اخیرا در حمله موشکی سپاه به دفتر مرکزی حزب دموکرات کردستان،سخنگوی این حزب از کشته‌شدن حداقل ۱۵ کادر حزب و زخمی‌شدن نزدیک به ۴۰ نفر خبر می دهد.

پیرو این رویداد پرسش ها و اما و اگر های زیادی مطرح است. برخی از سرانجام شوم این مبارزات می گویند برخی دیگر منطق مبارزه مسلحانه را همین می دانند؛ برخی دیگر این کشتن ها را مثبت می دانند و… اما این برداشت ها چقدر می تواند درست باشد؟

برای رسیدن به یک برداشت صحیح ،کافی است به پرسش های نظیر آنچه در ادامه می آید پاسخ داده تا به نتیجه مورد نظر برسیم.

 سرانجام تحرکات مسلحانه حزب کردستان به کجا می رسد؟ /افکارعمومی به اقدام سپاه در زدن دفتر حزب دمکرات کردستان ایران چه واکنشی نشان داد؟/ ادعای داشتن دشمن خارجی توسط جمهوری اسلامی و رویکرد مسلحانه اپوزیسیون چه معنی برای مردم دارد؟/ آیا در زمانی که سپاه ایران برای آمریکا رجزخوانی می کند با کلاش می توان رژیم جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کرد؟/ فرستادن سرباز کُرد برای نبرد با جمهوری اسلامی چه معنی می دهد؟/با این کشته ها اپوزیسیون آبرومند می شود یا متزلزل؟

در واقع “نحوه ای مبارزه” مسئله ای است که سال ها سر آن بحث می شود سر این موضع که میزان تاثیر گذاری و موفقیت هر روش چقدر است و آیا به هدف ختم می شود یا نه؟ بارها اشخاص مختلف از گرایش های مختلف در این رابطه سخن گفته اند اما متاسفانه هنوز پندارهایی در بین اپوزیسیون هست که رویکرد مبارزه مسلحانه را مفید می دانند.

در نتیجه این رویکرد، راهبرد جمهوری اسلامی ایران در مقابله با اپوزیسیون مسلح به سطحی رسیده است که با موشک رهبران را حذف می کند و معلوم نیست ادامه کارشان به کجا می رسد.

مهمترین هدف از حمله موشکی سپاه را می توان به عقب راندن سران حزب دمکرات کردستان قلمداد کرد.به عبارت دیگر ضربه شصتی به رهبران حزب که واسط تجهیز افرادی می شوند که برای مبارزه به صورت مسلحانه با جمهوری اسلامی وارد عمل می شوند.

دادن سلاح به چند فرد یا افرادی در برابر سپاه بیشتر به کام مرگ کشاندن آن ها محسوب می شود اکنون در این شرایط،تغییر راهبرد حزب نه برای زمانی که جان سرباز در خطر است بلکه به خاطر به خطر افتادن جان سران و رهبران می تواند تلقی منفی در درون حزب ایجاد کند این مسئله می تواند از موشک هایی که به دفتر حزب زده اند مخرب تر باشد.

با این وجود این مسئله امکان دارد که در اردوگاه حزب دمکرات کردستان اختلافاتی را بر سر تغییر رفتار سران حزب پدید بیاورد.

ورود حزب دمکرات کردستان به بازی دو سر باخت سرانجام رویکردی است که خود انتخاب کردند نتنها خود بلکه ادامه چنین اقداماتی تمام رشته های اپوزیسیون را تبدیل به پنبه می کند.

نکته مهم دیگری که از اهمیت بالایی برخودار است نبود توجیه و استدلال دقیقی از این نوع سبک مبارزه است که هر گونه اتهامی را از سوی جمهوری اسلامی به اپوزیسیون روانه می دارد.

چندی قبل در همین رابطه کیانوش توکلی از اصغر سلیمی کارشناس سیاسی کُرد می پرسد: این سوال هست و مطرح می کنند که آیا مبارزه مسلحانه توسط حزب دمکرات کردستان ایران در شرایطی که مردم دست به تظاهرات می زنند درست است؟

اصغر سلیمی در پاسخی تامل بر انگیز می گوید:”من در این دهِ ها  با توجه به این که بسیار دوستان کُرد در جاهای گوناگون در پیش و بعد از انقلاب داشتم و دارم فکر می کنم مهمترین نکته این باشد که مبارزه مسلحانه احزاب بدون حرکت گسترده در جامعه می تواند مشکلات زیادی را برای جامعه و برای خود آن گروهای ایجاد کند به هر حال در مورد این مسئله بحث های زیاد در جامعه شده بود.کردستان همواره مبارزه کرده است علیه ارتجاع، علیه مردم کردستان، علیه جنایت های رژیم جمهوری اسلامی ایران واقعا رشادت مردم کُرد و پیوند مردم کرد با جاهای دیگر ایران واقعا ستودنی است.”!

 

نیما رامین

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)