اجرای نمایش منولوگ واژن در تهران اتفاقی است که  می توان آن را به فال نیک گرفت . کارگردان  ایرانی این نمایش زیرزمینی در باره ی   این نمایش گفته است :« فکر می کنم هدف این کار بوجود آوردن فضایی آزاد نه تنها برای مطرح کردن مشکلات زنان، بلکه داشتن دیدی صحیح تر از ایشان در کل می باشد. آگاهی و شناخت کلید اصلی برای احترام و زدودن تبعیضات جنسی از یک طرف و از طرف دیگر روبرو شدن با واقعیت اجتماعی است. تا زمانی که خود را در پشت کلماتی چون «عرف اجتماعی» و یا «فرهنگ خاص» پنهان کنیم، همواره اتاقهایی تاریک وجود خواهند داشت که از کنار آنها به راحتی خواهیم گذشت و اکثر فجایع در آن اتاق ها به وقوع می پیوندد. هدف از بی پرده بودن، برهم زدن این نظم دروغین در اجتماع، که بخش بزرگی از آن از سوی افکار مردسالاری تحمیل شده، می باشد.

ایوانسلر نویسنده نمایشنامه منولوگ واژن یکی از فمینیست های آمریکایی است . او در این نمایشنامه، خشونتی را که بر زنان اعمال می شوداز زبان واژن های مختلف بیان می کند . این نمایشنامه اولین بار در زیرزمین یک تئاتر کوچک در محله سوهو در نیویورک اجرا شد ،  پانزده زن از زبان پانزده واژن  از ستمی که بر آن ها رفته سخن گفتند .

این نمایشنامه تاکنون به 35 زبان در نقاط مختلف جهان اجرا شده  است .

 

مصاحبه  با کارگردان ، مترجم و دو بازیگر که نامشان فاش نمی شود

….

 

 

امسال برای نخستین بار شهر تهران به شهرهایی پیوست که در آنجا شهروندان در روز عشاق (14 فوریه) با برگزاری نمایش و رقص و سخنرانی و برنامه های دیگر در جنبش جهانی V-Day برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شرکت می کنند.
در مقاله ای که درباره خیزش یک میلیاردی «برقصیم و زنجیر پاره کنیم»* نوشتم، اشاره کرده بودم که امسال تهران به جنبش جهانی V-Day پیوسته است. با خوشحالی دریافتم که نمایش «منولوگ های واژن» با حضور چهار بازیگر زن در 14 فوریه در تهران به روی صحنه رفته و نمایش آن تا آخر ماه مارس که پایان فصل V-Day است، ادامه خواهد داشت. بر آن شدم که گفتگویی با کارگردان و مترجم و برخی از بازیگران این نمایش در تهران درباره این اجرا داشته باشم.

تئاتر زیرزمینی است و نام هنرمندان گفته نمی شود. در اینجا فقط توضیحات بسیار کوتاهی درباره آنها داده می شود.

کارگردان در تهران به دنیا آمده و در اروپا زندگی می کند. وی در رشته کارگردانی سینما و تئاتر تحصیل کرده و به صورت حرفه ای مشغول کار سینما، تئاتر و تدریس این رشته ها در اروپا می باشد. وی علاوه برزبان های فارسی و انگلیسی، به چند زبان اروپایی هم تسلط دارد و در کار ترجمه آثار ادبی و هنری به زبان های گوناگون فعال بوده و همچنین به اجرای نمایش هایی به زبان های گوناگون پرداخته است.

مترجم در تهران زندگی می کند و دارای بیش از سی سال تجربه در کار ترجمه است.

دو بازیگری که در این گفتگو شرکت دارند نیز ساکن تهران هستند. پیش از اجرای این نمایش هیچ یک از این دو زن تجربه بازیگری نداشته اند.

متن گفتگو با این هنرمندان را در زیر می بینید.

