نقد یعنی چه؟ نقد چه نسبتی با عصر جدید و تجدد دارد؟ منظور از اندیشه انتقادی چیست؟

نقد یا کریتیسیسم
(Criticism)
در قرنهای شانزدهم و هفدهم در زبان های اروپایی رایج شد ابتدا در معنای نقد ادبی بیان شد اما به سرعت در همه حوزه ها رواج پیدا کرد. کریتیسیسم یک لغت یونانی است که ریشه آن کریتیس
(krites)
به معنای داوری و سنجش و کریتیکوس
(kritikos)
به معنای “توانایی قضاوت کردن” است. 

معنی عمومی مفهوم نقد:

به معنای سنجش درستی و نادرستی، خوبی و بدی یا کارآمدی و ناکارآمدی یک پدیده و یا موضوع تعریف شده است.
انسان در طول تاریخ موجودی ایرادگیر، سنجشگر و ارزش گذار بوده است او نه تنها اطرافش را کنجکاوانه میکاود و تغییر ایجاد میکند بلکه ارزش گذاری نیز میکند او همواره درگیر جهان پیرامون خود بوده و هست.

در عصر پیشامدرن انسان سنتی، نارضایتی خود را از وضع موجود به نحوی ایراد گیرانه بروز می داده است اما عمق نگاهش به جهان همواره محدود بوده است به این معنا که در جهان بینی انسان سنتی تنها دو طبقه خوبها و بدها وجود دارد که مقدر است یکی خوب و دیگری بد باشد. در جهان او حوزه های مقدسی وجود دارد که زندگی فردی و اجتماعیش تحت تاثیر و سلطه قوانین خشک آن است. انسان سنتی هر آنچه را که مقدس خوانده می شود بدون تأمل میپذیرد و به دلیل قداست، هیچ نوع انتقادی در آن رسوخ نمیکند چنانکه حصاری از تقدس دور آن کشیده شده باشد، غیر قابل نفوذ میشود.
“ایرادگیری سنتی متوجه اشخاص و اصناف خاصی است، شکایت از روزگار است و در نهایت توصیه می‌کند به جهان پشت کنیم و عافیت را در عالمی دیگر بجوییم.” [۱]

تعریف کلاسیک نقد، نوعی داوری و قضاوت با هدف ارزش گذاری در مورد پدیده های عنوان میشود که مقدس شمرده نمی شوند که با مفهوم نقد مدرن متفاوت است.

نقد مدرن
نقد مدرن، نگاهی نقادانه همراه با پرسشگری موشکافانه برای کشف و درک ماهیت هر پدیده یا هر موضوعی، فهمیدن آن و در پی یافتن دلایل ریشه ای است. ارزیابی پدیده ها با دیدی عمیق به وسعت جهانی که در آن هیچ چیزی آنقدر مقدس نیست که نتوان آنرا زیر سوال برد و به چالش کشید.

ظهور مدرنیته
با انقلاب صنعتی و ظهور سرمایه داری، نظامهای کهن فئودالی، سلطانی و کلیسایی به مرور زمان یکی پس از دیگری از بین رفتند.
در آستانه تحولات به سوی مدرن شدن، مقدسات و مقدرها نیز ضربه پذیر شدند. تغییر و تحولات دینی و جدال قدیم و جدید در درون حوزه های سنتی زمینه های شک و پرسشگری انسان را گسترش داد. و اینگونه زندگی فردی و اجتماعی انسان از زیر یوغ کلیسا و دین و مذهب خارج شد و قدرت انحصاری کلیسا در ارائه تفسیر تک بعدی شناخت انسان، جهان و پدیده ها شکسته شد. معرفت بشری در حوزه های غیر دینی گسترش یافت و آزادی و فاعل بودن انسان در زندگی مورد توجه قرار گرفت. تفکرات لیبرالیستی و رویکرد علم گرایی و تجربه گرایی پایه های تئوریک دانش نوین را به وجود آوردند.

