دو سه سال پیش جیمز کلارک، فیلسوف دین برجسته امریکایی، برای همایش اندیشه های شهید مطهری به ایران آمده بود. همان موقع کیهان یک مطلب توهین آمیز نوشت که او «ملحد و همجنسباز» است و..
(حالا واقعیت ماجرا که محمد مطهری در نامه ای در جواب کیهان نوشته بود چیز دیگری بود. کلارک کاملا مدافع خداباوری و مسیحیت است و همجنس‌گرایی را عملی غیراخلاقی میداند. فقط در یک مصاحبه ای در فضای حقوق بشری امریکا از همجنس گرایی به عنوان حقوق اقلیت ها دفاع کرده بود )

دیروز من وقتی یادداشت “علی افشاری” را در سایت علمی “رادیو زمانه” در مورد دکتر گلشنی دیدم، بی درنگ یاد این ماجرا افتادم.

واقعا برای مردم عادی و جامعه دانشگاهی وقتی علی افشاری درمورد دکتر گلشنی می نویسد با وقتی که کیهان درمورد جیمز کلارک مینویسد، تفاوتی وجود ندارد!
توجهی نباید کرد و من هم الان نقدی بر افشاری نمیخواهم بنویسم. چون معتقدم کسی را که خدا اینطور خلق کرده نباید نقد کرد!
فقط دو سه نکته را که واقعا قلب واقعیت کرده توضیح میدهم:

او گفته که دکتر گلشنی جایزه تمپلتون را نبرده است. تمپلتون یک بنیاد خیریه علمی بزرگ است که انواع و اقسام جایزه دارد. جایزه اصلی آن یک جایزه یک میلیون دلاری است که سالانه به یک نفر که درزمینه ترویج دین در دنیای معاصر کار شاخصی کرده، اهدا میشود.
دکتر گلشنی در هیچ جا نگفته من این جایزه را برده ام. ایشان همه جا نوشته و گفته که جایزه مربوط به ارائه یک course علم و دین به من اهدا شده.
گرنت این جایزه را تمپلتون تامین کرده و اهدا آن توسط موسسه الهیات و علوم طبیعی برکلی بوده که هردو در اینجا قابل مشاهده است:

http://www.ctns.org/srcp/teaching_syllabi_religion.html

http://www.ctns.org/srcp/index.html

بعد علی افشاری گفته که دکتر گلشنی اولین کسی نبوده که فلسفه علم را در ایران راه اندازی کرده، بلکه اولین نفر سروش بوده.
البته اینجا چند مطلب اشتباه و بیربط هم گفته. مثلا اینکه سروش در انجمن حکمت و فلسفه پژوهشکده فلسفه علم را راه انداخت و بعد که دکتر گلشنی رئیس شد او را کنار گذاشت. که ظاهرا منظورش پژوهشگاه علوم انسانی بوده چون دکتر گلشنی هیچوقت رئیس انجمن حکمت نبود!
ولی کسی که دور و بر فلسفه علم هم در ایران گشته میداند اولین جایی که در فلسفه علم بطور رسمی در نظام دانشگاهی ایران دانشجو گرفته و درس ارائه کرده و به عنوان رشته دانشگاهی ثبت شده، گروه فلسفه علم دانشگاه شریف است که دکتر گلشنی سال ۷۴ آن را تاسیس کرده است. و سابقه آن برمیگردد به کارهای دکتر نصر قبل از انقلاب در شریف و همچنین به همایش بزرگی که خود دکتر گلشنی سال ۶۹ برگزار کرد و نطفه گروه فلسفه علم در همان همایش گذاشته شد و اینها هیچکدام ربطی به سروش نداشت.

بعدهم گفته که دکتر گلشنی حرفهای کلی و مبهم زده و فلسفه علم نمیدانسته و …
اینجا هم باید خواست از آقای افشاری که شما اول فرق “فلسفه علم” را با “فلسفه شلغم” تبیین کن! تا بعد ما آدرس پایگاه های اسناد علمی که با یک سرچ ساده mehdi golshani انواع کتابها و مقالات و سخنرانی های معتبر در بهترین دانشگاه های اروپا و آمریکا را به شما نشان میدهد را معرفی کنیم.

در نهایت به نظرمن دکتر گلشنی از هردوطرف مغضوب بود و این سرنوشت محتوم همه کسانی است که نه میخواهند از عقاید خود کوتاه آیند و نه سالوس وار رفتار کنند.
دکتر گلشنی خودش بود و هست، با همه بدی ها و خوبی هایی که مثل هر انسان غیرمعصوم دارد. و اتفاقا خودش مهمترین قربانی نظام آموزشی ناسالم کشور ما بود. زمان دولت قبل از پژوهشگاه علوم انسانی کنار گذاشته شد و در این دولت هم از دانشگاه بازنشست شد. دلیلش این بود که ایشان هیچ ابایی نداشت از اینکه با صراحت کامل بی تدبیری مدیران ارشد در نظام آموزشی را بگوید و هیچ ابایی هم نداشت که در هر سخنرانی اش از دکتر نصر و برخی دیگر از مدیران زمان شاه به نیکی یاد کند.
دوست خوبم محمدحسین بادامچی در مطلب زیر اینکه چرا نظام ما نگذاشت پروژه دکتر گلشنی جلو برود را به خوبی توضیح داده است:

https://t.me/IslamicLeft/578
https://t.me/IslamicLeft/579

از طریق لینک زیر میتوانید تصاویر مرتبط با جایزه تمپلتون دکتر مهدی گلشنی به همراه توضیحات مرتبط به هر تصویر را ببینید.

http://yon.ir/YuzHw

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)