وحدتی: لطفا بگویید که در مقایسه با کار نمایش در اروپا، برای اجرای این نمایش در ایران با چه مشکلاتی روبرو بودید؟

کارگردان: تفاوت خاصی به جز شیوه اجرایی ندیدم. نسبت به تجربه من در اروپا در اجرای این اثر در 5 سال گذشته فکر می کنم همکاران ایرانی بسیار بازتر و راحت تر بودند. حل مشکلات، کار اصلی کارگردان است و تنها شکل آن فرق می کند. من در مورد این کار در ایران با این دید وارد نشدم که مشکل نخواهد بود، ولی راه حل آن مشکلات چیست؟ و فکر می کنم به هدفم رسیدم.

وحدتی: از نظر انتخاب کلمه ها در ترجمه یا ادای آنها روی صحنه، و یافتن بازیگرانی که با این صحنه راحت باشند، چه مشکلاتی وجود داشت؟

بازیگر 1: من خودم با کلمات مشکلی نداشتم. راحت بودم. متن مانوسی بود. من شخصا مشکلی نداشتم، نه با محتوا و نه با شکل آن. پیچیدگی خاصی نداشت.

بازیگر 2: من هم راحت بودم چون که متن را خوانده بودیم و خودمان را آماده کردیم که آن چیزی را که هست و روی آن زحمت کشیده شده، بتوانیم آنطور که کارگردان انتظار دارد اجرا کنیم.

کارگردان: با همکاران ایرانی خیلی راحت تر از همکاران آلمانی و نروژی کار کردم. و یافتن آنها کار سختی نبود.

مترجم: من در انتخاب واژه ها اتفاقا مشکلی نداشتم. معمولا وقتی کتابی را به همراه ناشر برای ترجمه انتخاب می کنیم، قواعد ریز و درشتی را باید رعایت کنیم که گیر سانسورچی نیافتیم. اما ترجمه این اثر آسان بود زیرا که خودسانسوری نداشت! اصلا لازم نبود که سانسور بکار گیرم. حتی اگر قرار بود اصطلاح عامیانه یا خارج از ادب استفاده شود، این کار به هیچوجه مرا محدود نکرد.

کارگردان: ادبیات فارسی پس از شهریور 1320 مملو از متن هایی است که در گیومه از کلمه های سخیف استفاده می شود. آثار صادق هدایت و صادق چوبک پر از اینگونه کلمات است. فکر نمی کنم خیلی دور از ادبیات ما باشد. بسیاری از نویسندگان ما از این کلمه ها استفاده کرده اند. برای کسانی که با متن های ادبی آشنا هستند، چنین اثری دور از عرف نیست.

مترجم: حساسیت درباره استفاده یا عدم استفاده از واژه‌های خاص، پس از انقلاب پیش آمده است.

وحدتی: این اثر توسط آقای کوشیار پارسی پیشتر به فارسی ترجمه شده، اما شما دوباره آن را ترجمه کردید. لطفا در مورد ترجمه این اثر بگویید.

کارگردان: در مورد ترجمه فارسی این اثر به زبان فارسی در سال 2003 توسط آقای کوشیار پارسی باید گفته شود که از نسخه ی تجاری آن استفاده شده است و با ترجمه ما برای V-Day در 2013 تفاوت زیادی دارد. البته هر گروه نمایشی می تواند از آن استفاده کند. اما اثر اجرایی این کار برای V-Day تنها توسط این سازمان در اختیار افرادی که به عنوان سازمان دهندگان جنبش جهانی ضد خشونت برعلیه زنان از آن استفاده می کنند قرار می گیرد و تا حدی متفاوت بوده و هر ساله تغییراتی در آن داده می شود و به نوعی در ارتباط با شرایط موجود در آن سال به روز می شود. نظر شخصی من اینست که ترجمه آقای کوشیار پارسی با اینکه تلاش بسیار مثبتی بوده ولی از نظر زبانی بسیار خام با مساله برخورد شده و برای من به عنوان کارگردان راحت تر بود که کل کار را از نو ترجمه کنیم تا اینکه بخواهیم در کار ایشان در اجرا زیادی دستکاری کنیم. از این رو در تابستان امسال با یکی از دوستان مترجم مان در تهران تماس گرفتم که از مترجمان به نام ایران هستند و ایشان آن را از نسخه اصلی انگلیسی برای نمایش V-Dayبه فارسی ترجمه کرد و این مترجم اینجاست، همچنین ازنسخه فرانسوی همان اثر برای ویرایش استفاده شده است.

