دوست عزیزی دارم که بیست سالی است باهم مراوده داریم و هرگاه که فرصتی دست دهد دیداری تازه می کنیم و از ری و روم و بلخ و بخارا سخن می گوییم. ایشان دانشجوی دوره ی دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد است. چند ماه پیش در یکی از همین دیدارها گفت که قرار است در پاییز امسال کنگره‌ی هزاره‌ی خواجه نظام‌الملک توسی در دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شود. سپس گفت که یکی از اساتید گروه علوم سیاسی این دانشگاه به تازگی نسخه‌یی خطی از سیاست نامه‌ی خواجه نظام‌الملک را کشف کرده‌اند که در کتابخانه‌ی عمومی تبریز نگهداری می‌شود و قصد تصحیح و چاپ آن را دارند. گفتم چه نسخه‌یی؟ گفت نسخه‌ی نخجوانی. خنده‌ام گرفته بود. دوستم پرسید چرا می‌خندی؟ گفتم نسخه‌ی نخجوانی سیاست‌نامه را که سال‌ها پیش در دهه‌ی چهل شمسی، دکتر جعفر شعار تصحیح و چاپ کرده است. چند روز بعد بخشی از مقدمه‌ی چاپ دوم دکتر جعفر شعار را که نوشته است دکتر علی رواقی متن چاپی سیاست نامه را با  نسخه‌ی نخجوانی مقابله کرده است و از ایشان بابت آن تشکر کرده است، برای دوستم فرستادم. دوستم به تذکر من بسنده نکرد و کتاب سیاست نامه ی خواجه نظام الملک تصحیح دکتر جعفر شعار را از کتابخانه به امانت گرفت و به نزد استاد گروه علوم سیاسی و دانشجویان دوره‌ی دکتری برد و ایشان را از چاپ نسخه‌ی نخجوانی سیاست‌نامه در پنجاه سال پیش مطلع کرد. حال پرسش این است که دانشجو یا استاد رشته‌ی تازه تأسیس علوم سیاسی دانشگاه فردوسی که اندک آشنایی با متون کهن و نسخه‌های خطی  ندارد، دانشی بیش از دکتر علی رواقی و دکتر جعفر شعار دارد که مدعی تصحیح نسخه‌یی خطی از سیاست نامه ی خواجه نظام الملک می شود؟ بماند که بیش تر این استادان و دانشجویان حتی نسخه ی چاپ شده ی سیاست نامه را هم ندیده اند و نخوانده اند.

باری، زمان گذشت تا این که حدود یک ماه پیش در فضای مجازی اطلاعیه‌یی را دیدم مشعر بر برگزاری دوره‌ی یک هفته‌یی به اصطلاح «ورک شاپ» تحت عنوان «سومین دوره‌ی مدرسه‌ی علوم سیاسی با موضوع میراث نظامیه برای مدرسه‌ی علوم سیاسی».

یکی از این کارگاه ها «نسخه شناسی سیرالملوک و تکنیک‌های نسخه خوانی» است که دانشجوی دوره‌ی دکتری آقای محمد عثمانی ارائه می دهد. در پایین برگه‌ی اطلاعیه شماره تلفنی هم گذاشته اند جهت اطلاع بیش‌تر. چند روز پیش با همین شماره تلفن تماس گرفتم و از آقایی که پاسخگو بودند، پرسیدم آقای عثمانی چه تخصصی در زمینه‌ی نسخه های خطی دارد و تاکنون چه متن های کهنی تصحیح کرده است؟ ایشان پاسخ داد که آقای عثمانی دانشجوی ترم آخر دکتری علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد است و چند متن تصحیح کرده است و در دانشگاه دبی تاریخ تمدن اسلامی تدریس می‌کند. پرسش من برای معرفی دقیق متن‌هایی که آقای عثمانی تصحیح کرده است، بی پاسخ ماند و ایشان ادامه‌ی بحث و دریافت اطلاعات بیش تر را به گفت‌و‌گوی تلگرامی موکول کرد. در گفت‌و‌گوی تلگرامی نیز اطلاع مستندی ارائه نکردند و به تکرار همان سخنان پیشین بسنده کردند. متن گفت‌و‌گو‌های تلگرامی من و ایشان در زیر آمده است. اصرار من به این که ایشان برای ارائه‌ی مدرکی دال بر صحت ادعای آقای عثمانی که در دانشگاه دبی تدریس می‌کند، به جایی نرسید. دانشگاه دبی-کدام دانشگاه؟- چه گونه به کسی که در ایران دانشجوی دکتری علوم سیاسی است، کرسی تدریس تاریخ تمدن اسلامی می دهد؟

