اعتصاب، زنده یاد “زانیار آشیان” جوان پرشوری که به طور خستگی ناپذیر مشغول توزیع فراخوان این اعتصاب بود، در یکی از خیابانهای شهر سنندج هدف تیراندازی مأموران رژیم قرار گرفت و جانباخت.

در آنموقع حزب دمکرات کردستان ایران و سازمان زحمتکشان دل در گرو اصلاحات حکومتی داشتند. حزب دمکرات در قبال فراخوان کومه له به اعتصاب عمومی مردم کردستان، موضع سکوت اختیار نمود و سازمان زحمتکشان نیز آشکارا ضمن نفی این فراخوان، با کارشکنی های وقیحانه عملاً در راستای به شکست کشاندن آن تلاش نمود. کومه له همان موقع و در اطلاعیه مربوط به انجام موفقیت آمیز این اعتصاب، از این رویکرد نامسؤلانۀ سازمان زحمتکشان به عنوان “سنگ اندازی و کارشکنی دوستان دروغین مردم” یاد کرد. در سطح سراسری نیز همچنانکه انتظار می رفت طیف های جمهوریخواهان، لیبرالها و توده ای-اکثریتی ها نیز چشم خود را بر وقایع خونین در شهرهای کردستان بستند و در قبال آن سکوت اختیار کردند.

فراخوان اعتصاب ۱۶مرداد مورد استقبال و کاربست توده ای مردم در شهرهای کردستان قرار گرفت و توسط آنها با موفقیت و گستردگی به انجام رسید. پیروزی اعتصاب عمومی ۱۶مرداد۱۳۸۴ یکبار دیگر نشان داد که تنها با اتکاء به نیروی مبارزاتی مردم است که می توان تحولات و دگرگونی های لازم را در جامعه ایجاد نمود. مردم کردستان یکبار دیگر به روشنی عملکردهای مسؤلانه، رهائیبخش و کارساز را در مقابل اعمال بیگانه با منافع خود و توهم و دخیل بستن به جناحهایی از رژیم و دخالت های خارجی را دیدند و تجربه کردند و این وقایع را در دل جنبش حق طلبانه خود به ثبت رساندند. جنبشی که با این اعتصاب پیروزمند وارد دوران تازه ای از حیات سیاسی و مبارزاتی خود شده بود.

در برهه ای دیگر از حیات سیاسی و مبارزاتی جامعه کردستان، کومه له یک بار دیگر با فراخواندن مردم به برپایی اعتصاب عمومی، با دستان قدرتمند همین مردم برگ دیگری به تاریخ درخشان مبارزات آنان افزود.

اعدام پنج زندانی سیاسی، زنده یادان “فرزاد کمانگر”، “شیرین علم هولی”، “علی حیدریان”، “فرهاد وکیلی” و “مهدی اسلامیان” در ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹، نفرت و بیزاری توده های آزادیخواه مردم در سراسر ایران را علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی برانگیخت. در کردستان، کومه له طی اطلاعیه ای مردم را به برپایی یک اعتصاب عمومی در روز ۲۳اردیبهشت فراخواند.

این فراخوان همچون فراخوان قبل اما این بار با امکانات و نیروی بیشتری که در دسترس بود به سرعت در جامعه کردستان انعکاس یافت. احزاب و نیروهای چپ و کمونیست به حمایت از این فراخوان برخاستند و هر یک به سهم خود در به پیروزی رساندن آن تلاش کردند. در خارج کشور کمپین و تجمعات اعتراضی در شمار زیادی از کشورهای جهان در محکومیت آن اعدام ها و حمایت از اعتصاب عمومی مردم کردستان برپا شد. 

هر دو شاخه های حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان که آنموقع در شیفتگی “جنبش سبز” بسر می بردند، و اینکه پیروزی اعتصاب قبلی مردم کردستان را دیده بودند، این بار برای “عقب نماندن از قافله”، به سهم خود به حمایت از این فراخوان و اعتصاب عمومی برخاستند. حزب دمکرات و سازمان زحمتکشان اما همراه با متحدین خود(طیف جمهوریخواهان ایران و شمار دیگری از احزاب لیبرال و ناسیونالیست و طیف توده ای-اکثریتی) در همان روز که مردم کردستان در اعتصاب عمومی بسر می بردند؛ اطلاعیه مشترکی به منظور برپایی تجمعات اعتراضی در خارج کشور صادر کردند بدون اینکه حتی اشاره ای به اعتصاب مردم کردستان در آن اطلاعیه مشترک داشته باشند.