مترجم: من با استفاده ازنسخه اصلی انگلیسی حدود دو هفته روی ترجمه این اثر کار کردم. در طول کار از نظر دیگران و بویژه بانوان مترجم وهمکاران استفاده کردم، چون تردید داشتم که آیا به‌عنوان یک مرد به فهم دقیقی از متن رسیده‌ام یا خیر. و بعد هم این متن در طول اجرا، با نظر کارگردان و به قصد ایجاد سهولت در کار بازیگران، ویرایش و اصلاح شد.**

وحدتی: تماشاگران این نمایش از چه قشری بودند؟ و برخورد آنها با اجرای این نمایش چگونه بود؟

کارگردان: در اجرای اول، تماشاگران جمعی از افرادی بودند که به صورت روزمره با قربانیان تبعیض و یا خشونت جنسیتی در ارتباط هستند و یا با آنها کار می کنند و برخوردشان بسیار آگاهانه و مثبت بود. در اجراهای بعدی این کار را به درون اقشار مختلف خواهیم برد و امیدوارم بتوانیم بیشتر سوال برانگیز باشیم. چون هدف این کار هم مطرح کردن موضوعات مختلف و بحث درباره‌شان می باشد.

وحدتی: آیا پیشتر درباره این اثر چیزی شنیده بودید؟

بازیگر 1: نه، نشنیده بودم. بواسطه این کارها با ایو انسلر و کارهایش و این متن آشنا شدم.

بازیگر2: ما یک هفته درباره این متن بحث کردیم. اما بار اول بود که برای این نمایش این متن را خواندم.

وحدتی: این نمایش روی خود شما هم تاثیری داشت؟

بازیگر 1: برای خودمن خیلی جذاب بود از نظر شخصی روی خود من خیلی تاثیر گذاشت. ابتدا این تاثیر برایم نامحسوس بود، ولی بعد متوجه شدم که خیلی تاثیر گذاشته و مسلما اگر در من چنین تاثیری داشته، تاثیری دو چندان روی تماشاگران می گذارد که اجرای آن را از نزدیک می بینند.

این اولین باری بود که وارد چنین کاری شدم و کاری از این دست انجام دادم. این نمایش از نظر شخصی روی من خیلی تاثیر گذار بود. تاثیری که روی من داشت این بود که نگاه خودم را به زن بودن یک جوری تغییر داد. یعنی یک طوری توانستم آگاهانه تر به خودم به عنوان زن نگاه کنم و مسائل خودم و زنان دیگر را ببینم. از این نظر خیلی مثبت بود.

بازیگر 2: تاثیری که روی من داشت یک چیز خوبی بود. معتقدم که باید بتوانیم برای زنان یک کاری انجام دهیم. می خواهم بگویم که پیش از این درباره حقوق زنان و خشونت علیه زنان خیلی شنیده بودم. اما همه اش حرف و گفتگو بود و هیچ کار جدی در زندگی ام در اینباره انجام نداده بودم. پس از اینکه درگیر این نمایش شدم، یک چیزهایی را در زندگی شروع کردم به عوض کردن بدون آنکه حتی خودم در عمل متوجه آن شده باشم. بعدا که متوجه شدم، از این بابت که بخشی از این جریان هستم خوشحال و مفتخر شدم و به همین دلیل می خواهم آن در اختیار دیگران هم بگذارم و در این زمینه از هیچ تلاشی ابایی ندارم.

