هر اندازه که به تاریخ سر رسید اولین مرحله از تحریم های آمریکا علیه جمهوری اسلامی نزدیکتر میشویم و هر اندازه که دورنمای پیدا کردن راهی برای دمیدن نفسی برجنازه به جای مانده برجام کم رنگتر میشود، به همان اندازه هم جنگ لفظی بین مقامات رژیم و سران آمریکا شدت بیشتری مییابد. یک روز بعد از سخنرانی خامنه ای در جمع کارکنان وزارت خارجه که در آن گفته بود به آمریکا اعتماد نکنید و همزمان از سیاست روحانی در مقابل آمریکا دفاع کرده بود، اینبار روحانی با پشتوانه سخنان خامنه ای وارد میدان شده و اعلام کرد که کشورش نمی پذیرد که مورد تهدید قرار گیرد. او دن کیشوت وار با اسب چوبین اش وارد میدان خیالی جنگ شده و گفت که صلح با ایران ” مادر صلح ها ” و جنگ با ایران “مادر جنگها”ست. هنوز ساعتی از سخنان روحانی نگذشته بود که ترامپ در تویتری خطاب به او نوشت که “هرگز آمریکا را تهدید نکنید وگرنه با پیامدهائی روبرو خواهید شد که کمتر کسی در ناریخ دیده است”. بعد از آنها نوبت به مقامات پائین تر رسید. وزیر خارجه آمریکا چند ساعت بعد از تهدیات روحانی در جمع بخشی از ایرانیان ساکن آمریکا که در رویای رژیم چنج بی تابی می کنند، حضور یافته و به انتقاد از حکومت “مافیائی جمهوری اسلامی که چهل سال است از مردم ایران دزدی می کند و با آن به اقدامات تروریستی در منطقه و سرکوب بیرحمانه در داخل”، دست می زند پرداخت . در مقابل سخنگوی وزارت خارجه ایران یک روز بعد سخنان وی را “مصداق بارز دخالت و ناقض تعهدات بین المللی آمریکا” خوانده و ادامه داد که “اقلیت جنگ طلب فعلی آمریکا به هیچ یک از اصول وهنجارهای اخلاقی ، انسانی و حقوق بین المللی پایبند نیستند” هر چند که او زبان دیپلماتیک بکار برد ولی در این میان محسن رضائی مشاور خامنه ای ودبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین تهدید به انهدام نیروهای نظامی آمریکا در منطقه نمودند. 

اگرچه اتهامات مقامات دو کشور علیه یکدیگر اتهامت واقعی هستند ولی آشکارا باید گفت که ربطی به منافع مردم این دو کشور نداشته و هیچکدام از این دو در مقامی نیستند که پرچم دفاع از اخلاقیات مترقی و یا جنگ علیه تروریسم را در دست بگیرند. یکطرف این جنگ لفظی یعنی دولت آمریکا به مثابه عظیم ترین قدرت امپریالیستی جهان، تاریخی مملو از تجاوزات آشکار به حقوق مردم جهان و مردم آمریکا دارد. کارنامه ای که در آن کودتا در کشورهای مختلف، پشتیبانی از مرتجعترین رژیمها در چهار گوشه جهان و دستکم بیش از پانزده سال به خاک و خون کشیدن مردم خاورمیانه را در خود جای داده است. 

طرف دیگر این جنگ لفظی رژیمی است که از همان روز اول به قدرت رسیدنش، تهاجم به انقلابیون و آزادیخواهان، تهاجم به زنان، سرکوب جنبش انقلابی کردستان و بالاخره تهاجم به هر چیزی که ترقیخواهانه و پیشرو بود را سازمان داده و تقویت جریانات ارتجاعی در منطقه را در کارنامه خود دارد. 

در عین حال بخشی از این جنگ لفظی برای هر دو طرف مصرف داخلی دارد. ترامپ هنوز هم بعد از گذشت یکسال و نیم از عمر ریاست جمهوری اش با اتهامات متعددی روبروست. او برای حفظ پایه های راسیستی و فاشیستی خود نیاز به جنجالهای تبلیغاتی، هجوم به رنگین پوستان و مهاجرین، هجوم به زنان و ظاهر شدن در قامت ابرقدرتی بی همتا و در این رهگذر قطبی کردن جامعه آمریکا دارد. 

