محمد شوری – بخشی ازوظایف پنهان دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در ساختار سیاسی اداره
هرکشوری،تغییر کاربری در حکومت است!این راهبرد،یکی ازپیچیده ومُدرنترین
روش براندازی است.
ازدیدگاه این نویسنده،اتفاقات بعدازدوره ریاست جمهوری احمدی نژاد،وسلسله
حوادث آن،که بنام«جنبش سبز»نامگذاری شد،ریشه وعامل عملیاتی شدنش را باید
دردستگاه های اطلاعاتی وامنیتی کشور(شمابخوانیددولت سایه،یااطلاعات
موازی)جستجوکرد.
برای آنهاپیروزی زید وعمر،یاآقایXوYعلی السویه است؛اهمیت نداردکه نهایت
آن به جناح اصلاح طلبان ختم شود،ویامثلابه نخست وزیری علی اکبرولایتی
درنقش «محمد علی فروغی»درجهت حفظ ردای ولایت فقیه درقامت مجتبی خامنه ای!
آنان می دانند اولا در شرایط فعلی،انقلاب به شکل بهمن 57 غیرممکن
است؛وثانیا چنانچه هررویکرد غیرمترغبه ای هم حادث شودتوانایی آنرا دارند
که جمعش کنند و یا به نفع اهداف خود،مصادره به مطلوب کنند.وثالثا،حنبش
سبز،دستاوردخودشان است؛یالااقل،اینک درفرازوفروداین چند سال، در مسیر
دلخواه آنان قرارگرفته است.
وزارت اطلاعات ج.ا.ا.،در شرایطی تاسیس شد،که افراد وجریانها(مخصوصادر صنف
روحانیت،که برای اداره یک مدرسه هم شّم سیاسی واطلاعاتی لازم را نداشت)با
پیروزی غیرباورویکباره روبروشدند؛لذاآنهایی توانستندسواربرموج شوندونقش
خودرا تثبیت کنندکه درهرحال آموزش هایی داشته اند!همانطورکه درماجرای کشف
کودتای نوژه اگرکاربری حزب توده ومجاهدین خلق نبود،خنثی نمی شد!وازهمه
مهم تر،وقتی تصویب شدوزیر بایدحتماروحانی ومجتهدباشد،روندنفودوتسلط در
ساختارتشکیلاتی وزارت،بدلیل همان ضعف،منسجم ترشد؛که درماجرای قتلهای
زنجیره ای غُدّه چرکین آن سربازکرد؛که بازهم توانستندفوراآنراپانسمان
وبازهم خودرادرجریان بیندازند!این ضعف به تجربه هم ثابت شده
است،زیراوزیر-بقول آیت الله منتظری-فقط ماشین امضابوده ودر این سالها کس
وکسان دیگر،«سعیدین»و دیگرانی،سواربر کاربوده اند!
حال اگر کمی به عقب برگردید،درمسموعات سیاسی گفته اندکه ژنرال «هایزر»
اندکی قبل از سقوط سلطنت،به ایران می آید و حتی مخفیانه با مرحوم بهشتی
دیدارمی کند!وحتی شنیده شده که مدارک این دیدار در سفارت مخدوش و یا
لااقل فعلابایگانی است!ووقتی هم به محورموضوع کنفرانش گوادلوپ[1]مراجعه
شود، متوجه می شویدرویکردC.I.A ،آمریکاوغرب،رویکردبه تغییرکاربری ازسلطنت
به جمهوری بوده است.ووقتی هم انقلاب به پیروزی رسیدتوان اقتصادی وسیاسی و
نظامی کشوردر8سال جنگ مکانیکی ودربیش از30سال جنگ سرد(که باتسخیر سفارت
آمریکاشروع وفعلا هم دراوج آن است)بیش ازپیش فرسوده شد.و انقلاب بهمن 57
پابه ساحل ننهاده به گِل نشست.تاآنجاکه ج.ا.ا. درحال حاضر،بانوع اداره
کشور:(حکومت بنام خداواسلام وروحانیت)خودش عامل فروپاشی اخلاقی، اجتماعی
واقتصادی خودش را دراین سالهاترتیب داده است.