در قرن هجدهم، ایمانوئل کانت فیلسوف آلمانی، با ارائه سه کتاب مهم خود، که حاویِ سه بخش اساسی فلسفه‌ی او هستند: «سنجش خرد ناب»، «سنجش خرد عملی» و «سنجش نیروی داوری» بار معنایی عمیقی به لغت “کریتیسیم” می بخشد. کانت، چهره محوری در فلسفه جدید است وی تجربه گرایی و عقل‌گرایی ابتدایی مدرن را در هم آمیخت. ایده بنیادین «فلسفه نقدی» کانت «خودآیینی انسان» است. وی استدلال می‌کند که ادراک انسان، منشأ قوانین عمومی طبیعت است که تشکیل دهنده همه تجربه های انسان است و عقل انسان، قانون اخلاقی که مبنای انسان برای باور به خدا، آزادی، و جاودانگی است، را به انسان میدهد؛ بنابراین، شناخت علمی، اخلاق، و باور دینی متقابلاً سازگار و مورد اطمینان هستند زیرا همه آنها متکی به بنیان یکسان «خودآیینی» انسانند، که به علاوه، انسان براساس جهان نگری غایت ‌شناسانه حکم تأملی، غایت نهایی طبیعت است. [۷]

همچنین از طریق هگلی های چپ نیز مفهوم نقد یا کریتیسیسم به قرن بیستم منتقل شد به گونه ای که در همه حوزه ها از جمله اقتصاد، الهیات، جامعه، سیاست، فلسفه، ادبیات و هنر رواج پیدا کرد.
با ورود به عصر مدرن، پایه و اساس شناخت انسان بر مبنای “عقلانیت” قرار گرفت. تعریفی که از مدرن ارائه می شود عبارت است از: “مدرن صفت هر تجربه جدید است که به این جدید بودگی آگاهی دارد. امر مدرن بستر و زمینهای مدرن دارد که همانا دوران مدرن است.” [۸]

“مدرنیته اشاره به وضعیتی دارد که در آن انسان به صورتی خودبنیاد، آگاهانه و تأملورزانه (رفلکسیو)، روابط خود و راهها و شیوههای زیست خود در جهان را سامان میدهد.” [۸] پس نقدی که به مدرنیته وارد میشود، نهفته در درون خود است و از خودش سرچشمه میگیرد. در واقع مدرنیته این خاصیت را دارد که خود را نقد و   بررسی کند. بینش مدرن به دلیل زمان آگاه بودن، خصلت تأمل ورزانه، از خود فراروی و ادراک موقعیت، یک بینش انتقادی است.

عصر جدید عصر انتقاد ریشه ای از زاویه افق باز به آینده است، در این عصر به گفته ی مارکس “همه ی روابط خشک و منجمد، همراه با پیشداوریها و عقاید از دیرباز محترم وابسته به آنها، به حاشیه رانده میشوند و تمامی روابط تازه شکل گرفته، پیش از آنکه ثبوت یابند، منسوخ میشوند. هر آنچه استوار است و به گروههای ثابت احتماعی برمیگردد، بر باد میرود. هر آنچه مقدس است دنیوی میشود، و دست آخر آدمیان ناچار میشوند [از خماری به درآمده] و به وضعیت واقعی زندگی و روابطشان با همنوعان خویش، با چشمانی بیدار بنگرند.” [۸]

مفهوم مدرن کلمه نقد به معنای تخریب نیست، نقد گفتگو است یک فعالیت اجتماعی برای فهم یکدیگر اما این به معنای تایید کردن نیست. نقد میتواند رادیکال باشد و تخریب هم بکند اما سنجیده است نقد ارزیابی میکند و جوانب مختلف را مینگرد و به دنبال یافتن علتها و ریشه هاست تا دریابد که چرا این گونه است. خصلت نقد مدرن این است که بر خود آگاه، ناظر و سنجشگر است میداند که از نقطه صفر آغاز نکرده و خود نیز با پیشداوری همراه است.