داستان به همین جا ختم نشد. پنج شنبه پانزدهم شهریور در کانال تلگرامی هزاره‌ی خواجه نظام الملک آگهی مشروح تری را دیدم که نوشته بود «کارگاه پنجم چهارشنبه ۲۱ شهریور آقای محمدعثمانی متخصص نسخه شناسی و خوانش متون قدیمی که از دکتر ایرج افشار و دکتر احسان یارشاطر آموخته است به نسخه‎‌های قدیمی سیرالملوک اشاره خواهند کرد و برای نمونه چند صفحه را بررسی و از شرکت‌کنندگان می خواهد که یک صفحه نسخه قدیمی را بازخوانی کنند». همین چند سطر که نقل کردم، جای حرف بسیار دارد. از نثر شلخته و مغلوط این چند سطر که بگذریم، باید پرسید که آقای محمدعثمانی چه سندی می‌تواند ارائه دهد که مؤید آموختن ایشان نزد استاد ایرج افشار و دکتر احسان یارشاطر باشد؟ این چند سطر موهم این معنی است که استادان زنده یاد ایرج افشار و احسان یارشاطر کلاس و کارگاه نسخه‌شناسی و نسخه‌خوانی داشته‌اند و آقای عثمانی محضر این بزرگان را دریافته است و نزد ایشان نسخه‌خوانی و نسخه‌شناسی آموخته است. تا آنجا که من می‌دانم رشته‌ی تحصیلی تخصصی زنده یاد استاد ایرج افشار کتابداری و کتاب شناسی بوده است و در این زمینه آموزش داده است، آن هم در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی که احتمالن آقای محمدعثمانی هنوز به دنیا نیامده بوده است. دیگر زمینه‌ی کاری استاد ایرج افشار نشر مجله‌های راهنمای کتاب و آینده و فرهنگ ایران زمین بوده است که سن و سال آقای عثمانی به این‌ها نیز قد نمی‌دهد. می‌ماند تخصص دیگر استاد ایرج افشار که تصحیح بسیاری از متن‌های کهن و متأخرتر است. ممکن است استاد زنده یاد ایرج افشار در دهه‌های هفتاد و هشتاد شمسی-به یاد بیاوریم که استاد ایرج افشار درسال۱۳۸۹ شمسی از این جهان خاکی رحلت کرده اند- کلاس‌های آزاد و متفرقه‌یی در زمینه‌ی تصحیح متن‌های کهن و شناخت نسخه‌های خطی برگزار کرده باشد و آقای عثمانی توانسته باشد در این کلاس های فرضی شرکت کرده باشد؛ با توجه به سن تقویمی آقای عثمانی. سؤال این است: آیا آقای عثمانی سند و مدرک معتبری دال بر درک محضر استاد ایرج افشار در اختیار دارد که پرسشگری همچون بنده را قانع کند؟ درچه زمان و مکانی؟

اما مورد زنده‌یاد دکتر احسان یارشاطر از مورد زنده‌یاد استاد ایرج افشار جالب‌تر است. استاد یارشاطر که چند روز پیش پس از عمری طولانی و سرشار از کار مفید و خدمت به فرهنگ ایران از جهان خاکی رحلت کردند، تخصص اصلی‌اش دانشنامه نویسی است و دانشنامه‌ی ایران و اسلام و از آن مهم‌تر ایرانکا یادگار ماندگار ایشان است. استاد احسان یارشاطر قبل از آغاز به کار دانشنامه نویسی، چند کتاب تألیف کرده است از جمله داستان‌های شاهنامه، داستان‌های ادبیات ایران باستان، شعر فارسی در عهد شاهرخ، دستور زبان گویش‌های تاتی جنوبی، ترجمه‌ی الاشارات و تنبیهات ابن سینا، نقاشی نوین(بانام مستعار ا.ی.«رهسپر») و مشارکت در ویراستاری و نوشتن برخی مجلدات تاریخ ایران کمبریج.

