در آستانۀ سال تحصیلی جدید قرار داریم. حدود چهارده میلیون دانش آموز و نزدیک به چهار میلیون دانشجو خود را برای ورود به مدارس و دانشگاه ها آماده میکنند. در این روزها شور و شوق، دلهره و بی تابی کودکان، نوجوانان و جوانانی که امکان آن را یافته اند وارد موسسات آموزشی شوند، جلوه تازه ای به فضای جامعه بخشیده است. در همان حال میلیون ها کودک کار در کارگاهها، درکوره پزخانه ها، در مزارع و در خانه ها تن به کار مزدی سپرده اند تا لقمه ای نانی برای خانواده و خود تهیه کنند. همچنین حدود دو میلیون کودک خیابان که از چرخه تحصیل خارج هستند با تن پوش های ژنده و پاره پاره در چهار راهها برای فروختن بسته ای دستمال کاغذی و یا پاک کردن شیشه اتومبیلی، تمام روز را در میان گازهای سمی انبوه اتومبیلها سپری کرده و یا تا کمر در سطلهای زباله خم میشوند تا پلاستیک، کاغذ و کارتن جمع آوری کنند.

این کودکان اگر از چنگ مأموران شهرداری جان سالم بدر برده باشند، شبها در گوشه خیابان، در زیر پل ها و یا در جوی خشک شده از آب چشم بر هم می گذارند. در این میان کودکان مهاجر زخم هایشان عمیقتر است. بخش بزرگی از آنان به دلیل نداشتن اوراق هویتی ویا به دلیل عدم پذیرش آنان درمدارس دولتی، در زاغه ها، در بیغوله ها و انبارهای نمور و در اضطراب دائمی از گرفتار آمدن به دست مأموران تمام شادابی و نوجوانی خود را به چندرغازی میفروشند. اگر چه تا چند سال پیش مقامات رژیم وجود کودکان کار و خیابان را انکار میکردند ولی اکنون دیگر وجود آنان از چهره کارگاهها، بیغوله ها وچهار راهها پاک شدنی نیست. کودکان کار و خیابان یکی از نماد های برجسته فقر در جامعه هستند.

امسال بر متن تعمیق بحران اقتصادی و در حالیکه در طول شش ماه گذشته ارزش ریال یکصد و چهل در صد کاهش پیدا کرده و قیمت نوشت افزار صد در صد افزایش یافته، تأمین نیازمندی های کودکان به یکی از دغدغه های خانواده ها ی کم درآمد تبدیل شده است. در این میان خانواده های کارگری با شرایط بسیار سخت تری روبرو هستند. وقتی گفته میشود که از قدرت خرید کارگران هشتاد درصد کاسته شده است، وقتی گفته میشود که خانواده های کارگری هفتاد درصد مزد خود را باید فقط برای تأمین مواد غذائی هزینه کنند، آنوقت چگونه میتوان انتظار داشت که از عهدۀ تهیۀ شهریه، لباس و نوشت افزار برای فرزندان شان بر آیند. فرزندان آنان در بسیاری از موارد راهی جز پیوستن به خیل عظیم کودکان کار را ندارند.

در واقع سال به سال امکان تحصیل و سواد آموزی طبقاتی تر میشود. تازه وقتی خانواده ها از سد هزینه ورود به مدارس و دانشگاهها عبور میکنند، دانش آموزان به میدانی پا میگذارند که بیش از چهار دهه است رژیم تمام اهرمهای خود را جهت به چالش کشیدن علم بکار گرفته است. 

دانش آموزان بجای آموزش علوم و شناخت از دنیای پیرامون خویش باید مذهب، خرافات و افکار پوسیده و باز مانده از قرون و اعصار گذشته را در مغز خود جای دهند. سیستم آموزش و پرورش اسلامی که مبتنی بر ستم و تفکیک جنیسیتی است، تلاش دارد با اشاعه فرهنگ ارتجاعی و زن ستیز، دختران را به کنج خانه برگرداند. تلاش دارد بر اساس همین قوانین، زنان و دختران دانش آموز و دانشجو را در انقیاد قوانین مذهبی نگهدارد و از تحصیل در بعضی از رشته ها محروم سازد. متون کتابهای درسی در هیچ زمینه ای ربطی به دنیای واقعی و پیشرفت های شگفت انگیز جهان معاصر ندارد. متون ادبی کتابهای درسی در جمهوری اسلامی ذره ای خلاقیت های فردی، هنری وذوقی دانش آموزان را پرورش نمیدهد. در کتابهای تاریخی آثاری از تاریخ تکامل واقعی جامعه بشری دیده نمیشود. همه اینها در خدمت آنست که رژیم سلطه ایدئولوژیک خود را حفظ نماید و جوانانی را پرورش دهد که باورهایشان را نه از زندگی واقعی و مادی، نه از دستآورد های تاریخی و پیشرفتهای علمی بشریت پیشرو و مترقی، بلکه از افسانه ها و افکار مومیائی شده هزاران ساله شکل دهند.

