هنوز فاصلۀ چندانی از دور دوم خیزش های خیابانی نگذشته بود که روز شنبه بیست وهفتم مرداد خبر چهار اعتراض کارگری پخش شد. اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه، تجمع کارکران فولاد اهواز، تجمع کارگران شرکت تولی پرس قزوین و بالاخره کارگران راه آهن کرج. نگاهی به همین چهار اعتراض کارگری در یک روز، با شعارها و مطالبات اقتصادی و حق طلبانه کافی است که نشان دهد، خیزشهای خیابانی و مبارزات کارگری جاری ، از لحاظ عینی هردو ریشه واحدی دارند. 

اینکه چهار مرکز کارگری در یک روز واحد مبارزات خود را آغاز کردند بسیار امید بخشند. کارگران گروه ملی اهواز که در اعتراضات خردادماه خود با بازداشت بیش از پنجاه تن از همکاران خود روبرو گشته و تا رهائی همه آنها دست از اعتراض نکشیده بودند، در بیست هفتم مرداد یکبار دیگر به علت عملی نشدن وعده های مقامات مسئول و هم احضار مجدد کارگران دستگیر شده که به قید وثیقه آزاد گشته بودند، دست به تجمع زدند. آنان خواهان سه ماه حقوق معوقه چهار هزار کارگر گروه ملی فولاد اهواز ، امنیت شغلی ، بهبود شرایط کاری و لغو پرونده های امنیتی برای فعالین ونمایندگان خود هستند. از اواخر سال گذشته این سومین اعتراض شاغلین این شرکت است. 

در همین روز هفتصد کارگر شرکت تولی پرس قزوین در اعتراض به تعطیلی دوهفته ای شرکت و خطر بیکاری در مقابل شرکت تجمع کردند. در تجمعی که آنان چهار هفته قبل یعنی در بیست وهفتم تیر برپا کرده بودند ، به آنان وعده داده شد که به مشکلاتشان پاسخ داده شود. مسئولین نه تنها پاسخی ندادند بلکه با اعلام تعطیلی دوهفته ای کارخانه رسما اعلام کردند که دغدغه ای برای زندگی ومعیشت کارگران ندارند. در همین روز در ادامه اعتصابات سرتاسری کارگران خط وابنیۀ فنی راه آهن که هفته ها بطول انجامید ، کارگران راه آهن کرج که چندین ماه حقوق نگرفته وهمزمان تعدادی از آنان اخراج شدند ، اعتصاب خود را آغاز کردند. 

در این میان اما شروع دوباره اعتصابات کارگران هفت تپه در همین روز و مطالبات طرح شده از جانب آنان کیفیتی را برملا میسازد که میتواند وباید به مثابه نمونۀ برجسته ای برای اعتراضات کارگری در نظر گرفته شود. این امر نه تنها در تداوم اعتراضات واعتصابات ، در طولانی مدت بودن آنها بلکه در طرح مطالبات و سازمان یابی نیز خود را به نمایش میگذارد. درست همین کیفیتهاست که رژیم را وادار میسازد که همواره برای سرکوب اعتراضات آن، نیروهایی ویگان ویژه گسیل دارد. دومین دور اعتصابات کارگران هفت تپه در شرایطی آغاز گشته است که بحران آب امسال در شهرهای خوزستان و شورشهای گسترده بویژه در خرمشهر و آبادان و تأثیر بلاواسطۀ این بحران بر کشت و صنایع وابسته به آن، هستی و نیستی کارگران را به وسط میدان افکنده است. کارگران هفت تپه با خواست پرداخت دستمزدهای معوقه ، وضعیت نامشخص دفتر چه های بیمه، توطئۀ تبدیل قراردادهای کارگران به پیمانی ، مخالفت با تقسیم زمین های هفت تپه ، مجموعه ای از مطالبات را طرح کرده اند که بسیار فراتر از مطالبات صنفی است. ودرست جهت جامعۀ عمل پوشاندن به این مطالبات برای اولین بار در ده سال گذشته صحبت از انتخابات مستقیم شورای گارگران هفت تپه میشود. شورائی که نه تنها باید مطالبات کارگران را پیگیری کند بلکه وظیفۀ کنترل مدیران و نظارت بر کار وعملکرد آنان راعهده دار شود. آنان نمایندگان شورا را ازهمه بخشهای شرکت برگزیده اند. 

