یکی از معضلات بزرگ ما پس از جنگ ایران و عراق مشکل مین های جنگی کاشته شده در سرزمین مان بوده و همچنان هست. آن هم پس از گذشت نزدیک به ۲۸ سال از پایان جنگ.
براساس گزارش های جهانی و داخلی ایران دومین کشور آلوده به مین در سطح دنیاست. به گزارش سازمان ملل، در روستا ها و شهر های مرزی ایران حدود ۱۶ میلیون مین خنثا نشده وجود دارد. گفته می شود ایران دارای بیش از ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار هکتار زمین آلوده به مین است و هر روز به طور متوسط دو نفر در این مناطق بر اثر انفجار مین های به جا مانده از جنگ کشته می شوند.
ما هر از گاهی خبر کشته شدن کودکی یا کشاورزی را در اثر انفجار مین در رسانه ها می خوانیم و خیلی زود به فراموشی می سپاریم، در حالیکه این امر یکی از مشکلات حیاتی کشور است و امکان هم ندارد که به خودی خود حل بشود. هر روز خانواده ای داغدار میشود، یا با از دست دادن نان آور خانواده، یا با تحویل گرفتن آسیب دیده ای که می بایست عمری را به نگهداری از او گذراند. تازه فراموش نکنیم که اینها بیشتر از دهقان ها و روستاییان و مردمان بسیار کم درامد ایران هستند.
براساس آمار تفکیکى از مصدومان و کشته شدگان در میادین مین گذارى شده در ۵ استان غربى و جنوبى کشور از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۹۲درمجموع ۲۴۳۳ نفر کشته و ۵۶۰۱نفر مصدوم شده اند. به این آمار باید آسیب دیدگان عملیات مین‌زدایى و خنثا‌سازى را نیز افزود.
افزون بر خسارت های جانی با انجام نشدن مین روبی، بخش های بزرگی از زمین های کشاورزی غیر قابل بهره برداری گشته و حتا در حوضه ی رود کارون توسعه ی پروژه های صنعت نفت به این دلیل معطل مانده است.
باید نیرو و سرمایه در این راه بسیج کرد و این خطر دایم را از سر مردمان مناطق غربی و جنوب غربی دور ساخت. دولت که کاری انجام نمی دهد و این خبرهایی هم که به طور پراکنده و با فاصله ی زیاد به دست ما می رسد، تأثیری را که باید بر جا نمی دهد و زود از یاد میرود.
متأسفانه گزارشی کامل و جامع در این زمینه انتشار نیافته و فقط اخبار پراکنده ای که از انفجار مین منتشر شده در استان های خوزستان ، ایلام و کردستان بوده است، آنهم در صفحه ی حوادث.
طبعاً ناتوانی و بی قابلیتی حکومت در این زمینه نقش مهمی ایفا می کند، دولت به درخواست مردم و به نامه های متعدد کنشگران اجتماعی و فعالان حقوق بشر وقعی ننهاده است و «کانون مشارکت برای پاک سازی مین» را که یک سازمان غیردولتی بود و می توانست افکار عمومی جهان را برای کمک رسانی به این معضل جلب کند غیرقانونی اعلام کرد و دفتر آنها رادر سال ۲۰۰۸ پلمب کرد ؛ ولی این تنها عامل نیست، زیرا ایران به واسطه ی اعمال تحریم های آمریکا از خرید دستگاه های مین یاب محروم مانده است. در زمان جنگ بر خلاف رقابتی که کارخانه های اسلحه سازی اروپا و آمریکا و حتا اسراییل در فروش اسلحه به ایران در زمان جنگ با عراق داشتند، رغبتی برای فروش مین یاب که نجات بخش جان انسان های بیگناه است نشان ندادند.
ولی می خواهم توجه شما را به پرده ی دوم داستان که امروز در جریان است، جلب بکنم. امروزه دستگاه مین یاب مشمول انواع تحریم های ظالمانه ایست که به ایران تحمیل شده است. از تأثیر این تحریم ها در زمینه ی اقتصاد و بهداشت و دیگر امور چیزی نمی گویم چون همه آگاهند. ولی از مورد مین یاب که دایم معلول و کشته بر جا می گذارد و هیچ توجیهی هم برنمی دارد، کمتر کسی صحبت می کند.
هدف از این تحریم چیست؟ آیا مین یاب می تواند در ساخت سلاح اتمی به کار گرفته شود؟
آیا سلاحی است تهاجمی؟ آیا قرار است رژیم را وادار به قبول تحمیلات آمریکا بکند؟
از این تحمیل چه نتیجه ای انتظار می توان داشت غیر از مرگ و معلول شدن مردم ایران، کسانی که اکثراً کم سال هستند و با همان سبکسری کودکانه به سودای بازی در این دشت ها، قربانی می شوند.
لازم نیست در باره ی ظلمی که با این تحریم ها بر مردم ایران میرود، توضیحی بدهم. فقط می خواهم یادآوری کنم که مورد مین یاب شاید غیر انسانی ترین تحریم باشد. این همه عکس خبری که از قربانیان مین در دنیا دیده اید به یاد بیاورید و این را از نظر دور ندارید که در ایران هر روز دو نفر به آنها اضافه می شود، از هموطنان شما.
۲۰۱۸ Jun 16th Sat – شنبه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۷

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)