ظاهراً انگیزۀ اعتراضات چند روز اخیر تهران اقتصادی بوده، اگر دی ماه فصل فقرا بود، تیر ماه نوبت بازاریان شده. ولی گویا در ایران، فقیر و غنی به ترتیب مشابه و مغشوش عمل میکنند! از این بابت گویا اختلاف طبقاتی نداریم.
در وجود مشکلات اقتصادی و سیاسی و… سخنی نیست. نکتۀ اصلی این است که مخالفت با وضع موجود چگونه ابراز میشود. طبعاً با شعار و مشکل از همینجا شروع میشود.
طبق الگویی که از جنبش سبز به این سو برای ما آشناست، در شرایط بحرانی، باز مقداری شعار داخلی داریم که همه چیز در آن یافت میشود و مقداری شعار خارجی یکدست و رادیکال! معلوم نیست چرا کسانی که به خیابان ریخته اند، در مورد مشکل اقتصادی عاجل خود، این اندازه از حمله به ریشه اکراه دارند، ولی در سیاست خارجی که هر چه باشد، شاخ و برگ است، بی باکانه عمل میکنند. اینبار بر شعارهای رادیکال و یاوه که از طرف دستگاه های تبلیغاتی اسرائیل تبلیغ میشود، «مرگ بر فلسطین» هم افزوده شده که کسی غیر از صهیونیستهای افراطی داخل خود اسرائیل نمیدهد.
این اغتشاش های شعاریست که باعث تردید نه در اعتبار اعتراض، ولی در اصالت آن میشود. جنبشی را که رهبر و سخنگوی درست ندارد، از شعارش میسنجند و وقتی شعارش یاوه است، معتبرش نمیشمرند، حال هر قدر صدا بلند کند. این را هم اضافه کنم که مدتهاست که در ایران تقریباً فقط شعار منفی میشنویم، این نباشد و مرگ بر آن و از این قبیل. آینده را با شعار منفی نمیسازند. آنچه هویت جنبشی سازنده را معلوم میکند همین شعارهایی است که میگوید در آینده چه میخواهد. نخواستنی که خواستنی در پی نداشته باشد، قالب پوکی است که میتوان با مشتی شعار بی سر و ته، پر کرد. نامزدهای این کار هم صف کشیده اند.
سخن آسان بر زبان میاید، ولی نباید به این دلیل کارش را آسان گرفت. بخش اساسی کار سیاسی کلام است و سخن. نه اهمیت یکی را باید دستکم گرفت و نه قدرت دیگری را. دقت کنید، با شعاری که امروز سر میدهید، دارید سرنوشت فردایتان را مینویسید.

۲۵ ژوئن ۲۰۱۸
این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است
rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)