روز جمعه ١۶ شهریور کنفرانس یک روزه ای با شرکت رؤسای جمهور روسیه، ترکیه و جمهوری اسلامی در تهران در رابطه با ادلب سوریه برگزار شد. این کنفرانس در ادامه کنفرانسهای آستانه و سوچی و آنکارا می‌باشد که تحت عنوان به اصطلاح “کنفرانسهای صلح” برگزار گردیدند. اما این بار از چنین عنوانی هم خبری نبود و چنانچه انتظار می رفت از کنفرانس تهران به صراحت ندای جنگ و خون ریزی و آوارگی بلند شد. اقدامات دولت های سوریه، روسیه و ایران در بمباران و توپ باران ادلب و تمرکز بیشتر نیرو و تجهیزات نظامی در چند روز گذشته نیز نشان از آن دارد که برپایی کنفرانس تهران نه درجهت یافتن راه حل سیاسی بلکه بر سر چگونگی برپائی جنگ و پیشبرد یک جنگ محتوم است. همزمان با نشست تهران و به منظور خنثی کردن تأثیرات آن، به درخواست آمریکا جلسه فوق العاده شورای امنیت سازمان ملل در رابطه با سوریه نیز برگزار گردید. 

این دو نشست بار دیگر نشان داد که سوریه پس از گذشت هفت سال جنگ و خونریزی و ویرانی هنوز میدان تاخت و تاز و رقابت و کشمکش قدرتهای امپریالیستی و اهداف توسعه طلبانه دولتهای منطقه و گروههای تروریست اسلامی تحت حمایت شان است و مردم ستمدیدۀ سوریه در معرض خطرات ناشی از این رقابتها هستند. تقابل منافع آنها باهم و با گروههای تروریست اسلامی معضل سوریه را پیچیده تر کرده است. آنچه در این میان مد نظرقرار نگرفت مذاکره صلح با اپوریسیون، بازگشت آوارگان، بازسازی ویرانه های جنگ زندگی و سرنوشت میلیونها انسان ساکن سوریه بود. این امر در بیانات ایراد شدۀ رؤسای جمهور این سه کشور نمایان بود. تأکید آنان در حفظ جان و خانه و کاشانه مردم غیر نظامی ادلب در جنگی که به پا می کنند و در شرایطی که گروههای مسلح اپوزیسیون در همه شهرها و روستاهای استان ادلب با مردم عادی قاطی شده اند، اشک تمساحی بیش نیست. 

بدون شک جنگ در ادلب فاجعه انسانی دیگری را به وجود خواهد آورد که هزینه آن را مردم بی‌دفاع و زجر دیده استان ادلب خواهند پرداخت.با پرپایی چنین جنگ جنایت کارانه ای که درآن مخرب‌ترین تسلیحات هوایی، دریایی و زمینی امپریالیسم روسیه با مشارکت نیروهای پیاده نظام وابسته به دولتهای ترکیه و جمهوری اسلامی بر سر مردم بی‌دفاع این استان فرو می ریزد، همۀ مردم شهرهای و روستاهای این منطقه را نیز به سرنوشتی همانند مردم حلب دچار می سازد و از ادلب نیز جز ویرانه ای برجا نخواهد ماند. روحانی در سخنانش تلاش برای باز کردن راهی برای فرار مردم ادلب از خانه و کاشانه خود از ترس جنگ را به عنوان کَرَم انسان دوستی جنگ افروزان تکرار می کرد تا جان به در بردگان ادلب از جنگ و ویرانی نیز به سرنوشت فلاکت بار چند میلیون آواره هم وطن شان مبتلا گردند. البته به عنوان مقدمۀ جنگ موعود روز پنجشنبه ١۵ شهریور با بمباران چند نقطه در ادلب از سوی هواپیماهای روسیه و توپخانه ارتش سوریه، تعداد زیادی از مردم مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده و آواره گشتند. بی جهت نیست که نهادهای حقوق بشر و دیمستورا نماینده ویژه سازمان ملل در امور سوریه نیز هشدار داده اند که با وقوع جنگ این دولتها در استان ادلب، حمام خون و یک فاجعه انسانی آوارگی به راه می افتد. سازمان عفو بین الملل روز چهارشنبه اعلام کرد: “در کنفرانس تهران حمله به ادلب مورد بحث است که در آنجا بیش از ٧٠٠ هزار آواره سوری در اردوگاههای آن از شرایط معیشتی سختی رنج می برند و با این جنگ در معرض خطرات بیشتری قرار می گیرند.” 

از سخنان سه طرف پیدا بود که در این نشست در واقع توافقی صورت نگرفته است و هر چه هست باید در میدان جنگ و به قیمت کشتار و آوارگی بیشتر مردم باید یکسره شود. روحانی برای توجیه این عدم توافق، ضمن تعریف و تمجید از اقدامات خودشان، با تأکید و حمایت از برپایی جنگ تحت این عنوان که ” ما مجبوریم برای صلح در ادلب بجنگیم “گامهای آخر را سخت تر از گامهای اولیه” برشمرد و بر ضرورت مبارزه علیه تجزیه طلبی کردها و بیرون رفتن نیروهای خارجی از سوریه تأکید کرد. البته از نظر جمهوری اسلامی نیروهای خارجی موجود در سوریه تنها آمریکا و ترکیه را شامل می شود که “کارت دعوت بشاراسد را در جیب ندارند”. اردوغان هم برای حفظ موقعیت خود و گروههای اسلامی مورد حمایتش در سوریه از برقراری آتش بس در ادلب صحبت به میان آورد و خواهان اقدام علیه نیروهای کرد سوریه شد که از نظر او “تروریست” هستند. اما هیچ کدام از خواسته هایش خریداری نداشت. پوتین نیز بدون آن که صدور اجازه ٢٠٠ حمله اسرائیل به مواضع و نیروهای جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان در سوریه را به روی خود بیاورد، برای راضی کردن آمریکا و قدرتهای اروپایی به دنبال طرح آرام کردن اوضاع سوریه از طریق تدوین قانون اساسی و انتخابات تحت اشراف نتایج کنفرانسهای ژنو بود. البته با پیشنهاد ایران در رابطه بابیرون رفتن نیروهای آمریکا از شمال و شرق سوریه نیز توافق داشت. 

ادلب آخرین بخش از چهار منطقه ای است که در مذاکرات این سه دولت در سال ٢٠١٧ به عنوان منطقه امن و عاری از جنگ، اعلام شده بود اما اینک آماج حملات آنها قرار می گیرد. بر اثر سیاستهای جنگی این دولتها، بیش از ٨٠ هزار نفر از گروههای اپوزیسون مسلح و تروریست اسلامی دراستان ادلب اِسکان داده شده اندکه به بلای جان و امنیت و آسایش سه میلیون نفر مردم شهرها و روستاهای این استان تبدیل شده اند. بدیهی است که با شروع جنگ بیشترین ضربه و خسارت نه متوجه آنان بلکه متوجه مردم بی دفاع خواهد شد. 

با این وجود اینک سران این سه دولت متجاوز و توسعه طلب هزاران کیلومتر آن طرف تر در تهران می نشینند و بدون رضایت و دخالت مردم سوریه و از بالای سر آنها تصمیم می گیرند که در استان ادلب با هزینه مردم محروم و ستمدیده سوریه، بر سر منافع خودجنگی دیگر در منطقه بپا کنند، این بخشی از قانون جنگل نظم سرمایه داری در عصر ماست. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)