اما سران جمهوری اسلامی اوضاعشان بسیار وخیم تر از دولت ترامپ است. اینان با عمیق ترین بحران اقتصادی و سیاسی حیات خود روبرو هستند .فشار عظیم این بحرانها هر روز بخش جدیدی از مردم را به صف جنبش اعتراضی علیه رژیم میکشاند. رژیم هنوز از لرزه های خیزش تیرماه بیرون نیامده که با پس لرزه های آن مواجه میشود.این دیگر فقط یک تغییر کیفی در مبارزات کارگری و گسترش آنها نیست که آشکارا به چشم میخورد، بلکه روزی مالباختگان به خیابان میایند، روز دیگر بی آبی مردم را به اعتراض وا میدارد، روزی بازاریان دست به اعتراض میزنند، روز دیگر زنان خیابان انقلاب حجاب برمی افکنند و جوانان از هر فرصتی برای شورش بهره می جویند. واقعیتش این است که سران رژیم نه تنها برای هیچکدام از این مصائب و معضلات اجتماعی راه حلی ندارند، بلکه انتشار ارقام نجومی اختلاسها، دزدیها و هزینه سیاست ماجراجویانه رژیم در منطقه در شرایطی که نیم بیشتری از مردم زیر خط فقر زندگی میکنند ،هم چون پتکی برسر مردم فرود میاید. 

عراقی معاون وزیر خارجه ایران میگوید “امیدواریم به جائی نرسیم که نگذاریم دیگران نفت صادر کنند”. او بهتر از همه میداندکه با شروع تحریم ها حتی اگر جمهوری اسلامی بتواند تا حدودی نفت صادر کند ، با توجه به تحریم دلار آمریکا که ازپانزدهم مرداد ماه آغاز خواهد شد، ایران دسترسی به دلار نداشته و بنابراین قادر نخواهد بود که در ازاء ارائه کالا، دلار دریافت داشته ودر ازاء دریافت کالا ویا خدمات دلار بپردازد.بالا رفتن قیمت دلار در هفته ها و روزهای اخیر پیش در آمدی بخشی از تأثیرات نزدیک شدن به شروع تحریم هاست.در عین حال در کنار تحریم دلار، تحریم اوراق بهادار ایران، تحریم طلا وفلزات گرانبها، تحریم خودروسازی، تحریم هواپیماهای مسافربری و تحریم محصولات ایران را هم باید اضافه نمود. در واقع لاف وگزاف ها وتهدیدات سران رژیم چیزی جز خاک پاشیدن به چشم مردم و کوشش برای مهیا کردن زمینه سرکوب اعتراضات به بهانه وجود تحریم ها و جنگ با آمریکا نیست. 

خیزش دیماه و اعتراضات بی وقفه بعد از آن نشان داد که جامعه ایران آبستن تحولات عمیقی است. هورا کشیدنهای اپوزیسیون بورژوائی برای تهدیات ترامپ، آتش بازی ناسیونالیستها در مرزها و یا دعوت رژیم از مردم برای مقاومت در مقابل تحریم نباید ذره ای از اراده مردم برای گسترش اعتراضات علیه رژیم بکاهد. هر گونه امید بستن به سیاستهای آمریکا و متحدین منطقه اش علیه جمهوری اسلامی همان اندازه خطرناک است که افتادن به دام سیاستها وتبلیغات فریبکارانه رژیم. 

رمز پیروزی مردم در این خواهد بود که خود سرنوشت خود را در دست بگیرند. در این میان طبقه کارگر باید با سازماندهی خود در تشکلهای سراسری، ساختن حزب سیاسی خویش و قرار گرفتن در رهبری جنبشهای اجتماعی و اعتراضات مردم، سرنوشت جامعه را به سود انقلاب و به سود پایان دادن به بردگی مدرن رقم بزند. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)