چند سال پیش، برای کار با دوستم؛ که مردی سفید پوست و به تازگی از کالج فارغ التحصیل شده بود، در یک فیلم کوچک با بودجۀ محدود داوطلب شدم. بیایید از این به بعد او را جورج صدا بزنیم. او نمیتوانست از عهده پرداخت حقوق مناسب به من بر بیاید، در عوض او مبلغی را که به سختی هزینه زندگی من برای یک ماه را پوشش می داد، پرداخت کرد. من موافقت کردم، بخشی از این موافقت به دلیل دوستی بود، اما بیشترش به خاطر که من به این پول احتیاج داشتم. حدود یک هفته از تولید فیلم گذشته بود و من مشغول آماده کردن یک صحنه در اتاق نشیمن بودم. همانطور که به زمان فیلم برداری نزدیک میشدیم، جورج به طور فزاینده بی قراری شد. بنابراین به جای کمک به من، یک کیسه پلاستیکی را در مقابل من قرار داد و به من دستور داد تا “زباله های لعنتی” را جمع کنم.

من به سوء استفاده جورج فکر نکردم؛ من فکر می کنم که حتی در تایید دستورش سرم را تکان دادم و کیسه زباله ای را که کنار پای من قرار داشت برداشتم، تا اینکه شخص دیگری دلیل رفتار جورج را برایم توضیح داد؛ جورج  رفتاری خصمانه با زنان داشت، آنهم فقط با زنان. او با مردان به عنوان همتایان و با زنان به عنوان افرادی کمتر از خودش رفتار میکرد.

آنها به من گفتند: “تو متوجه دلیل رفتارش نشدی؟ “جورج یک زن ستیز حرامزاده است.”

من به فکر فرو رفتم. چطور متوجه زن ستیز بودن جورج نشدم؟

این اولین باری نبود که من توسط همتای مرد مورد بد رفتاری قرار میگرفتم. بالاخره، من یک زن هستم و طبیعتا شاهد سوت زدن مردان در خیابان بوده ام، در مکان های عمومی توسط مردان دستمالی شده ام و به خاطر ظاهرم و نه عملکردم، مورد انتقاد آنها قرار گرفته ام. من از دو دهه پیش و از زمان تولد، مجبور به زندگی در جامعه ایی مرد سالار شدم. اما من از رو در رویی با کسانی که با من بد رفتاری میکنند، نمی ترسم. من یک بار در مقابل یک موسیقیدان جاز معروف – که درست پس از اتمام کالج برایش کار می کردم – ایستادم و زمانیکه او گفت که “مثل یک دختربچه رفتار میکنم”، به او پیشنهاد دادم که به فردی بالغ تلفن بزند تا بتوانیم یک گفتگوی بالغانه داشته باشیم. بنابراین من می دانم زن ستیزی چیست و چگونه رخ میدهد، و من می دانم که چگونه با این نوع حملات مبارزه کنم.

اما جورج همجنسگرا است. و من نمی دانستم که مردان همجنسگرا هم می توانند زن ستیز باشند.

مردان همجنسگرا مانند بقیه ما محصول ساختار اجتماعی پدرسالارانه هستند که نظریه پردازان فمینیست آنها را عامل اصلی ظلم و ستم بر زنان در فرهنگهای در سراسر جهان میدانند. این مساله جدیدی نیست. با این حال، زن ستیزی مردان همجنسگرا می تواند خطرناکتر باشد زیرا آنها میتوانند به راحتی در بین سرسخت ترین فمینیست های لزبین مانند من، نفوذ کنند. ما به طور ناخودآگاه، تمایلات زن ستیزانه مردان همجنسگرا را، به خصوص به هنگام استفاده از کلماتی مانند، زن جادوگر، نادیده میگریم. و هرچه بیشتر ما این تمایلات را نادیده میگیریم، فرصت بیشتری به نفوذ کسانی که مدت ها فکر می کنیم که برادران ما هستند، میدهیم.

در یک مصاحبه بحث برانگیز با The Guardian، رو پال، به اینکه اگر او میدانست که یکی از رقبا به نام – Peppermint – یک تراجنسی است ، هرگز او را در رقابت ها نمی پذیرفت، اعتراف کرد.

او می گوید: “از زمانی که اجرای برنامه با لباس مبدل توسط مردان انجام نمیشود،کنایه اش را از دست داده است. مبدل پوشی در اصل یک بیانیه اجتماعی و بزرگترین اعتراض برای فرهنگ سلطه گر مردانه است.”

آنچه که من را در مورد این استدلال نگران میکند این است که یک مرد همجنسگرا، که ظاهرا به نفی سلطه مردان اعتقاد دارد، به شکل اغراق آمیزی بر تقلید زنانه تأثیر می گذارد. بعضی از فمینیست ها تا جایی که شبیه به سیاهپوستان شوند، در این مساله پیش میروند. به نظر می رسد: “هنگامی که مردان لباس مبدل می پوشند و ظاهرا زنان را تقلید میکنند، اغلب بسیار جنسیت زده هستند و شبیه به سفیدپوستانی که،اقلیت های نژادی را تقلید میکنند، میشوند.” من صادقانه می گوییم که به همه جزییات فرهنگ مبدل پوشی اشراف ندارم، اما این سوال پیش می آید: چرا در آوردن ادای یک زن توسط یک مرد، و ارائه درک او از زنانگی، سرگرم کننده است؟

انسانیت در سطح جهانی، مبتنی بر این ایده است که برای صعود به ارتفاعات جدید، باید به روی دیگران پا بگذاریم. تعصب و تبعیض وجود دارد حتی در جوامع به حاشیه رانده شده، و بیشتر ما در برابر پذیرش این حقیقت مقاومت می کنیم و بیشترین انرژی را صرف مبارزه با یکدیگر می کنیم. من تمام پاسخ های این معضل را نمی دانم، اما می دانم که اولین قدم با آگاهی آغاز می شود؛ با محکوم کردن زن ستیزی وقتی که شاهد آن هستیم. و فضای سیاسی مناسب باید انگیزه ی ما برای دستیابی به راه های بهتر و پاسخ های درست تر باشد.

مردی که با افتخار در مورد پرخاش اش نسبت به زنان صحبت میکند، اکنون رئيس جمهور کشور ما است. زمانی بهتر از اکنون برای ایجاد جبهه مقاومت کاملا متحد وجود ندارد. جهانی را تصور کنید که مردان همجنسگرای سفید پوست  زن ستیزی مسموم را رد میکنند و درعین حال به زنانگی قدرتمند احترام میگذارند. شروع این مساله با پذیرش است؛ قبول کنید که “کارت ستم”، شما از این مکالمات دشوار رها نمیکند. قبول کنید که لازم نیست خود و دیگران را به فمینیست بودن متقاعد کنید. در عوض، فضاهایی برای یاد گیری و یافتن راه حل به منظور توانمندسازی جوامع محروم فراهم کنید.

ما همه جا هستیم، آزاد و برابر:

‏‎فیس بوک ما:

وب سایت ما:‏
‏‎صفحه خبر وب سایت :
اینستاگرام ما:
‏dharma_martia
توییتر ما:
‏@DharmaMartia ‏‎
کانال تلگرام ما:
‏‎همکاران ما:
‏‎‏رسانه همیاری: ‏‎‏
‏‎‏ فضای اختصاصی دارما و مارتیا در تریبون زمانه:
سایت پلنت ترنسجندر:

منبع:
https://www.advocate.com/commentary/2018/7/20/gay-men-can-be-misogynists-too

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)