در چنین فضائی است که معلمان باید آموزش دانش آموزان را بعهده بگیرند. معلمانی که در شرایط جو پلیسی، تفتیش عقاید و حضور نهادهای امنیتی در مدارس بار سنگین چالش با محتوای آموزشی را بدوش می کشند، باید از هر فرصتی بهره برند تا مضمونی مترقی و پیشرو را به شاگردان انتقال دهند. تازه این تمام سختی کار آنان نیست، معلمان نیز خود بخشی از حقوق بگیران هستند که با حقوق ناچیزشان زیر بار بحران اقتصادی در حال له شدن هستند. کم نیستند معلمانی که برای گذران زندگی دست کم دو شغله هستند و فراغت کافی نه برای ارتقای سطح دانش خود و نه برای آموزش نوجوانان و جوانان را دارند.

در این میان بخش بزرگی از دانش آموزان اگر بر اثر فقر خانواده، دبستان و یا دبیرستان را ترک نکرده باشند، با اتمام تحصیلآت وارد بازار کار میشوند. همان بازاری که درآن میلیونها انسان با مزدهای چهار تا پنج مرتبه زیر خط فقر در جدال مرگ و زندگی روز را به شب میرسانند. در شرایطی که بویژه در نتیجه خصوصی سازی ها آموزش هر چه بیشتر طبقاتی شده است، دانش آموزانی که از خانواده های کارگری یا اقشار تحتانی جامعه هستند به ندرت به دانشگاه و تحصیلات عالی راه می یابند.

در دانشگاهها نیز در برهمان پاشنه میچرخد. روزی دانشجو ستاره دار میشود، روزی به چنگ مأمورین حراست میافتد وتازه وقتی دانشگاه را به اتمام میرساند، اینبار به اردوی فارغ التحصیلان بیکار می پیوندند. براساس آمار های رسمی هشتاد درصد فارغ التحصیلان دانشگاهها جزو ارتش میلیونی بیکاران هستند.

همین تصویر به روشنی بیانگر آن است که این نظام آموزشی باز تاب تمایزات طبقاتی، ستم های جنسیتی، مذهبی و ملی است که توسط رژیم باز تولید می شوند. در یک کلام این رژیم روح و روان فرزندانمان را خرد میکند تا با تن دادن به بردگی در خدمت نظام طبقاتی و سیاسی حاکم قرار بگیرند. این البته بخشی از تصویر جامعه ای است که در آن چهل سال است ضد انقلاب اسلامی به اریکۀ قدرت تکیه داده است. سیمای دیگر جامعه واتفاقا سیمائی که رو به آینده داشته و افق روشنی را در برابرخویش قرار داده است، سیمای تلاش و مبارزه، مقاومت ها و ایستادگی ها و رویارویی هایی است که نوید بخش آغاز دوران جدیدی از حیات جامعه است.

خیزش سراسری دیماه نوید این دورۀ جدید بود. دانش آموزان، دانشجویان، جوانان بیکار، زنان و معلمان گام به گام به جلوی صحنه آمده ومطالبات خود را فریاد میزنند. مرگ بر دیکتاتور، معلم زندانی آزاد باید گردد، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد در هر گوشه و کنار شنیده میشود و همۀ اینها پژواک فریادهای خود را در اعتصاب کارگران هفت تپه، در اعتصاب کارگران فولاد اهواز، در اعتصاب کارگران راه آهن و هپکو در اعتصاب سرتاسری رانندگان کامیون، در تجمع بازنشستگان و مال باختگان و بالاخره در اعتصاب عمومی و شکوهمند مردم مبارز کردستان باز می یابند.

همه این مبارزات، مقاومتها واعتصابات پیام روشنی دارند و آن اینکه هستی ما مورد تهاجم رژیم قرار گرفته است و ما باید خود را گام به گام برای نبرد نهائی آماده کنیم. در این میان بدون تردید دانش آموزان، دانشجویان و معلمان میتوانند نقش مهمی ایفاء کنند. آنان تنها فرزندان کار و زحمت نیستند. آنان میتوانند به روشنفکران انقلابی و کمونیست تبدیل شده و نقش ارزنده ای در خدمت به تدارک انقلاب و پیروزی آن داشته باشند.

بدون تردید جمعیت میلیونی دانش آموزان و جمعیت چهار میلیونی دانشجویان و معلمان زحمتکش در اتحاد و همبستگی با جنبش کارگری نیروی قدرتمندی جهت دگرگون ساختن این شرایط مصیبت بارهستند.

حزب کمونیست ایران ضمن تبریک سال جدید تحصیلی به دانش آموزان، دانشجویان، معلمان وخانواده آنان و همبستگی عمیق با کودکان کار و خیابان، همه آنان را به مبارزه آگاهانه و سازمان یافته علیه رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی فرا میخواند.

سرنگونی انقلابی این رژیم گام نخست جهت جدائی دین از دولت و آموزش و پرورش، پایان دادن به فاجعۀ کودکان کار وخیابان و رهائی علم از چنگال خرافه و افکار پوسیده مذهبی و بالاخره رشد و شکوفائی جامعه است.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

شهریور ۱۳۹۷

سپتامبر ۲۰۱۸

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)