اما اعتصاب ۲۳اردیبهشت ۱۳۸۹ این بار نیز به ابتکار کومه له و با توان و نیروی متحد مردم با گستردگی تمام به انجام رسید. اعتصاب عمومی مردم کردستان و حضور پرقدرت جریان چپ و کمونیست در این جامعه، طرح و پروژه های احزاب ناسیونالیست و لیبرال در کردستان در تبدیل کردن جنبش حق طلبانه این مردم به زائده ای از جناح اصلاح طلب حکومتی را با شکست کامل روبرو کرد. 

از آنزمان تاکنون جامعه ایران و کردستان به لحاظ مبارزاتی و سیاسی قدمهای بزرگی روبه جلو برداشته است. جامعه کردستان متأثر از اوضاع عمومی و سراسری در ایران، شاهد جلوه های باشکوهی از تظاهرات مردمی، و قدرت و توان سازماندهی توسط این مردم بوده است. در سطح سراسری بحران های دامنگیر رژیم تشدید شده اند. وقایع بزرگی از نوع خیزش های مردمیِ دیماه ۹۶ در این جامعه روی داده است، توازن قوا به نفع مردم و روندهای مبارزاتی آنان در رویارویی با رژیم تغییر یافته است، اعتصابات کارگری در تداوم خود به اشکال مختلف درجریان بوده و این بار طنین برپایی شوراهای کارگری و توده ای مردم را در جامعه انعکاس داده است. جنبش رهایی زنان، قدرت و توان خود را به همگان نشان داده است… . 

تحت تأثیر این اوضاع، گرایشات سیاسی گوناگون، احزاب و سازمانهای مربوطه به تکاپو و تحرک درآمده اند. در این میان ضرورت هم گرایی و اتحاد عمل و تشکیل جبهه چپ و سوسیالیستی در میان احزاب و جریانات چپ و کمونیست، بیش از هر زمان دیگری خودنمایی می کند. کومه له در کردستان دارای سیاست و استراتژی روشن در قبال تنظیم روابط و همکاری و اتحادعمل با احزاب و جریانات مختلف در این جامعه است. در این میان هرچند که تفاوت در استراتژی با احزاب بورژوا ناسیونالیست در کردستان مانعی است برای ایجاد اتحادهای پایدار و استراتژیک با آنها، اما همواره ارتباط، همسویی یا اتحادعملهای مشخص با آنها – با حفظ اصول و پرنسیپ های ناظر بر این امر- به منظور بکارگیری همه ظرفیت های موجود در جامعه کردستان در مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی در دستور بوده است. در این میان، مردم جامعه محق اند که هرچه بیشتر سیاست و عملکرد احزاب و سازمانهای سیاسی را بشناسند، آنها را مورد نقد و ارزیابی قرار داده و تفاوتها و تمایزات شان را مورد تشخیص قرار دهند، تا اینکه بتوانند با آگاهی و شناخت به پشتیبانی و حمایت از آنان برخیزند.

جدای از کومه له، تا آنجا که به دیگر نیروهای چپ و کمونیست فعال در جامعه کردستان یعنی حزب کمونیست کارگری ایران و حزب کمونیست کارگری-حکمتیست برمی گردد، تلاشهایی در جریان است که همراه با کومه له نهاد یا قطب چپ و سوسیالیستی را در کردستان تشکیل دهند. واقعیت این است که در اوضاع و احوال کنونی تشکیل چنین اتحادی یک ضرورت عاجل سیاسی و اجتماعی است. تمامی حرکات و مبارزات توده ایی این دوره و نیز وجود خطرات و تهدیداتی که به کمین این مبارزات نشسته اند به روشنی نشان می دهد که برای ایجاد استحکام و تراکم در نیروی اجتماعی چپ و تقویت جنبش عادلانه مردم ستمدیده کردستان، ایجاد قطب چپ و سوسیالیستی در کردستان تا چه اندازه از ضرورت و اهمیت ویژه ای برخوردار است. ایجاد قطب چپ و سوسیالیستی، نیاز مبرم امروز جامعه کردستان است که می باید از سوی کومه له و دیگر احزاب و سازمانهای چپ و کمونیست و مدافع کارگران و زحمتکشان پاسخ شایسته خود را دریافت دارد.

در کردستان احزاب ناسیونالیست در یک نهاد تحت عنوان “مرکز همکاری احزاب کردستان ایران” گرد هم آمده اند. نیروهای تشکیل دهنده این مرکز هر دو شاخه حزب دمکرات، هر دو شاخه سازمان زحمتکشان و سازمان اسلامی خبات می باشند. رویکرد این مرکز از آنجائیکه به فشار و دخالت های خارجی و امپریالیستی در امور ایران امید بسته است، با امیال و آرزوهای مردم و اهداف رهائیبخش جنبش حق طلبانه مردم کردستان بیگانه است.

