کیمیا در فرهنگ واژه ها

کیمیا = عملی است که به سبب امتزاج روح و نفس، اجساد ناقصه را به مرتبه ٔ کمال رساند یعنی قلع و مس را نقره و طلا کند و چون این عمل خالی از حیله و مکر نیست آنرا به این نام خوانند (برهان قاطع) – دانش ساختن زر و سیم: لغت نامه ی دهخدا
کیمیا = دارای معانی زیر است: ۱. در باور قدما، ماده‌ای فرضی که به‌وسیلۀ آن می‌توان هر فلز پَست مانندِ مس را تبدیل به زر کرد؛ اکسیر. ۲. [مجاز] هرچیز نادر و کمیاب. ۳. [قدیمی] شیمی‌. ۴. (تصوف) [مجاز] مرشد کامل. ۵. [قدیمی، مجاز] مکر؛ حیله؛ تدبیر؛ افسون؛ فریب: نکشتم نرفتم به راه نیا / کنون ساخت بر من چنین کیمیا (فردوسی). ۶ – کیمیای سعادت [قدیمی، مجاز] مایۀ خوشبختی: دریغ و درد که تا این زمان ندانستم / که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق (حافظ): فرهنگ فارسی عمید: 
کیمیا = معرب از یونانی خمیا (به معنی اختلاط و امتزاج) . قیاس شود با آلشیمی و شیمی فرانسوی و کمیستری انگلیسی (حاشیه ٔ برهان قاطع چاپ معین): لغت نامه ی دهخدا
کیمیا = یکی از شاخه ‌های علوم غریبه است که به کوشش در تبدیل کانی‌ها و فلزات می‌ پردازد.: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
 
انواع کیمیا
دانش کیمیا از ایران برآمد و از راه عرب ‌ها به اروپا هم راه یافت. خود واژه شیمی در فارسی هم فرانسوی شده واژه کیمیاست. علوم غریبه دارای پنج شاخه عمده می‌باشد که دانش طبیعی آن، کیمیا نامیده می‌شود. از دیگر شاخه‌ های آن به‌نظر ابوریحان بیرونی، میتوان به ‌هیمیا، ریمیا، لیمیا و سیمیا اشاره کرد. 
 
کیمیا در برخی از فرهنگ های جهان 
کیمیا  = (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا = (به زبان فرانسوی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا = (به زبان آلمانی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا = (به زبان اسپانیولی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا = (به زبان لاتین): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا = خیمیاء (به زبان عربی): تارنمای ویکی‌پدیا 
کیمیا در برخی از سروده ها
نگاه کنید  به گلچینی از سروده ها
 
