حسن صالحی

روژی کورد: جناب اقای صالحی فعال حقوق بشری به ما بگو.ئید که چرا همه راهها (مجازات ) در ایران به اعدام ختم میشوند؟

حسن صالحی: قبل از هر چیز باید بگویم که در شرایط کنونی جمهوری اسلامی چنان از هر طرف در حلقه محاصره مبارزه و اعتراض مرم است که نمی تواند جواب هر چیز را با اعدام بدهد. مردم وسیعا در صحنه هستند و این رژیم با اوضاع آشفنه و درهم ریخته اش قادر به سرکوب مثل سالهای گذشته نیست. حتی رژیم اخیرا زیر فشار مجبور شد قانونا مجازات اعدام برای بخشی از متهمین مواد مخدر را به حبس ابد و یا مجازاتهای دیگر تغییر دهد. با اینحال اعدام حربه ای در دست حکومت برای ارعاب جامعه است. مهم نیست که حتی “جرم” چه باشد. حکومت به این سلاح احتیاج دارد چون با استفاده از آن می خواهد برای شهروندان خط و نشان بکشد که اگر پا از گلیم خود دارزتر کنید و علیه من دست به اعتراض بزنید جوابتان مرگ است. جمهوری اسلامی جواب هر چیزی را با مرگ می دهد چرا که فلسفه به قدرت رسیدنش همین بوده است. جمهوری اسلامی ضد انقلابی بود که در ایران به قدرت رسید که در واقع انقلاب ضد سلطنتی مردم ایران را قلع و قمع کند و بالاخره بعد از حدود سه سال کشمکش این کار را در سال ۱۳۶۰ به انجام رساند. می پرسید چطور؟ با اعدام هزازان نفر از بهترین فرزندان مردم ایران. با کشتار وسیع فعالین کارگری، فعالین چپ و آزدیخواه و فعالین دانشجویی. با کشتن نوجوانانی که جرمشان این بود که فقط اعلامیه ای را پخش کرده اند. اینها درخت اسلام را با خون بهترین انسانها این جامعه آبیاری کردند. می خواهم بگویم جمهوری اسلامی با اعدام و دست بردن به اعدام شکل و قوام گرفت. در تابستان ۱۳۶۷ جمهوری اسلامی بار دیگر به اعدامهای وسیع و گسترده زندانیان سیاسی دست زد چرا که بعد از پایان جنگ نگران آن بود که مردم به خیابان بیایند و خواسته های فروکوفته خود را طلب کنند. حکومت حتی به اعدام کسانی دست زد که پیش از آن برایشان مجازات زندان تعیین شده بود و دوره محکومیت زندانشان در حال تمام شدن بود. یعنی برایشان فرق نمی کند. وقتی می خواهند حاکمیت منحوسشان را حفظ کنند دست به هر جنایتی می زنند و به عذر و بهانه ای هم نیاز ندارند. البته همانطور که در ابتدا اشاره کردم حالا شرایط عوض شده است و رژیم در موقعیت خیلی ضعیف تری قرار دارد ولی هنوز چنگ و دندان به مردم معترض نشان می دهد تا آنها را به خانه بفرستد و به سکوت بکشاند.
در مورد اعدامهایی هم که ظاهرا “سیاسی” نیستند قضیه در اساس خود همان است که در بالا گفتم. می گویند می خواهیم برای مردم “درس عبرتی” شود. سئوال این است که چرا باید جان کسی را گرفت تا کسانی که هنور مرتکب “گناهی” نشده اند “درس عبرت” بگیرند؟ جمهوری اسلامی حکومت دزدان و جانیان حرفه ای است و آنوقت این حکومت به اعدام یعنی قتل سازمان یافته دولتی دست می زند تا جرم و جنایت را کم کند؟!! در کجای جهان این سیاست جوابگو بوده است که حالا در ایران جوابگو باشد؟ اینجا هم مسئله این است که حکومت بجای تامین زندگی با آسایش و بدور از تبعیض و ستم برای شهروندان به آدمکشی دست می زند تا مسئولیت خود درایجاد یک جامعه مبتلا به بلیه های اجتماعی را بپوشاند. وگرنه در جوامع پیشرفته راههای دیگری را برای مقابله با جرم و جنایت و بزهکاری و پیشگیری از رواج این مصائب اجتماعی اتخاذ کرده اند که نتیجه های بسیار بهتری داشته است. یکبار دیگر به سئوال شما بر برگردم. چرا همه “راهها” به اعدام ختم می شود؟ چونکه اگر اعدام را از این رژیم بگیرید پایه های حکومتش سست می شود. چون اینها با اعدام سر کار آمده اند و با اعدام کردن و آدمکشی زنده هستند. از اعدام مخالفین سیاسی و آزادیخواهان گرفته، تا اعدام بی خدایان و کمونیستها، تا اعدام نویسندگان و فعالین مدنی و اجتماعی، اعدام مردم کردستان و تا اعدام به جرم عشق ورزی. جمهوری اسلامی حکومت اعدام است.