نقد پیش‌داوری‌ها
“شرط نخست روشن‌نگری کنار گذاشتن پیشداوری‌ها و جزمیات سنتی است” [۹] نقد و دانشوری به هم وابسته هستند دانش مدرن از دل نقد بیرون می آید نقد پیشداوری ها اولین گامی است که برداشته میشود.
از پیشاهنگان روشنگری و نقد پیش داوری ها “فرانسیس بیکن” فیلسوف، حقوق دان و سیاستمدار انگلیسی است که بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی می‌دانند، بیکن نقد پیش داوری را شرط نخست روشنگری می دانست، او در ارگانون نو، بر پیش داوریها نام «بُت» نهاده بود، بتهایی که افق دید انسان را محدود می کند.
بر این مبنا او “بت ها” را به چهار دسته تقسیم می کند: “بتهای طایفه‌ای، که نوع بشر به آنها گرایش دارد و از کاهلی عمومی فکری و شتابزدگی در نتیجه‌گیری برمی‌آیند، بتهای شخصی که در خصلت فردی ریشه دارند و مانع تفکر می‌شوند، اگر به خود نگرش انتقادی نداشته باشیم، بتهای بازار، که در جریان رابطه‌های انسانی و بر بستر زبان به‌عنوانِ وسیله‌ی اصلی ارتباط در جامعه شکل گرفته و قداست می‌یابند و سر انجام بتهای نمایشی، که خاستگاه و پرورشگاه آنها صحنه‌های بازیِ سنتهای جهان‌بینی است.” [۹]

رنه دکارت، فیلسوف، ریاضی‌دان و فیزیک‌دان مشهور عصر روشنگری است او به همه چیز با دید شک مینگرد و با شکاکیت رادیکال به جهان نگاه میکند او فلسفه‌اش را بر اساس اصل بنیادین گزاره مشهورش ” می اندیشم پس وجود دارم” بنا نهاده است .

دیوید هیوم، از فیلسوفان اسکاتلندی و از پیشروان مکتب تجربه‌گرایی بود. او نقادی بی رحم و گستاخ بود که مفهوم علیت را مورد نقد قرار داد و آنرا به عادت و پیامد بر گرداند. او در واقع با کل متافیزیک و بینش مذهبی در می افتد. زمانی که به الحاد متهم شد، گفت: باید بگویم که کفر خود را می‌پذیرم. او کسی بود که بر کانت تأثیر بسیاری گذاشت. این جمله کانت معروف است که: هیوم من را از خواب جزم اندیشم بیدار کرد. 

تفاوت ایرادگیری سنتی با انتقاد مدرن در این است که در ایرادگیری سنتی این درک و اراده وجود ندارد که می‌توان با تکیه بر ارزشهایی مانند همبستگی، حفظ محیط زیست، مهرورزی، مهربانی و غیره… طرحی نو در انداخت و جهانی ساخت که ایرادهای کنونی را نداشته باشد. میتوان با نقد مدرن و مبارزه با خشونت، تبعیض و بهره کشی، این سه عامل مهم در بی ثباتی جهان تلاش کرد تا دنیای بهتری برای همه انسانها فارغ از دین و مذهب، ملیت، رنگ و نژاد به وجود آورد.

تفکر انتقادی
فرایند درست اندیشیدن، تشخیص، تحلیل و ارزیابی همه جنبه های پدیده مورد نظر بر پایه دانش همراه با پرسشگری و نقد پیش داوریها است. “مشخصه دانش و فلسفه راستین این است که شک و پرسش را روا میداند. معنای نخستین اندیشه انتقادی همین روا داشتن شک و پرسش است. شک و پرسش موتور دانش است.” [۲]

پرسشهای راهنمای تفکر انتقادی که انسان همواره میپرسد:
چیزی جور در نمیآید، چرا چنین است؟ باید چنین باشد؟ میتواند جز این باشد؟

“اندیشه انتقادی را در سه معنا میتوان به کار برد:
۱) هم پرسشگری و پیگیری در پرسندگی است – و از این نظر پایه هرگونه دانشجویی و دانشوری حقیقی است،
۲) هم به طور خاص به رویکردی در فلسفه سیاسی و اجتماعی گفته میشود،
۳) و هم منطق کاربردی و نوعی اُرگانون (ابزار) سنجشگری است.” [۲]

در جهان امروز، تفکر انتقادی یکی از مهارتهای زندگی برای درست زیستن هر انسانی است، صرف نظر از این که در چه عرصه ی تخصصی فعالیت میکند.