همین مدتی قبل بود که دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران، که یکی از احزاب اصلی تشکیل دهندۀ این مرکز به حساب می آید، از تحریم و فشارهای وارده بر ایران استقبال کرد و فشارهای وارده را به نفع مردم و تضعیف رژیم تعبیر نمود. به زعم ایشان هر چیزی که رژیم را تضعیف نماید می تواند به نفع باشد.

ایشان حتماً به یاد دارند که در نتیجه تحریم و فشارهای اقتصادی آمریکا و متحدینش علیه رژیم عراق در دهه نود میلادی، در یک نمونه فقط پانصدهزار کودک بر اثر سوء تغذیه، بیماری و کمبود دارو و درمان جان خود را از دست دادند. رژیم عراق نه از طریق فشارها و تحریمها بلکه بالأخره براثر لشکرکشی و اشغال این کشور توسط نیروهای نظامی آمریکا و متحدینش ساقط شد. امری که جامعۀ عراق را به قهقرا و نابودی کشاند. برهمگان آشکار است که زیان و محنت ناشی از فشارهای اقتصادی و تحریم ها بیش از همه بر گرده کارگران و مردم محروم ایران سنگینی می کند. سفره بی رونق شان را بی رونق تر می کند. در این میان بیشترین قربانیان این “ابزار کشتار جمعی” در مناطق محروم ایران و از جمله در کردستان خواهد بود. بنابراین نمی توان خود را دلسوز مردم جا زد اما از مردن و کشته شدن آنان بر اثر سوءتغذیه، بیماری، کمبود دارو و دیگر عواقب مهلک ناشی از فشار و تحریم های اقتصادی، خشنود بود! اینجاست که هرچه بیشتر ماهیت و نقش مرکز موسوم به همکاری احزاب کردستان ایران، بر همگان روشن می شود.

یک روز بعد از حملات موشکی رژیم و اعدام سه زندانی سیاسی، یعنی در روز یکشنبه ۱۸شهریورماه، احزاب متشکل در مرکز مورد بحث از آنجا که برایشان محرز بود جامعه کردستان یکبار دیگر در مقابل این جنایت رژیم به عملی متحدانه دست خواهد زد و کومه له-سازمان کردستان حزب کمونیست ایران نیز ابتکار عمل را در دست خواهد گرفت، با شتابزدگی طی صدور اطلاعیه ای ضمن محکوم نمودن این جنایات، از مردم کردستان خواستند که در اعتراض به آن، روز دوشنبه ۱۹شهریور دست به اعتصاب سراسری بزنند. در این اطلاعیه آمده است:

” ترور، تجاوز و جنایات جمهوری اسلامی ایران علیە ملت کرد و مبارزین آزادیخواە ملتمان، ادامەدار و رو بە افزایش خواهد نهاد اگر، مردم کردستان ایران و احزاب سیاسی جنبش کردستان با موضعی قاطع و دندان شکن در مقابل این رژیم نیایستند. ما مرکز همکاری احزاب کردستان ایران با توجە بە این واقعیت از مردم مقاوم و انقلابی کردستان خواهانیم روز دو شنبە آتی (فردا)، ١٩ شهریور با اعتصاب عمومی، انزجار خود را علیە جنایات جدید جمهوری اسلامی ایران نشان دهند. باری دیگر با ماندن در خانەهای خود و ترک خیابانها و معابر عمومی، تعطیل کردن دکان و بازار شهر، نمایشی پرشکوە از انزجار خود از این جنایات و “نە “ی بزرگ خود را بە این رژیم خونخوار و ضد کرد  جمهوری اسلامی اعلام دارید. از تمام فعالین آزادیخواە کرد در داخل و خارج از کشور، خواهانیم و توقع داریم با هرآنچە در توان دارند از این فراخوان حمایت کردە و در بە ثمر رساندن آن کوشا باشند.” (تأکید از من است)

موضع کومه له در همان روزی که این جنایات صورت گرفت(شنبه ۱۷شهریور) روبه جامعه اعلام شد که طی آن از ضرورت اقدام متحدانه مردمی، هماهنگی کلیه احزاب بایکدیگر در اعتراض به جنایات رژیم و از جمله برپایی یک اعتصاب عمومی در کردستان به روشنی سخن به میان آمد. یک روز بعد از آن، فراخوان مشترک کومه له با کمیته های کردستان حزب کمونیست کارگری-حکمتیست و حزب کمونیست کارگری ایران، مبارزان کمونیست و روند سوسیالیستی کومه له، برای برپایی یک اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه ۲۱شهریورماه در کردستان انتشار یافت. همزمان جریانات چپ و کمونیست در سطح سراسری از این فراخوان حمایت کردند، نهادهای چپ و دمکراتیک و شخصیتهای بسیاری به حمایت از اعتصاب روز چهارشنبه برخاستند. در خارج کشور تجمعات و میتینگ های بسیاری در اعتراض به جمهوری اسلامی و حمایت از اعتصاب مردم کردستان برپا شد.

