این نوشته برای  از هم باز کردن گزارش منتشر شده توسط رادیو زمانه است. اینجا هیچ هدفی برا ی حمایت از فرد یا افراد مشخصی  دنبال نمی شود یا اصلن در تحلیل کارهای  اقای  داریوش اشوری نیست.  برای این خواننده  فقط جای حیرت است که سایتی  که در جذب خوانندگان با انتشار مطالب  اجتماعی موفق بوده است بنوعی نشان از گرفتار بودن در  کنکانش با  افراد دیگر دارد و در این میان  بیشتر ما را به اندیشه وا می دارد که  ایا داریوش اشوری از  تز امتناع عبور کرده است. ما  پیش از این که بتوانیم این را از خود بپرسیم نویسنده  گزارش دست بکار شده و انرا نتیجه گیری کرده است.   


گزارشی در سایت رادیو زمانه به تاریخ ۰۱ تیر ۱۳۹۷ با تیتر  انتشار ویراست دوم «زبان باز» و نگاهِ «نگاه نو» به داریوش آشوری بصورت ان لاین قرار گرفت.

در  متن کوتاه این گزارش اورده شده است:
داریوش آشوری، تنها خرده نگرفته و از «امتناع» سخن نگفته، دست اندر کار شده تا راه رهایی زبان را برای تبیین بگشاید.*

باد دیدن تیتر متن گزارش انتظار میرفت که یک گزارش از کتاب داریوش اشوری هدف  نویسنده ی گزارش  باشد. اما در نوشته بالا  نویسنده خواننده را به تز امتناع  برگشت میدهد. تز امتناع تا انجا که من می دانم با کتاب امنتاع  از تفکر در فرهنگ دینی از ان ارامش دوستدار است.  نویسنده  ی گزارش یاد اور می شود که  نویسنده ی تز امتناع یعنی ارامش دوستدار فقط ااز امتناع سخن گفته است.  احتمالن این اشاره فقط به کتاب دوم ارامش دوستدار با ان تیتر نیست بلکه اشاره ی کلی است به فرد  ارامش دوستدار که در حد سخن گفتن از امتناع محدود مانده است. این محدود ماندن در جمله بعدی نویسنده یعنی  بلکه دست اندر کار شدن داریوش اشوری روشنتر می شود. 
  فهمیدن ان عبارت بدون انکه خواننده ای بداند منظور از امتناع چیست ممکن نیست.  ان ناروشنی  اگاهانه  جمله ی نویسنده را موکدن به کنایه  تبدیل می کند همینطورکه  که فقط خرده گرفتن هم در امد ان اورده است.  بعد از ان  لیستی از کارهای اقای داریوش  اشوری اورده شده است. 
 این کنایه هم زمان در رد تز امتناع هم میتواند فهمیده شود.  یعنی افرادی چون اقای داریوش اشوری که  مشکلی با اندیشدین و کار با ثمر اندیشه ندارند.   
برای من خواننده ضرورت اوردن ان عبارات اصلن روشن  نیست. یک  قیاس میان  داریوش اشوری بعنوان  فردی که  با اندیشه ی راهگشا  از محصولات فکری  دارد و میان فردی که  در  خرده گرفتن از امتناع درجا  زده است  یعنی ارامش دوستدار (از نظر نویسنده ی ان گزارش).
 یک سوال اینکه   ایا  میبایست ازین ببعد نام هر نویسنده ی فارسی زبان را  در بربر ان امتناع   قرار دهیم یا اقای داریوش اشوری یک نمونه ی خاص  برای این قیاس هستند؟ چون ما اکادمیسین های فارسی زبان داشته ایم که  کتاب منتشر می کنند حتا در زمینه ی زبان. برای من این خاص بودن یا نوعی   راهگشا بودن اندیشه ی اقای داریوش اشوری  روشن نیست. یعنی اندیشه  های اقای داریوش اشوری  راهی را از بن بست فکری زبانی تاکنون  ایرانیان گشاده اند. من  تحلیل دیگری از ان متن ندارم. سوال دیگر اینست ایا   نوعی تایید  به بن بست زبانی فکری   فهمید. نوعی خرده گرفته شدن و امتناع  بی مفهوم بلکه فقط سخن گفتن از ان برای نویسنده ی ان گزارش جای اشکال است؟ انگاه اقای داریوش اشوری  را  راهگشای نوعی بن بست معرفی می شوند. اقای داریوش اشوری یر نوعی تخته پر ش  امتناع    
می پرند و راه از  بن بست زبانی فکری می گشایند.
   براستی جه نیازی است این همه تب و تاب تا افراد با برچسب   روشنفکر یا اندیشمند معرفی شوند؟  
فقط نظر شخصی من خواننده اینست که بسیاری از افراد  فارسی زبان ما که بعنوان متخصصان نیچه یا هایدگر و غیره معرفی شوند  (خود معرف هم هستند) درحالیکه  اصلن سخنانشان هیچ رابطه ی مناسبی با  این افراد ندارد و کار تخصصیشان هم نبوده است. من در غرب  اصلن چنین پدیده ای را در میان اینهمه  کارکشته در  زمینه های فلسفی متفاوت  ندیده ام.  
اگر فردی هم نیچه وار  میخواهد بزید ازنظر هنر زیستی اصلن این ممکن نیست که خود نیچه می گوید این نوع زیستی فقط مختص به خودش می ماند یا برای هر فرد مختص به او می ماند.   

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)