حدود هفت ماه از خیزش سراسری دی ماه ۹۶ که لرزه بر اندام رژیم جمهوری اسلامی انداخت می گذرد. روشن بود که آن خیزش تهیدستان شهری که حدود صد شهر ایران را فرا گرفت، پدیده ای ناگهانی و به مانند غرش رعد در آسمان بی ابر نبود. این خیزش ریشه در تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، سه، چهار دهه گذشته در ایران داشت. آن خیزش اگر چه در شکل هماهنگ و سراسری و خروشنده آن بعد از ده روز فروکش پیدا کرد، اما در شکل اعتراضات و اعتصابات کارگری، مبارزات توده ای و اعتراضات اقشار مختلف مردم علیه وضعیت موجود ادامه دارد.

بنا به گزارش خبرگزاری هرانا حدود ۲۰۰ نفر از کارگران بازنشسته کارخانه کیان‌تایر از صبح روز سه شنبه ۲۶ تیرماه همزمان با موعد پرداختِ اقساطِ سنواتِ ایام اشتغال خود، در اعتراض به عدم مدیریت شرکت به مطالباتشان مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کرده‌اند. در همین روز جمع کثیری از کارگران شهرداری فسا در استان فارس نسبت به عدم دریافت حقوق خود مقابل ساختمان شورای شهر، تجمع اعتراضی برگزار کردند. همزمان و در همین روز جمعیت نسبتا وسیعی از مالباختگان مؤسسه کاسپین در شهرهای تهران و رشت دست به اعتراض زدند.

باز در همین روز سه شنبه جمع وسیعی از کارمندان جزء بازنشسته بانک های مختلف از سراسر ایران به تهران آمده و در مقابل صندوق بازنشستگی بانک‌ها تجمع اعتراضی برپا کردند. آنها اعلام کردند که از شرایط بد معیشتی خود به ستوه آمده‌اند و خواستار کاهش هزینه بیمه درمانی و اختصاص بیمه مکملِ باکیفیت برای خود و افراد تحت تکفل خود شدند. این چند نمونه از اعتراضات روز سه شنبه در واقع برشی از اوضاع عمومی ایران است.

اگر به این تصویر، اعتصاب و اعتراضات گسترده کارگران گروه ملی فولاد اهواز، تجمع اعتراضی وسیع کارگران کارخانه هپکو، اعتراضات هزاران تن از کارگران صنعت نیشکر هفت تپه به بلاتکلیفی شغلی، اعتصاب سراسری رانندگان کامیون، اعتراضات مردم کازرون، اعتراضات توده ای در استان اصفهان و سپس خوزستان به دلیل کم آبی، اعتراضات مردم سنندج به ناامنی جاده ها و … را اضافه کنیم، می بینیم که اعتصابات کارگری و اعتراضات روزانه مردم به جان آمده به بخشی از واقعیت جامعه ایران تبدیل شده است.سران رژیم می دانند که گسترش فقر و فلاکت اقتصادی، سونامی بیکاری، افزایش هر روزه قیمت کالاها و خدمات مورد نیاز و درماندگی نهادهای حکومتی در پاسخگویی به خواسته های مردم، زمینه عینی تداوم این اعتراضات را فراهم آورده است.

اما آنها فریبکارانه تلاش می کنند که آمریکا و توطئه دشمنان خارجی را عامل اصلی اوضاع آشفته کنونی معرفی کنند. سران رژیم با فرافکنی تلاش می کنند که ذهنیت کارگران و توده های مردم را از موضوع مبارزه برای تحقق مطالباتشان به انحراف بکشانند. سران رژیم تقلا می کنند که پیکان نبرد فعالین جنبش های اجتماعی و اعتراضی در جامعه علیهدشمن داخلی را به دشمن خارجی تغییر جهت دهند.

اینها در حالی است، که فعالین و تلاشگران جنبش های پیشرو اجتماعی در ایران به خوبی می دانند، که پیامد اجرای سیاست های نئولیبرالی و تحمیل بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی در طی سه، چهار دهه گذشته است که بستر اصلی گسترش اعتراضات کارگری و توده ای را فراهم کرده است. الگوی اقتصاد بازار آزاد که از همان سالهای بعد از پایان جنگ برای رشد و توسعه اقتصادی ایران اتخاذ شده بود و دولت های مختلف در نظام سرمایه داری اسلامی از دولت های محافظه کار رفسنجانی گرفته تا دولت های خاتمی اصلاح طلب و از کابینه های احمدی تژاد تندرو گرفته تا دو کابینه روحانی اعتدال گرا همه بر آن پافشاری می کردند، نمی توانست پیامدی جز تحمیل بیکاری میلیونی و فقر و فلاکت بی سابقه به کارگران و اکثریت مردم ایران در بر داشته باشد.

در نتیجه اتخاذ این سیاست ها و نهادینه شدن فساد مالی و اداری در ساختار حکومتی و اختلاس و دزدی های کلانی که انجام گرفته، سود و سرمایه های عظیمی در دست اقلیت طبقه سرمایه دار و صاحبان قدرت و آقا زاده ها انباشت شده و دره بین فقر و ثروت به طور بی سابقه ای عمیق تر شده است. روند رو به گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری برای دستیابی به خواسته های عاجل، رشد جنبش های اعتراضی علیه اوضاع موجود و مقاومت زنان به پهنای ایران علیه قوانین و سیاست های زن ستیزانه و نظام آپارتاید جنسی، واکنش اجتناب ناپذیر اقشار محروم جامعه به نتایج سیاست های اعمال شده از جانب رژیم حاکم بوده است.

بنابراین تا زمانی که بیکاری و فقر و فلاکت اقتصادی بیداد می کند و رژیم جمهوری اسلامی غیر از تشدید سرکوب پاسخ دیگری برای عبور از این اوضاع فاجعه بار ندارد و در شرایطی که خیزش دی ماه و تداوم اعتصابات کارگری و جنبش های اعتراضی توازن قوای و شرایط ذهنی مناسب تری را به نفع جبهه مبارزه علیه حمهوری اسلامی فراهم آورده، خیابان همچنان می تواند میدان ابراز وجود کارگران و مردم زحمتکش و زنان عاصی از نظام آپارتاید جنسی و پاسخ آنان به بحران ویرانگر موجود باشد. 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)