در شلوغی های فعلی شاید اول به نظر نیاید، ولی به تصور من ترامپ از رژیم چنج منصرف شده و به اصلاح رژیم دل بسته. چون وقتی صحبت از تغییر رفتار رژیم می کند باید منظورش همان رفورم باشد. البته هیچکدام واقع بینانه نیست، لااقل آمریکا از عهده ی انجامش برنمی آید، ولی از دیدگاه سیاستمداران آمریکایی، احتمالاً تغییر رفتار واقع بینانه تر جلوه می کند. منطقی هم هست، شرط اصلی نوکری است، مثل عربستان، دلیل ندارد چیزی بیش از این بخواهند.
تصور می کنم بر این اساس بود که پمپئو آمد و با آب و تاب به عنوان یک خبر فوری تشکیل «گروه اقدام ایران» را اعلام کرد که ما می باید تغییرات عمده در رفتار حکومت را شاهد شویم.
برایان هوک مشاور سابق بولتون و سرپرست این « گروه اقدام ایران »(۱) اعلام کرد که قصد دارند رویکرد جامعی را در قبال ایران در پیش بگیرند. خوب اینکه حرف تازه ای نبود. بارها از این حرف ها زده شده و عمل هم کرده اند. هر چند وقت دستگاهی درست می کنند که قرار است چند دستگاه موجود را زیر بال بگیرد و هماهنگشان کند و کار را یکسره کند. بعد نمی شود و داستان می ماند تا تأسیس دستگاه بعدی.
ولی این دفعه کار به قدری خراب و سر هم بندی شده است که رئیس دستگاه از همان جلسه ی افتتاحیه کار را خراب کرد و نشان داد که با همه ی ادعاها و دنگ و فنگ به کلی از مرحله پرت است.
خبرنگاری از تقارن این اقدام با کودتای ۲۸ مرداد پرسید که آیا کار شما دنباله ی کودتای ۲۸ مرداد است و یا شباهتی به آن دارد؟
پاسخ آقای برایان هوک این بود که این پرسش بی معنی است و جواب نمی دهد. احتمالاً طرف حتی نمی داند که قبل از دوران ترامپ هم آمریکا با ایران مشکل داشته.
دیگری پرسید آیا شما می خواهید با ایران مذاکره کنید ؟
جواب شنید اگر تغییر بنیادی بکند بله و تغییر جدی طالبیم.
منظور از تغییر رفتار ایران واضح و روشن نیست که آیا مربوط به روابط دیپلماتیک می شود یا ایدئولوژی اسلامی یا تسلیحات و موشک و یا همه ی اینها؟ خوب اگر تغییر قبل از مذاکره است که مذاکره لازم نیست و اگر قرار است که مذاکره موجد تغییر شود که این شرط بی معنی است.
خبرنگاری پرسید: چندهفته پیش ترامپ اعلام کرد بدون پیش شرط حاضر به مذاکره است حالا شما می گویید ۱۲ شرط پمپئو باید اجرا شود و اینها باید در مذاکرت جدی باشند یعنی چه؟
جواب آقای رئیس این بود ۱۲ شرط پمپئو با پیشنهاد ترامپ هیچ تناقضی ندارد!؟
من هرچه می دانستم گفتم !؟
خدا پدرت را بیامرزد. اگر بین اینها تناقض نمی بینی که بین سیاست آمریکا و جمهوری اسلامی هم نباید ببینی. خیالت راحت است.
آنچه از این نمایش مسخره دستگیرم شد این بود که این گروه در وزارت خارجه امیدوار هستند که با تهدید و خط و نشان کشیدن ایران را برای نشاندن بر سرمیز مذاکره راضی کنند، ولی می خواهند طوری رفتار کنند که زورمان زیاد بود و طرف را مجبور کردیم. خود پمپئو هم از زمانی که رییس سیا بود ازهمین حرف ها می زد و حالا نوبت وردستش شده!
این شو تلویزیونی در حقیقت بی منطقی و نداشتن برنامه مشخص آمریکا را به نمایش گذاشت که فقط به زورش می نازد و با اینکه نتیجه هم نمی گیرد، اصلاً به روی خودش نمی آورد.
سر در گم تر از خود آمریکایی ها، ایرانیانی هستند که به این مغزهای متفکر امید بسته اند که برشان گردانند ایران. کار که عاقبت نخواهد داشت. فکر بی آبرویی بعدش را هم نکرده اند. البته چرا بکنند. چند ماه صبر می کنند، بعد دوباره روز از نو روزی از نو. سینه سپر می کنند و یک مشت حرفهای مد روز شش ماه بعد را سر هم می کنند و ادعا می کنند که ما از اول همین را می گفتیم. رادیو و تلویزیونشان هم به راه است، مردم را هم هالو حساب می کنند. غمی ندارند.

(۱)

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)