آغاز جهش برای تغییردرکاربری رامی توان درایست قلبی امام خمینی در
فروردین سال 1365دانست،که چندماه بعدازآن،توانستند،بهترین دستاویز(که
برای تمامی جناح های سیاسی راست وچپ،قابل قبول بود)جهت خلع ید ازآیت الله
منتظری-که مهم ترین سدّومانع نهادینه شدن قدرت آنهابود-راپیدا کنند؛وچه
چیزی بهتراز پبراهن عثمان شدن ماجراهای«سیدمهدی هاشمی»!
لذامشاهده می کنیددرکمتراز3سال،تازمان مرگ خمینی،کاربردی ترین شیوه ها
برای تغییرو تثبیت نهادقدرت انجام شد؛اول:استعفای آیت الله منتظری و
دوم:تصفیه حساب خونین وگَلِّه ای اعدام مخالفین درسال1367وسوم:پایان جنگ
آنهم با خوراندن باصطلاح جام زهر!
ازاین به بعد،دولت سایه ویااطلاعات موازی،گام به گام خودراتقویت ومنسجم
تر کرد.ودردوره خاتمی باافشای قتلهای زنجیره ای،واردمرحله نوین سیطره می
شود که«محصول»آن»احمدی نژاد»است.
هرچنداعتقادم براین است که وی بطورواقعی(جریان فتنه!)درجهت مقابله با
بخشی ازحاکمیت قرارندارد،امابرفرض حقیقت،بایدگفت شخص وی مُهره ای در بازی
سیاست نبود که بخواهدالان در راس بازی سیاست قرارگیرد…
دستاور جنبش سبز هرچنددرفرایند دمکراسی یک گام به جلو است،ودراین مسیربه
بالندگی بلوغ سیاسی مردم منجرشد،اما عملیاتی شدن جنبش سبز-که دراین سالها
با«آنالیز افرادکاریزما»وسپس«نظارت حراستی»برآنهاوباکمک واستفاده از
بهترین تکنولوژی کنترل واستراق سمع-ازهمین ناحیه صورت گرفت؛ویاحداقل در
مسیرشان قرارگرفت!
درراستای این کنترل ومصادره به مطلوب شدن جنبش سبز،آنهاباایجاد«آنارشیسم»
اطلاع رسانی از طریق راه اندازی(ویاکمک پنهان در راه اندازی)برخی از وب
سایتها و رسانه هادرخارج ویانفوذافراددرآن،که حتی برای افراد مبتدی
و«پادو»درعالم سیاست«اپوزیسیون حکومتی»آن مشهودشده است!تغییرکاربری
درحکومت محسوس است!
مصادیق زیادی هست که می توان شمارش کرد که ازحوصله این یادداشت خارج
است.اما به عنوان مثال می شود گفت که دراین چندسال رانت برای برخی
زندانیان و برخی در خارج ازمرز،و برخی نیز درداخل،کاملا مشهود است وجنبش
سبز محدود به معدود وتحدید شده است!
