آب شور و هوای آلوده در کنار دهها معضل اجتماعی دیگر، عرصه زندگی را بر مردم استان خوزستان بیش از پیش تنگ کرده است. بر اساس گزارش‌ها میزان آلودگی و شوری آب در شبکه آبرسانی خرمشهر و آبادان در سه روز گذشته به شش برابر حد مجاز رسیده و عملا آب آشامیدنی در این منطقه را غیرقابل استفاده کرده است.

در روزهای گذشته در پی تشدید این وضعیت، شهرهای استان خوزستان به صحنه تظاهرات و تجمعات اعتراضی علیه نبود آب آشامیدنی تبدیل شدند. به دنبال تظاهرات مردم خرمشهر این اعتراضات به ماهشهر، اهواز و آبادان، سربندر، بندر خمینی و کوت عبدالله نیز کشیده شد. تظاهر کنندگان مسیر جاده اهواز ـ آبادان را بستند. اعتراض‌ها به نبود آب آشامیدنی در خرمشهر، شبانگاه شنبه نهم تیرماه به خشونت کشیده شد. نیروهای امنیتی رژیم با سلاحهای گرم، معترضان را هدف قرار دادند. گزارشهای رسیده حاکی است که دستکم یک نفر در این اعتراضات کشته شده است و دهها نفر زخمی شده اند. هم اکنون یک حکومت نظامی اعلام نشده ای در بیشتر شهرهای استان خوزستان در جریان است و تا کنون دهها نفر نیز بازداشت شده اند. 

در اینکه بحران آب یکی از بحران های جدی امروز و فردای ایران است و این کشور در آینده ایی نه چندان دور با فاجعه کم آبی روبرو خواهد شد، شکی نیست. و در این هم شکی نیست که جمهوری اسلامی در کنار عوامل طبیعی یکی از مسببین بحران آب در ایران و در واقع اصلی ترین آن است. اینکه جمهوری اسلامی در این زمینه چه خطاهایی مرتکب شده است، امروز ورد زبان همگان است و کارشناسان محیط زیست در راه افشای این خطاکاریها و ندانم کاری ها یا جان خود را از دست داده اند و یا در گوشه زندان افتاده اند. وقتی مدیریت منابع این کشور بدست آدم کودن، فریب کار و مرتجعی چون احمدی نژاد سپرده می شود، کسی که ادعا می کند در جریان سخنرانی او در سازمان ملل هاله ایی از نور به دور سرش کشیده شده بود، نباید انتظاری بیش از این داشت. البته از حق نگذریم که نه پیشینیان وی و نه آنهائی که بعد از او آمدند در این زمینه ها دست کمی از وی نداشته اند و ندارند. اما چرا استان خوزستان باید نخستین قربانی بحران آب در ایران باشد؟ 

بیشتر آب هایی که از رشته کوههای زاگرس در غرب ایران سرچشمه می گیرند، طولانی ترین مسیر را در استان خوزستان دارند و ا ز طریق این استان به اروند رود و خلیج فارس می ریزند. پر آبترین رودخانه های ایران در خوزستان جریان دارند. رودخانه های “دز، کارون، مارون، کرخه، جراحی، شاوور و زهره” همگی در استان خوزستان جریان دارند و هر کدام از آنها به چند شاخه نیز تقسیم می شوند. در این منطقه بزرگترین سدهای ایران بنا شده اند، تا آب این رودخانه ها را برای مدیریت درست مصرف، مهار کنند. اما با این وجود،چر آب آشامیدنی مردمی که در جوار چنین حجم عظیمی از آب شیرین زندگی می کنند، شور شده است؟ چرا فاضلآبهای شهر اهواز به درون شبکه لوله کشی آب آشامیدنی نشت می کنند؟ چرا ساختار های شهری جوابگوی نیازهای مردم در شهر ها نیست؟ مگر نه اینکه خامنه ای پروژه رساندن جمعیت ایران به ۱۵۰ ملیون را در دستور گذاشت و در قدم اول زنان اقشار تهیدست و محروم جامعه را از وسایل جلوگیری از بارداریهای ناخواسته محروم کرد؟ جرا حاصلخیز ترین زمینهای کشاورزی این استان به تدریج به شوره زار تبدیل می شوند؟ “سد گتوند” را چه نهادی ساخت و کوههای نمک را بدرون آب شیرین استان روانه کرد؟ سپاه پاسداران که امروز مردم خرمشهر را به گلوله می بندد، چرا جوابگو نیست؟ داستان فروش آب به کویت و عراق را عمدا عمده می کنند تا بر چنین افتضاحاتی سرپوش بگذارند. واقعیت این است که کمبود آب آشامیدنی در استان خوزستان از نمونه های مجسم، فساد، دزدی، بی کفایتی و نامسئول بودن رژیم اسلامی در قبال تامین اولیه ترین نیازهای اکثریت مردم این کشور است.

اما ما در مورد کشوری صحبت می کنیم که بر دریای از ثروت های طبیعی نشسته است. در کشوری که بیشترین تنوع آب و هوایی را دارد. در کشوری که در آن رشد سرمایه داری همراه خود طبقه کارگر وسیعی را بوجود آورده است که دارای تخصص نسبتا بالائی است. بخش وسیعی از افراد این طبقه از تحصیلات متوسطه و حتی عالی برخوردار هستند. حاصل استثمار این وسیع ترین بخش جامعه هم به جیب دولت و سپاه و بنگاه های وابسته به آن ها می رود. آری در چنین کشوری است که مردم آن با کمبود آب روبرو هستند. کم نیستند شمار کشورهای که یک هزارم امکانات طبیعی برای تأمین آب ایران را ندارند اما در آن جا کمبود آب، آن هم آب آشامیدنی حتی به فکر کسی خطور هم نمی کند. 

اما مبارزات مردم این منطقه، چه آن هنگام که مردم کازرون به بهانه تقسیم اداری شهرشان به خیابان ها ریختند، چه آن هنگام که مردم اهواز به بهانه انکار ملیت شان به اعتراض و تظاهرات پرداختند و چه امروز که مردم خرمشهر بر سر کمبود آب با نیروهای رژیم درگیر شده اند، در همه این موارد محتوای واقعی اعتراض شان بر علیه کلیت رژیمی است که نان و آب و آزادی آنها را به گروگان گرفته است، برعلیه رژیمی است که در رأس بدترین های جهان از هر لحاظ قرار دارد.

از لحاظ دیکتاتوری و سرکوب، فساد اداری و مالی، دشمنی با محیط زیست، حاکم کردن قوانین ارتجاعی، بی کفایتی در روبرو شدن با رویدادهای طبیعی، در همه این موارد جمهوری اسلامی از جمله سرآمدهای جهان است، در این کشور شاهد بیشترین درصد بیکاری، بیشترین شمار کودکان محروم از تحصیل، بالاترین رقم مردمی که زیر خط فقر زندگی می کنند، بالاترین درصد معتادان، بالاترین درصد بیسوادی، پائین ترین سطح حداقل دستمزد، را شاهد هستیم. در این کشور زنان رسما از لحاظ حقوق سیاسی و اجتماعی نیمه مردان به حساب می آیند، ایجاد تشکل کارگری، ایجاد حزب سیاسی، ممنوع است. تبعیض ملی به وسعت همه ایران اعمال می شود. افراد و گروه های به خاطر عقاید و باورهایشان به زندان می افتند و یا از حقوق اجتماعی محروم می شوند.

براستی چنین منجلابی را جز با رود خروشان انقلاب، با چه وسیله دیگری میتوان از صحنه جامعه ایران پاک کرد؟

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)