در طول عمر پر برکت و رشک برانگیز زنده یاد دکتر احسان یارشاطر، متن کهنی به تصحیح ایشان منتشر نشده است. طبیعی است که ایشان دستی در این کار نداشته است و ادعایی هم در این زمینه و همچنین کلاس آموزش نسخه خوانی و نسخه شناسی که کسی بتواند ادعا کند نسخه شناسی را از ایشان آموخته است. از آن مهم تر، زنده یاد دکتر احسان یارشاطر قبل از به دنیا آمدن آقای محمد عثمانی-متخصص نسخه شناسی و خوانش! متون قدیمی- از ایران به امریکا مهاجرت کرده است. پس نتیجه این می‌شود که آقای محمد عثمانی در دهه‌ی هفتاد و هشتاد یا نود شمسی به امریکا رفته باشد و نسخه‌شناسی و خوانش متون قدیمی را در آنجا و در محضر زنده یاد دکتر احسان یارشاطر آموخته باشد؛ که اثبات این ادعا نیز نیاز به ارائه ی سند و مدرک معتبر دارد.

ماجرا به همین جا ختم نشد و براثر بیکاری جست و جویی برای یافتن اطلاعاتی درباره‌ی متخصص نسخه شناسی و خوانش! متون قدیمی، در فضای مجازی کردم و به کانال تلگرامی آقای محمد عثمانی با عنوان «کتابخانه و مرکز اسناد قلم- محمد عثمانی» رسیدم. ناگفته نگذارم که در عین افسردگی، با مرور مطالب این کانال و «نوشته» های ٱقای محمد عثمانی قدری رفع کسالت و افسردگی کردم. از جمله در مطلبی از ایشان به این نکته برخوردم که تاکنون به اشتباه واژه ی «ارزان» را، که دیگر اثری از آن در این سرزمین نیست، به کار می برده ایم و درست آن «عرزان» است!

ازدیگر یافته های بنده این بود که آقای «متخصص نسخه شناسی و خوانش! متون قدیمی» علاوه بر استادان ایرج افشار و احسان یارشاطر، محضر استادان عرب را نیز درک کرده است؛ از جمله محمد عابد الجابری، محمد ارکون و حسن حنفی.

سخن پایانی این است: روزگاری استادان فاضل و بزرگواری در دانشگاه فردوسی مشهد، از جمله استادان رجایی بخارایی، فیاض، یوسفی و متینی حضور داشته اند و کنگره‌های آبرومند و پر بارو بری برای بزرگداشت فردوسی و بیهقی و ناصرخسرو برگزار کرده‌اند؛ چه بر سر این دانشگاه آمده است که کسانی که «ارزان» را «عرزان» می نویسند و در کتابی که درباره ی سیاست در گلستان سعدی چاپ می کنند، ابتدایی ترین اصول نگارش تحقیقی در این زمینه را نمی دانند و «دیباچه» ی گلستان سعدی را جایی «مقدمه» و جایی «پیشگفتار» می نویسند و فرق میان نثر و نظم فارسی نمی دانند (ر.ک.به کتاب «سیاست نامه ی سعدی» انتشارات تیسا، از روح الله اسلامی، «استاد» گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی و از بانیان کنگره‌ی هزاره‌ی خواجه نظام الملک. درباره‌ی این «متاب» مفصل باید نوشت.) و در کلاس دوره‌ی دکتری علوم سیاسی با تلگرام بازی می‌کنند، کنگره‌ی هزاره‌ی خواجه نظام‌الملک را برگزار می‌کنند؟ یعنی زمین خدا تا این حد از حجت خالی شده است؟

دیگر این که چنین کسانی مدعی تبیین و ترویج «اندیشه‌ی ایرانشهری» با توجه به سیاست نامه‌ی خواجه نظام الملک توسی اند. اندیشه‌ی ایرانشهری که به سردمداری «فیلسوف ایرانشهر» دکتر سید جواد طباطبایی، چندسالی است در فضای علمی و سیاسی ایران مطرح شده است. کسانی که بعید می دانم اثر مهم دکتر جواد طباطبایی درباره‌ی خواجه نظام الملک را به دقت خوانده باشند. چون که اگر این گونه بود، می دانستند که دکتر جواد طباطبایی در کتاب خود از سه نسخه‌ی چاپی سیاست نامه ی خواجه نظام الملک استفاده کرده است و دیگر محلی برای اظهار این ادعا که نسخه‌ی نخجوانی سیاست نامه‌ی خواجه نظام الملک را کشف کرده‌اند، نمی‌ماند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)