وحدتی: تاثیر کار هنری را با کارهای دیگر در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان چگونه می بینید؟

مترجم: این کار با بقیه کارها خیلی فرق می کند. این کار یک سنت شکنی و ضد تابو است وبسیار بی پرده و بی رودربایستی است. بقیه حرکت های فمینیستی باید با ملاحظات خاصی انجام شود. ما در مورد کار خودمان می توانیم صحبت کنیم. این کار مستقل کاملا تازه است. اصلا امکان مقایسه این کار با کارهای دیگر وجود ندارد. در امریکا که آزادی بیان وجود دارد و کسی را به خاطر بیان نظرش به دادگاه نمی برند، این یک فعالیت هنری است. ولی در ایران یک حرکت کاملا انقلابی است.

وحدتی: فکر می کنید نکاتی که در این نمایش مطرح می شود تا چه حد به مسائل و مشکلات زنان در ایران نزدیک است؟

کارگردان: من فکر می کنم هدف این کار بوجود آوردن فضایی آزاد نه تنها برای مطرح کردن مشکلات زنان، بلکه داشتن دیدی صحیح تر از ایشان در کل می باشد. آگاهی و شناخت کلید اصلی برای احترام و زدودن تبعیضات جنسی از یک طرف و از طرف دیگر روبرو شدن با واقعیت اجتماعی است. تا زمانی که خود را در پشت کلماتی چون «عرف اجتماعی» و یا «فرهنگ خاص» پنهان کنیم، همواره اتاقهایی تاریک وجود خواهند داشت که از کنار آنها به راحتی خواهیم گذشت و اکثر فجایع در آن اتاق ها به وقوع می پیوندد. هدف از بی پرده بودن، برهم زدن این نظم دروغین در اجتماع، که بخش بزرگی از آن از سوی افکار مردسالاری تحمیل شده، می باشد.

از سوی دیگر، درست است که جامعه ایران به شکلی خاص با مشکلات دست و پنجه نرم می کند، ولی صورت مساله در همه جای دنیا یکسان است و راه برخورد با آن نیز از اصولی مشترک پیروی می کند. همچنان که وقتی ما از حقوق بشر صحبت می کنیم بلافاصله اعلامیه جهانی حقوق بشر در ذهنمان جای می گیرد و همینطور است در مورد مساله زنان که اصول آن یک دستاوردی بشری است، و نه بومی.

وحدتی: آیا بنظر شما متن این نمایش مناسب فضای ایران است؟

بازیگر 2: به نظر من در آن حد که بتوانیم فضا را بازکنیم و آن را اجرا کنیم، مناسب فضای ایران نیست. اصلا چون در یک محدوده خاصی بود که اجرا شد که کسانی را که می شناسیم دعوت کردیم و از این نظر مناسب بود.

وحدتی: اگر سانسور وجود نمی داشت و محدویت برای اجرا نبود، آیا فکر می کنید باز هم این نمایش را می شد به همین شکل برای همگان اجرا کرد؟ یا اینکه برای قشر متوسط جامعه ایران باید آن را طور خاصی تنظیم کرد؟

بازیگر 2: اصلا به هیچ عنوان نمی توان پیش بینی کرد. الان نمی شود گفت که آیا می توان آن کار را انجام داد یا اینکه باید کار متفاوتی کرد. باید آن فضا بوجود بیاید و آن محیط را احساس کرد. بعد می توان در این مورد تصمیم گرفت.

بازیگر 1: به نظر من اکنون شرایط به این شکل است و امکان اجرا نیست، ولی اگر باشد تمام تاثیر آن به همین شکلی است که وجود دارد و اگر ذره ای بخواهد در آن دست برده شود و دستکاری شود، تاثیرش را از دست می دهد. یعنی تاثیر آن از بین می رود اگر بخواهد با وضعیت جامعه هماهنگ شود.

