باز هم فصل اعتراض و تظاهرات و شورش و انقلاب شد و سر کلۀ اصلاح طلبان پیدا شد.
باز دکمۀ هر تلویزیونی را میزنید، پیچ هر رادیویی را میپیچانید، روی هر سایت و لینکی که کلیک میکنید، چهرۀ همینها را میبینید و صدای همینها را میشنوید که با همراهی دوستان رسانه ایشان که بحمدالله فراوانند و در همه جا مشغول به کار، دارند تبلیغات خودشان را پیش میبرند.
در دوران جنگ جهانی دوم که برنامه های نهضت فرانسۀ آزاد از رادیو لندن پخش میشد، برنامه همیشه با این جمله آغاز میشد: اینجا لندن، فرانسویان با فرانسویان صحبت میکنند. حال باید اول کار بگویند که اینجا لندن، اصلاح طلبان با اصلاح طلبان صحبت میکنند. بقیۀ رسانه های بزرگ هم که شده اند شعبۀ رادیو لندن، باید همین جمله را رله کنند که حتماً به گوش همه برسد.
قرار بود که اینها بعد از شلوغی های دی ماه که معلوم همه کرد در ایران جز در دل دولت و رسانه ای مصادره ای، جایی ندارد، ما را از دیدار خود محروم کنند بلکه دلمان برایشان تنگ بشود. ولی انگار نه انگار که خانی آمده یا خانی رفته. از همان روز اول، برای تفسیر و تحلیل حرکتی که مهمترین شاخصه اش کنار زدن توهم اصلاح طلبی بود، باز همینها را دعوت کردند که بیایند و همه جا صدر نشین شوند و همگان را با همان حرفهایی که چندین سال است در همه بوقی میدمند، مستفیض کنند. این دفعه هم باز همینها میهمان ثابت هستند. مثل اینکه روی صندلی های استودیو پیچشان کرده اند، به هیچ قیمت جم نمیخورند. واقعاً بعید است که حتی تغییر رژیم هم از جا تکانشان بدهد.
اینبار خط اصلی تفسیرشان این شده که بازی را اصولگرایان راه انداخته اند تا دولت کاردان و درستکار روحانی را تحت فشار قرار بدهند؛ همانطور که شروع اعتراضات دی ماه کار همین اصولگرایان دست و پا چلفتی بود، این بار هم خواسته اند همان کار را بکنند! حرف به این آسانی قابل قبول نیست، چون همان آتشبازی، با میدان دادن به رادیکال ترین اعتراضات، چنان دست اصولگرایان را سوزانده که بعید است جرأت آزمایش دوباره بکنند. بانمک تر اینکه گروه اخیر نیز در ارگانهای مختلفش، تئوری قرینه را عرضه میکند که عده ای ریخته اند و مغازه داران را مجبور به بستن مغازه هایشان کرده اند تا اغتشاش ایجاد کنند! هماهنگی شیرینی است.
مهم این نیست که چه گروهی خواسته یا توانسته چنین حرکتی را راه بیاندازد. سوخت این حرکت توسط نظام اسلامی در هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب، تأمین گشته و خروار، خروار انبار شده است. کبریت را هر کس که بکشد، این سوخت است که میتواند مملکت را به آتش بکشد. تأمین کنندگانش را از هر رنگ و جناح برای تحلیل اوضاع دعوت کردن، دادن بلندگوی آتشنشانی به دست کسانی است که اسباب آتشسوزی را فراهم آورده اند. اینها نه راهی برای فرونشاندن آتش دارند و نه برای نجات مملکت. هر کدام به فکر جناح خود هستند و اینکه چطور عبای خود را از آتش به در ببرند.

۲۷ ژوئن ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)