نگاهی به سخنان اسماعیل بخشی یکی از نمایندگان در آغاز اعتصاب بیست وهفت مرداد نشان از یک آگاهی طبقاتی بالا از یک رهبر کارگری است. او میگوید : ما میگوئیم که ماههاست که مزد دریافت نکرده ایم ، میگوئیم چرا نیرو اخراج میکنید، میگویند وضع اقتصادی خراب است. ما میگوئیم یک طبقه دیگر اقتصاد را خراب کرده است چرا کارگر باید اخراج شود. او با اشاره به وضعیت کارکران دفع آفات میگوید که آنان بدون لباس مخصوص ، بدون ماسک ووسایل ایمنی هزاران هکتار را سم پاشی میکنند. که بسیاری از آنها مشکلات ریوی پیدا کردند ولی کارشان که تمام شد اخراجشان میکنند. ما حتی با اخراج یک نفر هم مخالفیم. او میگوید راه حل وضعیت بحرانی اقتصاد کشور شوراهای مستقل کارگری وشوراهای مردمی و نظارت برکار وعملکرد مقامات دولتی است. او انگشت اتهام را به سوی همه کسانی دراز میکند که در شرایط بحران اقتصادی حاکم در فکر تکه تکه کردن زمین های هفت تپه و تصاحب آن هستند. او با شجاعت بینظیری میگوید خط قرمز ما مالکیت خصوصی زمین های هفت تپه است. از نظر او سهامداران واقعی هفت تپه کارگران ومردم هفت تپه هستند که یک روزی زمین هایشان را در اختیار شرکت گذاشتند که اشتغالزائی برای فرزندانشان بشود. اسماعیل بخشی اما بدون حمایت کارگران ، مقاومت ومبارزه آنان نمیتوانست چنان استوار بر فراز سکو ایستاده ، کارگران را به یگپارچگی فراخوانده وفریاد دادخواهی آنان را انعکاس دهد. 

طبقه کارگر ایران به صدها و هزاران رهبر کارگری و به دهها تشکل کارگری در محیط کار نیاز دارد. طبقه کارگر یک طبقه اجتماعی است وزمانیکه این امر مهم از جانب میلیونها کارگر درک شود که آنها به عنوان یک طبقه اجتماعی منافع مشترک در مقابل طبقه سرمایه دار ودولت آنها دارند، در اینصورت راه برای ایجاد تشکل توده ای کارگری هموار می گردد.

هر اندازه که پیشروان ورهبران طبقه کارگر اهمیت تشکل یابی توده ای وسیاسی کارگران رابه ذهنیت عمومی ارتش عظیم کارگران تبدیل نمایند، به همان اندازه راه را نه تنها برای پیشروی جنبش کارگری بلکه برای تسخیر سنگرهای بعدی جهت به زیر کشیدن جمهوری اسلامی هموار میسازند.

خیزشهای خیابانی واعتراضات کارگری ماههای اخیر با وجود اینکه در بسیاری از موارد در دو میدان متفاوت صورت میگیرند ولی به یکدیگر تأثیر گذاشته، از همدیگر تغذیه کرده و شرایط مساعدتری جهت پیشبرد هر دو فراهم میسازند. اعتراضات کارگری در ادامه خیزشهای خیابانی صورت می گیرند و شعارها و مطالبات خیزشهای خیابانی در راستای مطالبات کارگری هستند و در واقع هر دو اعتراض ریشه واحدی دارند و در مطالبه نان و آزادی به هم می رسند. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)