چنین شرایطی از یک سو و از سوی دیگر پیش بینی ناکامی در فراخوان “مرکز همکاری احزاب کردستان ایران” برای برپایی اعتصاب در روز دوشنبه ١٩ شهریور، احزاب متشکل در این مرکز را به حمایت از برپایی اعتصاب عمومی در روز چهارشنبه ۲۱ شهریور وادار نمود.

با این وصف پس از برگزاری این اعتصاب که با شکوه و گستردگی هرچه تمامتر به انجام رسید، احزاب ناسیونالیست در کردستان در تلاش بوده اند که برپایی این اعتصاب را به نام خود ثبت کنند. مدیای بورژوازی منطقه ایی و رسانه های امپریالیستی نیز هر یک به سهم خود به این دروغپردازی ها دامن زده و همگی نقش نیروهای چپ و کمونیست و جنبش های اجتماعی پیشرو در کردستان در به پیروزی رساندن این اعتصاب را مورد سانسور قرار داده اند. چنین رویکردی البته خود گواهی است براینکه بورژوازی و سرمایه داری جهانی نیک می دانند که کدام گروهها و احزاب و جریانات را بایستی مورد ساپورت رسانه ای و تبلیغی خود قرار دهند که بتوانند در آینده بوسیله آنان جلو انقلاب اجتماعی مردم و تحولات رادیکال و انقلابی در جامعه و به حاکمیت رسیدن کارگران و مردم زحمتکش را بگیرند. چنین نقشی همواره از سوی آنان وجود داشته است. 

چنین اعمال و سیاستهایی است که به طور جدی به صفوف متحد مبارزه مردم کردستان لطمه می زند. زمانی اتحاد مردم کردستان تأمین می شود که در هر قدم مبارزه و در عرصه ای از آن، به نیرو و توان این مردم اتکاء و برای به پیروزی رساندن و برپایی حاکمیت از سوی خود این مردم تلاش شود. تنها متحد و همپیمان جنبش حق طلبانه مردم کردستان، جنبش مبارزاتی طبقه کارگر ایران، صفوف مبارزات رادیکال و انقلابی مردم و دیگر جنبش های پیشرو و مترقی در سطح سراسری است. مردم کردستان تنها و تنها با حضور قدرتمند خود در صحنه سیاسی جامعه است که می توانند تهدیدات و توطئه هایی را که بر سر راه جنبش مبارزاتی آنان قرار دارد خنثی نموده و با اعتمادبنفس و توان هرچه بیشتری پایه های حاکمیت آتی خود را از هم اکنون مستحکم نمایند.

روشن است که این مردم کردستان و نیروی اجتماعی قدرتمند آنان بود که این اعتصاب را برپا و به انجام رساند نه اینکه یک حزب یا جریان مشخص. در این میان نقش احزاب و جریانات سیاسی زمانی برجسته می شود که بتوان مشاهده کرد هر یک از آنان چگونه و با چه روش و رویکردی اقدامات مقتضی را در قبال حرکتی که در دستور قرار گرفته به انجام می رسانند، تا چه اندازه در قبال حرکت مردم احساس مسؤلیت نموده، سیاست و عملکردهایشان به چه میزان در راستای هوشیاری و آگاهی و همبستگی مبارزاتی مردم، و مواضعشان تا چه انداره منطبق بر آمال و اهداف واقعی حرکت مردم است؛ چگونه به دستاوردهای این حرکت می نگرند و به چه میزان حافظ پیوستگی و تداوم چنین حرکات اجتماعی اند. 

نمی شود اعتصاب عمومی مردم کردستان را به عنوان زائده سیاست های غلط حزبی خود قلمداد کرد و آنگاه سنگ این حرکت مردمی را هم به سینه زد. نمی شود اعتصاب عمومی مردم کردستان را “نشانی از پیوند مبارزه شهر و کوه(عملیات مسلحانه)” قلمداد کرد و آنگاه از حرکت توده ای مردم هم دفاع کرد. نمی شود هر دم از “ناجی” ای خارجی برای مردم کردستان سخن سرایی کرد و آنگاه خود را هم پشتیبان قدرت متحد مردم جا زد…. . 