دراین سالها،زندان برای برخی رانت به حساب آمد،وبرای برخی مرگ و میر
واعدام و شکنجه وبیماری و غیر ذلک…
برای برخی ممنوع الخروجی وبرای برخی خروج آسان وسریع ازکشور.تاآنجا که
هنوزعرق زندان و مرکب بیانیه ها وان قلت هایشان خشک نشده سراز پاریس و
لندن و سانفرانسیکو درآوردند…!وحتی مسموعات براین قراراست که برخی
باپاس خدمت وسیاسی به خارج و فرنگ رفته اندوبعد با نام واقعی نقش
اپوزیسیون و غیره را بازی می کنند.تاآنجاکه مثلا فرددست چندمی مثل مدحی
می تواند برخی را به آسانی به بازی بگیرد!…
و یاگاه منجر به این می شود که برخی-که بقول خودشان 30سال مشاوره به شیخ
شجاع!داده اندولابد یکی از مشاوره هایش ترغیب ایشان به نوشتن نامه علیه
آیت منتظری بوده است-درشدیدترین تحریرهاوترتیب کنگره علیه نظام در خارج
ازمرز،!وقتی می بیند،خیلی تابلواست،خودرابازنشسته سیاسی می کند…و هکذا
الخ…و قص علیهذا…
بی تردید وزارت اطلاعات(یاهمان دولت سایه واطلاعات موازی و مافیایی)قوی
ترین ساختاربه اضافه تکنولوری راداردوحال اگربه شّمِ تئوری توطئه،نیمه
خالی لیوان را ببینیم،دیپلماسی و دکترین نظم نوین جهانی-که سالهاست
متمرکز کارمی کند-این تصوررابه تصدیق نزدیک می سازدکه آیاریشه ونبض
هدایتگران در تغییر کاربری،خارج ازمرزهاودرسیاوموساداست؟!
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
25تیرماه/سال 91

www,mahkame2.wordpress.com
(assize)
وبلاگ محکمه
________________________________________
1-کنفرانس گوادلوپ جلسه‌ای بود که در ژانویه ۱۹۷۹/دی ۱۳۵۷ میان رؤسای
دولت ۴ قدرت مهم بلوک غرب (آمریکا، انگلستان، فرانسه و آلمان) در جزیره
گوادلوپ برگزار شد و موضوع اصلی آن بررسی وضعیت بحرانی ایران در آن دوران
-آخرین روزهای پیش از انقلاب ۵۷- به شمار می‌رفت.این جلسه به میزبانی
والری ژیسکار دستن رئیس‌جمهور فرانسه در جزیره گوادلوپ از سرزمین‌های
ماورا بحر فرانسه در دریای کارائیب با شرکت جیمی کارتر رئیس جمهور ایالات
متحده آمریکا، جیمز کالاهان نخست‌وزیر بریتانیا، هلموت اشمیت صدراعظم
جمهوری فدرال آلمان و خود ژیسکار دستن برگزار شد.در این جلسه درمورد
قریب‌الوقوع بودن سرنگونی محمدرضا پهلوی شاه ایران توافق حاصل شد اما در
مورد نتایج و مذاکرات دیگر این نشست روایت‌های متفاوت و متناقضی مطرح
شده‌است.به گفتهٔ منوچهر گنجی در این جلسه ژیسکار دستن این نظریه را مطرح
کرده بود که «بهتر است شاه هر چه سریعتر ایران را ترک کند» و جیمی کارتر
بعدها در خاطراتش نوشته بود که او در آن جلسه حمایت بسیار کمی از شاه از
رؤسای ۳ دولت دیگر مشاهده کرده و همگی آن‌ها متفق‌القول بوده‌اند که شاه
باید در سریعترین زمان ممکن از ایران خارج شود. ویلیام شوکراس سفیر وقت
آمریکا در ایران هم از خاطرات روزالین کارتر نقل می‌کند که اشمیت و
کالاهان در این جلسه بر موقعیت بسیار ضعیف شاه تأکید داشته‌اند.اما
ژیسکار دستن در مصاحبه با روزنامه توس در سال ۱۳۷۷ گفته بود که «تنها
کشوری که در این جلسه زنگ خاتمهٔ حکومت شاه را به صدا درآورد نمایندهٔ
آمریکا بود و معتقد بود وقت تغییر رژیم ایران است به‌طوری‌که همهٔ ما
متحیر و متعجب شدیم. چون تا آنجا که ما مطلع بودیم آمریکا پشتیبان حکومت
وقت ایران بود…»به گفتهٔ او جیمی کارتر در این جلسه اصرار داشت که هیچ
امیدی به بقای حکومت شاه نیست و او از این حکومت حمایت نخواهد کرد و
احتمال برقراری یک حکومت نظامی را می‌داد و نخست‌وزیر انگلیس نیز با
کارتر در مورد لزوم خروج شاه از ایران

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)