روزهای یک شنبه و دوشنبه سوم و چهارم تیرماه بار دیگر بخشی از شهرهای ایران شاهد اعتراضات گسترده مردمی بودند. این اعتراضات با شعارهائی علیه فقر و گرانی آغاز شدند و به سرعت به اعتراض علیه کل حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل گردیدند. دور جدید تظاهرات خیابانی از بازار تهران آغاز شد و سپس به شهرهای کرج، شهریار، مشهد، بندر عباس، اورمیه و جزیره قشم، گسترش یافت.

ابتدا روز یکشنبه بخشهای از بازاریان تهران در اعتراض به نابسامانی قیمت ارز که به 9000 تومان برای هر دلار رسیده بود، مغازه های خود را بستند. در طول روز مدام بر شمار بازاریانی که به اعتصاب می پیوستند اضافه می شد. تهدیدات مکرر رژیم نتوانست مانع گسترش اعتصاب شود و روز بعد بازار تهران یکپارچه به اعتصاب کشیده شد. به دنبال اعتصاب بازاریان، توده های وسیعی از جوانان به خیابانها سرازیر شدند و تظاهرات گسترده بخشهای مرکزی شهر تهران را فرا گرفت. جمعیت وسیعی از مسیرهای مختلف به هم می پیوستند و بسوی ساختمان مجلس اسلامی رژیم حرکت می کردند. با گسترش اعتراضات در مقابل مجلس رژیم، نمایندگان به ناچار دو ساعت زودتر مجلس را تعطیل کرده و از درب پشتی ساختمان مجلس را ترک کردند.

ماموران رژیم به سوی معترضان گاز اشک آور پرتاب کردند با حمله به صف تظاهرکنندگان عده ای را مورد ضرب و شتم قرار دادند. به دنبال یورش نیروهای رژیم، رانندگان کامیون‌ به کمک مردم معترض آمدند و با ریختن بار آجر، راه بندان ایجاد کردند و مانع از تهاجم بیشتر نیروهای انتظامی و لباس شخصی و موتور سیکلت سوران به معترضان شدند. این اعتراضات تا دیر وقت شب در نقاط مختلف ادامه داشت.

دور جدید اعتراضات توده ای به گرانی، بیکاری و فقر نه با مشکل جمهوری اسلامی با برجام آغاز شده است و نه مسلما با حل و فصل مشکل رژیم با دولتهای غربی و آمریکا پایان می یابد. خیزشهای خیابانی دیماه گذشته که بیش از 120 شهر ایران را در بر گرفت، در شرایطی رویداد که دولت آمریکا از برجام خارج نشده بود و رژیم نیز نفت صادراتی خود را بدون مشکل در بازارهای جهان می فروخت. ریشه این اعتراضات در فقر شدیدی است که جمهوری اسلامی به اکثریت مردم این کشور تحمیل کرده است. اگر بازاریان اعتصاب می کنند، اساسا به این دلیل است که پائین آمدن قدرت خرید کارگران و اکثریت مردم، کسب و کار آنها را نیز از رونق انداخته است. 

وقتی اعتراضات خیابانی دیماه در نتیجه سرکوب گسترده دشمن، ظاهرا فروکش کرد، موجی از اعتصابات کارگری و توده ای را به دنبال داشت. اعتصابهائی که یک گام جلوتر از اعتراضات گذشته بودند و به تدریج شکل هماهنگ شده و سرتاسری به خود می گرفتند. بدین ترتیب جای خالی خیزشهای خیابانی را، تا آماده شدن شرایط برای خیزشهای بعدی، اعتصابهای پی در پی در مراکز کارگری پر کردند. رانندگان کامیونها و کامیونداران خرده پا، کارگران بخشهای مختلف راه آهن، چشمه هائی از قدرت سراسری خود را به رژیم نشان دادند. باز فرصتی پیش آمد و مردم کازرون و اهواز بر علیه رژیم خروشیدند. هنوز رژیم از کابوس این خیزشها رها نشده بود که کارگران فولاد خوزستان، با اعتصاب و تظاهرات گسترده، بخشی از خواسته های خود را به کرسی نشاندند. دانشجویان به هواخواهی رفقای زندانی خود در خیزشهای دیماه بر آمدند. بدین ترتیب می بینیم که این آتش زیر خاکستر هر روز از گوشه ای شعله می کشد. 

اما جمهوری اسلامی در مقابل این وضعیت دستپاچه و سردرگم است. سرلشکر “رحیم صفوی” فرمانده پیشین سپاه پاسداران و دستیار و مشاور کنونی خامنه ای در امور نظامی در اشاره به وضعیت جاری در ایران می گوید: “گاهی به نظر می‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود”. ناتوانی در کنترل نرخ ارز به روشنی نشان داد که رژیم قادر به انجام رفرم اقتصادی برای آرام کردن فضای ملتهب جامعه ایران نیست. از اینرو راه خود را انتخاب کرده است و آنهم چیزی جز نادیده گرفتن مطالبات مردم و به کارگیری توان سرکوب خود بر علیه مردم معترض نیست. اما کارآئی سرکوب نیز به شدت محدود شده است. رژیم در زمینه سرکوب و فریب طی چها دهه گذشته هر چه در توان داشته است انجام داده است. به طوریکه امروز دیگر نه وعده سر خرمن دادن، نه دشمن خارجی تراشیدن، نه توسل به فریب مذهبی و نه سرکوب مستقیم، هیچکدام راه چاره رژیم برای خروج از بحرانی نیستند که در آن گرفتار آمده است.

مردم ایران برای نان و آزادی به میدان آمده اند و عزم خود را برای بدست آوردن آن جزم کرده اند. جنبشهای پیشرو اجتماعی، جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش جوانان و دانشجویان و جنبش انقلابی مردم کردستان، ستونهای استراتژیکی هستند که می توانند مبارزات عادلانه و حق طلبانه جاری را در مسیر رهائی نهائی این جامعه از قید استثمار و ستم رهنمون شوند. تعمیق آگاهی، گسترش تشکل، استحکام رهبری، همگی محصول تداوم همین مبارزات هستند. اگر چه تاکتیک های چنین مبارزه ای به طور طبیعی متنوع و منعطف خواهند بود، اما نهایتا باید بتوانند نیروی رژیم را خسته و فرسوده کنند و وی را از سرکوب مستقیم روز به روز ناتوان تر سازند. شور و هیجان موجود را باید با آگاهی و پختگی و کار فکر شده و برنامه ریزی شده در هم آمیخت، سازمان یابی توام با برداشتن قدمهای تاکتیکی و سیاسی آگاهانه، پیشبرد جنبشهای اجتماعی پیشرو که رژیم به آسانی در درون آنها امکان مانور و ارعاب ندارد، می تواند سر انجام رژیم را به زانو درآورد.

تنوع و انعطاف در تاکتیکها به معنی آن است، آنچه که فروکش تظاهرات خیابانی نامیده می شود، آغاز فاز دیگری از مبارزه و مقاومت مردم برای تحقق همان اهدافی باشد که در فاز نخست برای آن به خیابان آمده بودند. تجربه مردم مبارز تاکتیها و حرکتهای متنوعی را در بر دارد. آنچه که طی دو هفته گذشته شاهد آن بودیم، تنها چشمه ای از قدرت پایان ناپذیر مردم خواهان نان و آزادی بود. هنوز کارهای زیادی در پیش است که میتوان انجام داد. 

2018-06-26| ۱۳۹۷-۰۴-۰۵

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)