شبکه های گسترده ای از فعالین سوسیالیست و انقلابی در شهرهای کردستان، کارگران مبارز، زنان، جوانان، معلمان و دیگر فعالین اجتماعی در سازماندهی و به سرانجام رساندن موفقیت آمیز اعتصاب عمومی ۲۱شهریورماه نقش تعیین کننده ای داشتند. نیروی محرکه این اعتصاب کارگران و توده های مردم زحمتکش بودند. بدون شک این اعتصاب مهر جریان چپ و سوسیالیستی جامعه کردستان را بر خود دارد، هم به لحاظ تعیین روز و اهداف اعتصاب و هم به لحاظ نیروی وسیع اجتماعی که این حرکت را به پیروزی رساند. 

این اعتصاب در اوضاع و احوال و شرایطی برگزار شد که توازن قوا در سطح سراسری به نفع جبهه آزادیخواهی و حق طلبی مردم ایران در مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی تغییرات جدی ای به خود دیده است. این اعتصاب به سهم خود تأثیرات تقویت کننده ای در این روند برجای خواهد گذاشت، تجربه ای است که می توان و باید در سطح سراسری نیز بکار گرفته شود. اعتصاب عمومی اهرم قدرتمندی است در دست توده های مردم که طی آن مطالبات و مواضع واقعی آنان به نیرویی مادی تبدیل می شود، به شکل گیری یک رهبری رادیکال و پیشتاز در امر پیشبرد مبارزات مردم کمک شایانی می نماید، و رژیم اسلامی و ماشین سرکوب آنرا زمینگیر و به نبردی فرسایشی می کشاند. برپایی اعتصاب عمومی فرهنگ سیاسی جامعۀ کردستان را ارتقاء و تحرک و تکاپوی انقلابی را در آن عیان تر نموده است. مردم کردستان با اعتصاب سراسری خود بر ضرورت اتحاد و همبستگی در صفوف مبارزه علیه رژیم اسلامی و برای دستیابی به حقوق و آزادیهای خود تأکید نمودند و توازن قوا را همچنان به نفع جبهه مبارزاتی خود حفظ کردند. جنبش انقلابی مردم کردستان و حرکتهای رادیکال و پیشرو در این جامعه همواره امید بخش جنبش سراسری مردم ایران در مبارزه علیه حکومت اسلامی بوده است. کردستان با اعتصاب عمومی خود یک بار دیگر نشان داد که سنگر مستحکم انقلاب ایران است. 

اما اعتصابات عمومی مردم کردستان بعد از انجام جنایت از سوی رژیم برپا شده اند، بی گمان که هرچه زودتر می باید چنین توان و پتانسیل اجتماعی را مثلاً قبل از اینکه زندانی سیاسی دیگری در زندان کشته شود نیز به کار گرفت. چنین است که می توان مانعی جدی بر سر راه ماشین کشتار و اعدام زندانیان ایجاد نمود. مثلاً اینکه با توجه به هشدارهایی که طی یک ماه اخیر درباره خطر اعدام زندانیان سیاسی رامین حسین پناهی و زانیار و لقمان مرادی انتشار می یافت، اگر چنین اعتصاب عمومی ای در آن هنگام صورت می گرفت آیا نمی توانست مانع اعدام آنها شود؟! قطعاً که چنین اعتصابی می توانست در راه نجات جان این عزیزان مؤثر باشد. پس بنابراین لازم است در جهت تکامل و اثرگذاری هرچه فزونتر توان مبارزاتی مردم، برنامه و نقشه عمل های کارسازتری را نیز در دستور گذاشت. لازم است اقدامات انجام شده را از زوایای مختلف مبارزاتی مورد نقد و ارزیابی قرار داد تا بتوان با شفافیت و کارائی هر چه تمامتر، ملزومات پیشروی های بعدی را فراهم نمود. 

مطالبات و خواسته های اعتصاب ۲۱شهریورماه می باید همین امروز در اشکال و سطوح دیگر مبارزه پیگیری و دستاوردهای ارزشمند آن در عرصه های دیگر بکار گرفته شود. به یقین که اشکال و شیوه های دیگر مبارزه و اعتراض در راهند این بار کوبنده تر و توفنده تر. 

به امید پیروزی

۲۶ شهریور ۱۳۹۷ 

۱۷ سپتامبر ۲۰۱۸

 
 
 
 
 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)