آزادی برای رهایی تن؛
نشانهی اهمیت دادن به امر مادی در مقابل امر ذهنی یا معنویست و اینجا نیز اولویت مادهگرایی (ماتریالیزم) معلوم میشود.
این ماتریالیزم به صورت ایزوله و منفرد مانند ماتریالیزم فوئرباخی مطرح نمیشود.
ماتریالیزم این جنبش یعنی پیروی از تنانگی و با اتصال به مفهوم زنانگی که یک مفهوم دارای هویتی اجتماعی است، در بطن تاریخ کنونی معنا پیدا میکند. پس رهایی از شرّ ذهنگراییهای غیر علمی با پیروی از این جنبش که مسالهاش تن-ماده هست، به دست میآید.
زن+زندگی= آزادی. بدون رهایی زن (به عنوان جنسیت مورد ستم در طول تاریخ) که در بطن زندگی مادی رخ میدهد نه در بهشت خیالین، آزادی معنایی ندارد.
برای وحدت بخشیدن به قضایای مطرحشده در این جنبش من به مفهومِ «ماتریالیزم اجتماعی» که مفهومی خودساخته هست، متوسل میشوم.
ماتریالیزم این جنبش، پوینده هست و در صدد اعتبار بخشیدن به تمام هویتهای جنسیتی و در توازی قرار دادن آنهاست. در این جنبش مترقی، با توسل به مفهوم زن به عنوان نماینده، ورود تمام هویتهای جنسیتی مانند غیردگرجنسگراها نیز در اجتماع، مشروعیت مییابد و این چنین مسیر حرکت حقیقی جامعه، تحقق پیدا میکند. جامعه دیگر طرد نمیکند بلکه به دنبال یک تکثرگرایی فرهنگی هست که البته با اتخاذ «ماتریالیزم»، منجر به نسبیگرایی نخواهد شد بلکه تمام این تکثرگراییها در یک کل پیچیده یعنی حقیقت واحد، معنا میشود و «ماتریالیزم اجتماعی» به عنوان یک مفهوم فلسفی، خواهان تفسیر این معناست.
ماتریالیزم اجتماعی کنشزاست چون یک حقیقتی را ورای شیشهی کبود ایدئولوژی بروز میدهد پس همین دیدن حقیقت، شخص را وا میدارد که متعهدانه پا به خیابان بگذارد و دیدگاهش را عینیت ببخشد.
ماتریالیزم اجتماعی، جامعه را به سمت یک جامعه اجتماعی رادیکال پیش میبرد و در عرصهی اقتصاد و سیاست نیز ورود پیدا میکند.
ماتریالیزم اجتماعی به دنبال تولیدات اجتماعی و مصرفهای اجتماعی است که افراد را داری یک آزادی همبسته میکند.
معنای زندگی در ماتریالیزم اجتماعی در همین آزادی همبسته متولد میشود.
ماتریالیزم اجتماعی زمانی هم که وارد مبادلات تولیدی میشود، ارزش را در همان تولیدات اجتماعیای میبیند که از بیگانگی به دور است و افراد جامعه، خود را در محصولاتشان میبینند و تولیدات دیگر بازتاب فرد-اجتماع میشود.
در ماتریالیزم اجتماعی همه چیز شفاف هست و از رازورزی به دور. شفافیت، هم در بینشهای تئوریکاش یافت میشود هم در محصولات. مفهوم «جامعه اجتماعی رادیکال» که از همان مفهوم «ماتریالیزم اجتماعی» برگرفته میشود به دلیل خصلت رادیکالیِ وجه اجتماعیاش، از دولتگرایی متمرکز به دور است و سعی در تلاشی تمام قدرتهای متمرکز دارد.
جامعه در عین تکثر دارای وحدتی هست که افراد را همبسته میکند و افراد به صورت آگاهانه و ارادی، کارها را نمایندگی میکنند. تضاد درون مفهوم «آزادی همبسته» در حرکتی که دارد و در تمام فراز و فرودها و پَستی و بلندیهایی که ممکن است در عالم خارج داشته باشد، میخواهد خود را به جامعه اجتماعی رادیکال، نزدیک کند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.