*درذیل مجموعه یادداشت هایی را خواهید خواند که برخی ازآنها حدود ۷سال پیش در روزنامه مردم سالاری(بانام مستعارمحمدزمانی)منتشر شده است.امامتاسفانه به دلیل فشار«واجا»ویابه میل خودخواسته، مدیریت روزنامه ازادامه انتشار این یادداشت ها خودداری کرد.تقریبا از نیمه سال ۸۵ دیگر هیچ یادداشت ومطالبی از اینجانب در مطبوعات به دلایل متعدد،(فشارواجا،تمایلات شخصی مدیران مطبوعات ووضعیت یک بام ودوهوایی که برای اینجانب هست و درباتلاقش دارند دست وپامی زنند!)،چاپ نشد.این درحالی است که درداخل،فقط عده خاصی هستندکه یا باآنها مصاحبه می شود،یاازآنهامطالبی درج می شود وحتی می توانندبارادیوهای فارسی زبان هم گفتگو کنند.می شود گفت منتقدین داخلی هم معلوم و مشخص شده است!!؟و برخی هم که تا همین دیروزبا پشتوانه این وآن،درحفاظ امنیتی بودند،بااندوخته رانتی خودو البته ادامه پمپاژآن توسط همان حفاظ،بعد از سال ۸۸،فلفوربه آن ور آب رفتندوبه عنوان کارشناس،رسانه ها را قُرقِ خود کردندو غیر راهم بایکوت می کنند
داستان سیاست(3)(محمد شوری)هنر سیاست
هنرسیاست ورزیدن برسیاق«هنرعشق ورزیدن»(نوشته اریک فروم)خود هنری است!
سیاست«P0LETIC»به معنای تدبیرمُدن است. نابلدی درتدبیرویابدبلدی درتدبیر و خود تدبیری درسیاست(به معنای اداره شهر)ممکن است سرانجام آن این باشدکه به خاطریک دستمال،قیصریه‌ای به آتش کشیده شود.
عصرکنونی(هزاره سوم میلادی)که درآن هستیم عصرسرعت نور،عصر تکنولوژی و ارتباطات است،که بواسطه آن،ماه هیچگاه پشت ابر باقی نخواهد ماند!
هنر سیاست ورزیدن همیشه ازنوع سیاست مهرورزی نیست!هرنظام سیاسی با هرفرهنگ وبینش،برای خودمنافعی متصوراست که به آن منافع ملی می‌گویند. از طرفی زمانی که ما درآن هستیم و زندگی می‌کنیم زمان قدرت است.و از طرف دیگر هر که قدرت و توان کافی بدست آورد و یا داشت،در فکر منافع بیشتر بوده و می‌خواهد آن را علاوه بر بازتولید،به اطراف و دیگران نیزصادرو تعمیم دهد؛تا استیلا و سلطه اش کامل تر شود؛واین خاصیت قدرت است.
درعرصه داخلی ونیزدردایره بین المللی و خارج ازمرزها،همین نوع نگرش در حاکمیت ها هست والبته هیچ حاکمیتی اعتراف به سلطه و استبدادواستثمار و استحمارتوده‌ها نمی‌کندوهمگان راه خودرا،راه عدالت وگسترش مهرورزی وحق طلبی می‌دانند.ازاین روبرای جلوگیری ازچنین پدیده‌ای-که اینک درلباس و پیکره‌های متنوع وظاهر الصلاحی نیزعرض اندام می‌کنند-آگاهی رساندن و آگاه شدن،وسیله رشدمی‌شودوهمین امرسبب شکست ویاحداقل زیرسوال رفتن نظام سلطه و قدرت است.
یک سیاستمداردرچارچوب یک سیاست به قدرت می‌رسد،اماآیااین سیاستمدار وقتی به قدرت رسید می‌تواند به خود تدبیری بپردازد؟سیاستمدارکه در هرم قدرت قرارداده شده می‌داندکه دریک دهکده جهانی زیست می‌کند،آیا امکانات جهانی قدرت‌های سلطه رادرنظرمی‌گیرد؟منافع ملی را چگونه تشخیص می‌دهد؟
چنانچه این سیاستمدار،هنرسیاست ورزیدن نداند،نتیجه آن به آتش کشیده شدن قیصریه‌ای بخاطر یک دستمال خواهد بود!
هنرسیاست ورزیدن مثل هنرعشق ورزیدن باید همواره حرکت داشته باشد،با زمان باشدو ازدافعه وجاذبه کاملا متعادل برخوردار باشد.گاهی نابلدی و بدبلدی در سیاست ورزی صدمات جبران ناپذیری برحاکمیت داخلی ونیز اقتداربین المللی می‌گذارد.
شناخت دشمن و امکانات آن ونیزشناخت خودوامکانات خویش(نه براثر خودفریبی) وپیروی ازسنت تاریخ،درصدپتانسیل امنیت ملی رابالامی‌بردوهمچنین عدم سماجت ازنوع خودبزرگ بینی برای طی نمودن یک شبه آرمانهایی که مقصدش همیشه نامحدود است.
دنیای کنونی،دنیای گفتمان است.البته چون نظام سلطه و قدرت(براساس همان توّهمات واقعی وغیرواقعی)خودرابرترمی‌داند،می‌خواهد همانطو که گفتیم بر سیاق آنتریک کردن ضُعفابه یکباره نابودی کامل آنان رارقم زند،واین نیزیک نوع هنرسیاست ورزیدن ازناحیه آنان است!ولی چنانچه طرف مقابل تاکتیک ویانتواندبخوبی استراتژی دشمن را بشناسددر دام آنان گرفتارخواهدشدوبه یکباره همه چیزدر یک مدت کوتاه خراب شده وبجای اول ویامورددلخواه قدرت سلطه چرخ می‌خورد!
سیاست خودیک هنراست،مثل هنرهفتم(سینما)نمایشش دائمی است.تعطیل بردار نیست؛سکانس فیلمش به قدمت تاریخ است وبازیگران اصلی‌اش نُخبه گان و سیاستمداران و توده‌هایی که هرکدام به فراخوراندیشه،فهم ودرک،دراین سریالی که اسمش هنر سیاست است،نقش آفرین می‌شوندوالبته دراین بین عده کثیری نیز فقط سیاهی لشگر هستند!
هنرسیاست یک حرکت دائمی است،گاه باناتدبیری بجای دوگام به پیش و یک گام به پس!سه گام به پس و گامی به جلو را نداریم.و این همان نابودی یک تمدن،یک فرهنگ ویک ملت باتمام سوابق تاریخی‌اش است.تاریخی که در تاریخ ملل ما آن را خوانده‌ایم!(23/4/1385)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)