تاریخچه ی کیمیا گری
کیمیا گری دربرگیرنده سنت‌های فلسفی متعددی است که دامنه آن چهار هزاره و سه قرن است. میل شدید این سنت‌ها به زبان رمزآمیز و نمادین بررسی تأثیرات متقابل و روابط تکوینی آنها را دشوار می‌سازد.  چندین شاخهٔ اصلی در این میان شناسایی می‌شود، که به نظر می‌رسد دستکم در مراحل اولیه پاگیری خود، تا حدود زیادی مستقل بوده‌اند: کیمیاگری چین، به مرکزیت چین و حوزه تأثیر فرهنگی آن؛ کیمیاگری هند در شبه قاره هند و کیمیاگری غربی، که مرکزیت آن در طول چندین هزاره بین مصر، یونان، و روم، جهان اسلام، و سرانجام اروپا متغیر بوده‌است. کیمیاگری چین ارتباط تنگاتنگی با تائوئیسم داشته است و کیمیاگری هندی به ادیان دارمایی مربوط می‌شده‌است، در حالی‌که کیمیاگری غربی نظام فلسفی خاص خود را به وجود آورده، که تنها ارتباط ظاهری آن با مذاهب اصلی غرب بوده است. هنوز مشخص نشده‌است که آیا این دو شاخه دارای ریشه‌ای مشترکند، یا تا چه حدی بر یکدیگر تأثیر گذاشته‌اند
گرچه کیمیاگری اشکال متعددی دارد، در فرهنگ عمومی اغلب از آن در داستان‌ها، فیلم‌ها، و بازی‌ها به عنوان روند مورد استفاده برای تبدیل سرب (یا دیگر فلزات) به طلا یاد می‌شود. همچنین صورت دیگری وجود دارد که در آن از کیمیاگری به عنوان جستجویی برای یافتن سنگ جادو نام برده می‌شود که ماده ‌ای برای تبدیل مواد کم‌ارزش مانند سرب به طلا یا اکسیری برای زندگی جاودان است.
کیمیا گران نامدار ایران
 هوشتانه یا اوستَن، یک کیمیاگر و فیلسوف مغ ایرانی در زمان هخامنشیان بود. نام دیگر هوشتانه هیوسایتانه به یونانی و هیوستانیوس به زبان مقدونی است. او که یکی از کیمیاگران سلسلهٔ مغان زرتشت به‌شمار می‌رفت، در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان او را همراهی کرد و در آنجا به آموزش کیمیاگری و جادوگری پرداخت. مکتب آموزشی او چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند، و سپس برای آموزش آن بازگشتند. وی همچنین در یونان، آموزگاری دموکریت (مبتکر نظریهٔ اتم) را بر عهده داشت. از وی به عنوان نخستین نویسنده در جادوگری یاد می‌شود و همواره به عنوان یکی از اصلی‌ترین مراجع کیمیاگری مطرح بوده‌است و آثار بسیاری به او نسبت داده می‌شده‌است. مردم باستان کاوش سنگ جادو (سنگی که دارندهٔ آن می‌توانست با بهره ‌وری از آن فلزات را به زر تبدیل کند و با دستیابی به انوشگی عمری دراز داشته باشد، را از او می‌دانستند.
 ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی (۲۵۱ ه‍. ق ـ ۳۱۳ ه‍. ق) پزشک، فیلسوف و شیمی ‌دان ایرانی است. رازی آثار ماندگاری در زمینهٔ پزشکی و شیمی و فلسفه نوشته‌ است و به‌عنوان کاشف الکل، جوهر گوگرد (اسید سولفوریک) و نفت سفید مشهور است:
 زَکَریای رازی: نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی
احمد بن عماد الدین پزشک، نویسنده و شیمی دان مسلمان ایرانی بود. او احتمالاً از اهالی نیشابور بوده است. از زندگی وی اطلاعات زیادی یافت نشده و شهرت او به نوشتهٔ مشهورش پیوند دارد.او نویسنده یک رساله کیمیاگری معروف به نام فی صناعه اکسیر است که نسخه خطی آن در کتابخانه ملی پزشکی ایالات متحده آمریکا نگهداری می‌شود.
 اَیدَمُر جلدکی با لقب عزالدین (؟ – ۱۳۴۲م) کیمیاگر ایرانی – مصری در سدهٔ هشتم هجری بود.
 بوالفتح عبدالرحمن منصور خازنی، دانشمند ایرانی و یونانی تباری بود که حدود سال ‌های ۱۱۱۵ تا ۱۱۲۱ میلادی برآمد. خازنی در سده پنجم و ششم نقش مهمی در تدوین گاه شماری جلالی داشت. وی خزانه ‌دار دربار سلجوقی در مرو نیز بود
 حسین بن علی بن عبدالصمد دؤلی کنانی اصفهانی با کنیهٔ ابو اسماعیل و لقب‌ های فخرُ الکُتّاب و مؤیِّدّ الدین، شهرت ‌یافته به طغرایی (انتساب به طُرّه یا طغرا) (۱۰۶۱ – ۱۱۲۱) ، کیمیاگر، طبیعت ‌شناس، شاعر، زبان‌شناس و ادیب عربی ایرانی بود که به وزارت سجلوقیان رسید و وزیر مسعود سلجوقی، امیر موصل شد.
 
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابعذ
کیمیا: لغت نامه ی دهخدا/ کیمیا  در فرهنگ فارسی عمید: تارنمای واژه یاب/ کیمیا: تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا (به زبان انگلیسی):تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا (به زبان فرانسوی): : تارنمای ویکی‌پدیا/ / کیمیا (به زبان آلمانی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا (به زبان اسپانیولی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا (به زبان لاتین): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا (به زبان عربی): تارنمای ویکی‌پدیا/ کیمیا در برخی از سروده ها: تارنمای گلچینی از سروده ها

 
 

 هوشتانه یا اوستَن: تارنمای ویکی‌پدیا/ ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی: تارنمای ویکی‌پدیا/ ابوبکر محمّد بن زَکَریای رازی: نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی: تارنمای ایرانیان/ احمد بن عماد الدین: تارنمای ویکی‌پدیا/ اَیدَمُر جلدکی با لقب عزالدین: تارنمای ویکی‌پدیا/ بوالفتح عبدالرحمن منصور خازنی: تارنمای / ویکی‌پدیا/ حسین بن علی بن عبدالصمد: تارنمای ویکی‌پدیا

*
همچنین نگاه کنید به
*
========

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)