کارگردان: نکته اصلی در اجرای این کار بوجود آوردن فضایی است که بخصوص بتوان مسائلی را که حرف زدن بطور عادی درباره آنها سخت است، مطرح کرد.این نمایش برای این نوشته شده که این سوال ها را بوجود بیاورد. در اروپا هم مشکلات زیادی بود. اصلا ما چرا باید همه چیز را برای مردم ساده کنیم؟

مترجم: شاید تاثیر این سوال در یک گوشه دنیا تا یک گوشه دیگر دنیا بخاطر شرایط فرهنگی متفاوت باشد. اما این وجه اشتراک بازتاب کار در همه دنیاست. در اروپا هم برخی تماشاگران می بینند که این اثر مخالف باورهای اخلاقی است که با‌ آنها رشد کرده اند.

مثلا در ایران یک مساله این است که زن از نظر قانون موظف است از نظر جنسی به شوهرش تسلیم شود و نه گفتن برای زن قانون شکنی است. یعنی یک مرد که خدمات جنسی نمی گیرد، می تواند به دادگاه شکایت کند. به عبارت دیگر، در اینجا زن با امضای عقد‌نامه، متعهد می‌شود که بر اساس قوانین عرفی، اسلامی و مدنی، به عنوان کارگر جنسی به شوهرش خدمات ارائه کند. در چنین جامعه ای، صحبتی که پیش می آورد اینست که زن مالک بدن خودش است و هر وقت که دلش بخواهد، رابطه برقرار می کند، و نه هر وقت که شوهرش بخواهد. نقض عضو جنسی زن فقط در یک محدوده ای در جنوب ایران اتفاق می افتد، اما به عربستان که می رسد این دغدغه اصلی می شود. این نمایش گرچه همه چیز را پوشش نمی دهد، اما در من مرد، روحیه اعتراض را تشویق می کند و تمام هدف هم همین است: شروع یک اعتراض عقلانی بدون خشونت.

کارگردان: همانطور که گفتم، نسخه V-Day با متن کتابی که دربازار هست تفاوت دارد. این همان متن نمایش V-Day است. منتها کاری که ما کردیم انتخاب آن قسمت از نمایش بود که V-Spot خوانده می شود و بطور خاص درباره آن کشوری است که نمایش در آنجا اجرا می شود. یک قسمت از متن «من موجودی احساساتی هستم » (I Am An Emotional Creature ) اثر دیگری از ایو انسلررا که درباره جراحی زیبایی دماغ ایرانی ها است، به‌عنوان بخش خاص ایران استفاده کردیم.

مترجم: یک قسمت درباره Reclaiming Cunt است که تصمیم گرفتیم از اجرای آن صرف نظر کنیم چون که غیر قابل ترجمه است چرا که گونه‌ای شعر و بازی با کلمات است و اصلا برای انگلیسی نوشته شده و به همین دلیل از خیر ترجمه گذشتیم و تصمیم گرفته شد که کلیپ اجرای خود خانم انسلر نمایش داده شود، چون که باید بر اساس آن مفهوم یک شعر به زبان فارسی گفته می‌شد و مطلقاً بازنویسی می‌شد.

وحدتی: تاثیرگذاری این نمایش را در جامعه چگونه ارزیابی می کنید؟

مترجم: من عضو یکی دو گروه ادبی-هنری هستم که اکثر آنها را جوانان زیر 30 سال تشکیل می دهند. یکی دو نفری از این گروه را که می خواستم بطور خصوصی به تماشای نمایش دعوت کنم، برحسب اتفاق از V-Day اطلاع داشتند و اسم این نمایش را هم شنیده بودند. شبکه های اجتماعی خیلی تاثیر می گذارند. متن را که روی فیس بوک بگذاریم، 50 تا 60 نفر می بینند و یک عده ای می خوانند و باز یک تعدادی بیشتر به دنبال آن می روند. ما امیدواریم که این کار یک موج ایجاد کند. نمی دانیم چقدر تاثیرگذار خواهد بود، ولی سعی می کنیم.

کارگردان: سنگ بزرگ علامت نزدن است. کلا فکرکردن درباره اینکه چه اثری خواهد داشت کار ما نیست. هنرمند نه فیلسوف است و نه سیاستمدار. او وظیفه خاص خودش را دارد. هر فردی در جامعه یک مسئولیتی دارد. مسئولیت ما هم اینست که نمایش را اجرا کنیم. حالا اینکه چه خواهد شد و یا نخواهد شد، در حوزه اختیار ما نیست.