 

مفهوم مدرن نقد در ایران
در آستانه عصر جدید ایرانی در زمان مشروطیت، پیشگام نقد مدرن در ایران میرزا فتحعلی آخوند زاده نویسنده کتاب مشهور “مکتوبات” است. انتقادگری او با مقاله‌ای که در نقد کتاب تاریخ روضه الصفای ناصری نوشت آغاز شد. این کتاب اثر رضا قلی خان هدایت مورخ دربار ناصرالدین شاه بود.

“آخوندزاده در رساله‌ی انتقادی خود از شیوه‌ی بیان این مورخ که خواسته بود در طریق مورخ قرن نهم خواندمیر پیش رود و بیگانگی خود را با جهان تاریخی را با درازگویی و صنایع کهنه‌ی ادبی پوشانده  بود، ایراد می‌گیرد و این ایرادگیری را آگاهانه “ایراد” می‌نامد و نیز “قرتیکا” یا “کرتیکا”. او کرتیکا را راهگشای آگاهی مدرن می‌داند و می‌نویسد، اگر این رویکرد که در اروپا متداول است، در ایران نیز رواج یابد، موجب “ترقی” نسلهای آینده خواهد شد.” [۲] او عنوان میکند که برای ترقی نسلهای آینده به تقدس زدایی نیازمندیم.

آخوند زاده مولوی و سعدی را نیز مورد نقد قرار میدهد. او نصیحت‌گری سنتی را بیهوده می‌داند در مورد سعدی میگوید “اگر نصایح و مواعظ موثر می شد گلستان و بوستان شیخ سعدی رحمت الله، من اوله الی آخره وعظ و نصیحت است. پس چرا اهل ایران در مدت ششصد سال هرگز ملتفت مواعظ و نصایح او نمی‌باشند؟”[۱]

یکی از انتقادهای مشهور آخوندزاده کریتِکایی است که درباره‌ی مولوی نوشته است. او مولوی را به پریشان‌گویی متهم می‌کند. معتقد است که “اکثر مطالبش، به غیر از حکمت و افسانه های با مزه، کهنه و مندرس و بی لذت است، و بلکه اقوال بی معنایی است که با تکرار های کسالت انگیز به قلم آمده است”. [۱]

اما نقدی که امروزه در ایران مشاهده میشود مفهوم نقد مدرن نیست زیرا که زاویه دید محدود دارد مقدسی را مورد ایراد قرار میدهد اما همزمان مقدس دیگری را میپروراند در ارزیابی ها نقش خودی و غیر خودی تاثیر بسزایی دارد به شکلی که خودی ها رعایت میشوند و غیر خودی ها ملامت! عرصه نقد تبدیل به عرصه کشتی و رقابت شده است برای نشان دادن اینکه “من بیشتر از دیگری میفهمم”!

منابع:

۱. http://zamaaneh.com/nikfar/2006/09/post_7.html
۲. -نیکفر، محمد رضا، (۱۳۹۶) درسگفتارهای تفکر انتقادی، دانشگاه ایران آکادمیا
۳. آخوند زاده، میرزا فتحعلی، مکتوبات، انتشارات ” مرد امروز ” خرداد ۱۳۶۴
۴. https://en.wikipedia.org/wiki/Criticism
۵. https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/criticism
۶. http://philosophy.hku.hk/think/critical/ct.php
۷. https://plato.stanford.edu/entries/kant/
۸. نیکفر،محمد رضا، (۱۳۹۶) اندیشه انتقادی درآمدی بر فلسفه سیاسی/ جلسه ششم و هفتم
۹. http://zamaaneh.com/nikfar/2006/12/post_43.html
۱۰. گفتار در روش درست به‌کاربردن عقل، ترجمه محمدعلی فروغی
۱۱. https://fa.wikipedia.org/wiki/دیوید_هیوم
۱۲. ایمانوئل، کانت، در پاسخ به پرسش: روشنگری چیست؟ / ترجمهی یدال موقن
۱۳. استارکی، لارن، ورزیدگی در تفکر انتقادی، ترجمه، حمید پرنیان، انتشارات زمانه
۱۴. http://ic.tums.ac.ir/Images/UserFiles/12/file/2.pdf

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)