«بیش از ۲۴۰۰ نفر خواستار استعفای وزیر آموزش و پرورش شدند: جمعی از معلمان و فعالان صنفی به دنبال وقایع اخیر و رسوایی تجاوز به دانش آموزان خواستار استعفای وزیر آموزش و پرورش شدند».

افشای ماجرای مدرسه ی غیر انتفاعی معین در غرب تهران ، زخمِ دلِ بسیاری از افراد جامعه را تازه کرد . از تجاوز به ۶ دانش آموز دبستانی در سال ۹۳، تا فاصله اندک و تجاوز مربی ورزش به ۱۴ دانش آموز در جنوب تهران . سال ۹۵ هم از این عقوبت بی نصیب نماند و ماجرای ندای ۹ ساله در زنجان تجربه شد و همچنین سال ۹۶ که رسوائی تجاوز به دختر بچه ای در ارومیه توسط سرایدار، سبب خسارات زیادی به آموزشگاه شد و این هم قصه ی پرغصه ی مدرسه ی غیر انتفاعی معین و بهارانه ی سال ۹۷.

فی الواقع می توان حدس زد که خانوادهای محترم دانش آموزان آسیب دیده ، چقدر چشمهایشان مجروح است و این روزها ، چه لحظات تلخ تر از زهر را سپری می کنند ؛ لیکن این واقعه ی هائله بیش از همه ، اسباب تأسف را برای معلمانی فراهم آورد که سالهای شیرینِ عمر را در کمال صداقت و درستی در مدارس میهن سپری کرده اند و امروز در مواجهه ی با هزار و یک سوال به حق و دل آزار ، پایگاه معلمی خود را در معرض آسیب و کور رنگی مدیران می بینند .

چرائی و واکاوی این ماجرا را بر عهده اهل فن می گذاریم و ذکر چند نکته در باب مطالبه ی استعفای وزیر آموزش و پرورش توسط امضاء کنندگانِ این نامه را ضروری می دانیم .

۱-تکرارِ بی اخلاقی و این حوادث هولناک ، خاصه در زمان معاونت و وزارت آقای بطحائی نشان دهنده این است که ایشان به عنوان سردفتر تمامی معلمین و آموزگاران کشور ، ناظرِ بر عملکرد زیر مجموعه ی خود نیست و با موضع گیریهای ناسنجیده و فرافکنی و توجیه این که نیروهای بکار گرفته شده ، آزاد هستند و در این دستگاه رسمیت ندارند ؛ چشم بر این همه فاجعه می بندد و مشخص نیست که چه وقت کارد به استخوان احساس و آمالش برسد و شاید دوجمله بنویسد و دست کم بگوید : من شرمنده ام که نتوانستم ، پس استعفا می دهم ….

۲-همیشه رنجنامه های نومیدانه ی معلمین نسبت به بودجه آموزش و پرورش ، تحصیل رایگان دانش آموزان و ایجاد فرصت های برابر آموزشی مورد بی مهری قرار گرفته و هیچ گونه جدیتی جهت طرح و شرایط آن در هیأت دولت فراهم نشده است . آقای بطحائی به جای قدر شناسی و فرصت سازی از نصایح عالمانه ی فعالین صنفی و تب و تابِ دردمندانه ی آنان بر خلاف صراحتِ اصل ۳۰ قانون اساسی ؛ به جای اخذ مطالبات آموزش و پرورش ، نسبت به تقویت مدارس غیر دولتی و واگذاری مراکز آموزشی به بخش خصوصی اقدام نموده و در مقابل تهمت های تهی به فعالین صنفی و حبس و زندان آنان نه تنها سکوت اختیار کرده که رفتارهای آنان را بی تدبیری قلمداد می کند .

۳- عملکرد ضعیف مرجع رسمی آموزش و پرورش و خصوصی سازی افسار گسیخته باعث شده است که فرهنگیان و اولیاء و دانش آموزان در سکوتی ناگزیر ، بر دستاوردهای این سیاستگذاری نعره بزنند و جز بحران و کم چاره گی نصیبی نبرند . لذا کاستی های مطرح شده در بندهای بالا بر ناکارآمدی وزارتِ تحت امر آقای محمد بطحائی کفایت می کند تا امضاء کنندگان این نامه جهت استیفای حقوق خود و اعاده حیثیتِ این دارالعلم و تمرین رفتارهای مدنی ، استعفای وزیر آموزش و پرورش را مطالبه و درخواست نمایند .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)