مترجم: اگر پرسش شما این است که آیا جامعه ایران این پتانسیل را دارد، باید بگویم که دارد. وقتی که ما حرکتی داریم مثل حرکت مردان حجاب پوش که با مانتو و روسری بیرون می آیند و می خواهند به حجاب اجباری زنان اعتراض کنند، در شرایطی که حکومت پلیسی است و آنها برای این کارشان ممکن است به زندان بیافتند ولی به پشتیبانی از زنها این کار را می کنند، این پتانسیل را دارد. شاید این نمایش روی هسته های کوچکی تاثیر بگذارد، وگاه ممکن است برخی هم خوششان نیاید که بد هم نیست و تعادل ایجاد می کند.

وحدتی: آیا از زنان فعال فمینیست هم برای تماشای این نمایش دعوت کردید؟

کارگردان: هدف این بود که اقشاری که کمتر با مساله روبروهستند، و قربانیان مساله هستند، در ارتباط مستقیم با این نمایش قرار بگیرند. ما نمی خواستیم تماشاگر خاص فمینیستی یا غیر فمینیستی داشته باشیم. ترکیب گروه این است که شاید اصلا کار نمایشی نکرده باشد و به عنوان کاری باشد که در بین مردم رفته و به مردم نزدیک تر باشد. هدف خاصی نداشتیم. بحث اجتماعی است، نه سیاسی. برخورد به این عنوان نشده که تماشاگران خاصی داشته باشیم. بلکه کسانی را که بیشتر درگیر این مساله اجتماعی بوده اند و برای اجرای بعدی قربانیان خشونت جنسی را دعوت کرده ایم. یعنی کسانی که مستقیما قربانی این مساله هستند. اجرای اول هم برای کسانی بود که در این زمینه کار می کنند. اصلا هدف این بود که قربانیان بیایند در این اثر بازی کنند و اصلا برخورد سیاسی ندارد، بلکه کاملا اجتماعی است. ما در سیستمی هستیم که همه چیز سیاسی شده و این مساله بزرگ تر از مسائل سیاسی است.

وحدتی: آقای کارگردان، پرسش آخر اینکه چه چیزی باعث شد که به فکر اجرای این نمایش در تهران بیافتید؟

کارگردان: برای شخص من به طور کلی مادرم تاثیر زیادی در شکل گیری شخصیت ام به عنوان یک مرد و حتی به عنوان یک روشنفکر گذاشته است. از خرید اولین کتابها تا مبارزه بی وقفه او برای تثبیت خود به عنوان انسانی اندیشمند، مستقل و تحصیلکرده در اجتماعی مرد سالار که زنان با اراده و «خودسر» را به سادگی برنمی تابند، همواره نمونه ای از تلاش زنان میهنم برای دریافت حق خود بوده و هست. این کار را به عنوان ادای دینی به او و همه بانوان میهنم که هرگز در برابر نابرابری ها و فشارها سر خم نکرده اند و نمی کنند خواستم به انجام برسانم.

فکر می کنم هیچ کاری در طول فعالیت هنری من از این کار لذتبخش تر نبوده و احتمالا نخواهد بود.

وحدتی: به شما و مادرتان و همه اعضای گروه نمایش صمیمانه تبریک می گویم! و اجراهای فراوانی را در آینده برای این نمایش در ایران آرزو می کنم.

* برقصیم و زنجیر پاره کنیم! سهیلا وحدتی akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=50741

** ترجمه متن نمایش «منولوگ های واژن» را توسط این مترجم در اینجا می توانید ببینید. /www.akhbar-rooz.com/article….

*** دو نمونه از اجراهای Reclaiming Cunt را می توانید در اینجا ببینید گرچه فیلم همان اجرایی نیست که در این نمایش در تهران استفاده شده است. http://www.youtube.com/watch?v=JrJ4…;

http://www.youtube.com/watch?v=AUC6…;

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)