روژی کورد: بنظر شما این اعدام ها چه تاثیری به روی جامعه ایرانی کنونی دارد ؟

حسن صالحی: همانطور که در جواب به سئوال قبلی گفتم هدف اصلی اعدام ها سرکوب و منکوب کردن جامعه و به عقب راندن فضای اعتراضی در کشور بوده است است. اگر چه در ایران حکومت اعدام و سرکوب بر سر کار است ولی جمهوری اسلامی هیچوقت، حتی در اوج کشتارهای وسیع زندانیان سیاسی، نتوانسته است جامعه را به سکوت بکشاند و گورستان ترس و وحشت ایجاد کند.
در همه ادوار حاکمیت جمهوری اسلامی جامعه در مقابل ظلم و ستم این رژیم ایستاده است و این اعتراضات در دوره های متفاوت به فوران اجتماعی عظیم در جامعه تبدیل شده است. آخرین آن خیزش انقلابی دی ماه سال ۱۳۹۶ بود که هنوز هم در اشکال دیگری ادامه دارد و جمهوری اسلامی را به سراشیب سقوط انداخته است. جمهوری اسلامی نه فقط نتوانسته است که با اعدامها جلوی اعتراض مردم را بگیرد بلکه یک جنبش قوی ضد اعدام هم در جامعه وجود دارد که یک نمونه بارز آن اطلاعیه اخیر کمپین نه به اعدام است که از سوی جمعی از فعالین کارگری، صنفی، اجتماعی، مدنی و دانشجویی براه انداخته شده است و در آن خواست لغو حکم اعدام رامین حسین پناهی مطرح شده است. در همین اطلاعیه بدرست می خوانیم که : زندگی حق طبیعی انسانهاست و گرفتن حق حیات از هر انسانی عملی غیر انسانی است. این است واکنش جامعه به بربریت جمهوری اسلامی.
زمانی که جمهوری اسلامی دست به اعدام می زند خشونت و فرهنگ خونخواهی و انتقامجویی را در جامعه رواج می دهد. بخصوص اینکه طبق قوانین قصاص اسلامی خانواده مقتولین نیز در انجام این قتل عمد دولتی سهیم می شوند. مسلما این رواج خشونت موجب آسیب های اجتماعی زیادی می شود. یکی از نمونه های تاثیر اعدامها و بخصوص اعدام در ملاء عام در بازی کودکانه بازتاب یافت و منجر به کشته شدن کودکانی در ایران شده است. اعدام ها، خانواده های زیادی را متلاشی کرده است. مثلا در باره اعدامی ها مربوط به متهمین مواد مخدر حتی خودشان اذعان دارند که با کشتن نان آور خانواده، خانواده های این اعدامی ها وضعیت مناسبی ندارند و این اعدام ها آنها را دچار آسیب های زیادی کرده است. بعلاوه باید اشاره کنم که خانواده های اعدامی های دهه شصت که بسیاری از آنها حتی هیچگاه از محل دفن عزیزانشان مطلع نشدند زخم های زیادی را متحمل شده اند. این زخمها به این آسانی التیام نمی یابند تا زمانی که مسئولین این قتل عام ها محاکمه و مجازات نشوند و این خانواده ها به تمام حقایق مربوط به کشتار عزیزانشان پی نبرند.
ما در کمیته بین المللی علیه اعدام نهایت تلاش خود را می کنیم که مجازات اعدام تمام و کمال لغو شود تا جامعه دیگر با مخاطرات و آسیب های اجتماعی ناشی از اعدام روبرو نگردد. خوشبختانه هم اکنون در جامعه یک جنبش قوی علیه اعدام وجود دارد و در کمپین های نظیر نجات جان ریحانه جباری و یا رامین حسین پناهی بطور علنی و آشکار خود را نشان می دهد. همچنین در مقایل قانون بیرحمانه قصاص جمهوری اسلامی و رواج خشونت از جانب این رژیم ما شاهد گسترش “جنبش بخشش” هستیم که خانواده مقتولین متهمین به قتل را مورد بخشش خود قرار می هند. امری که بخشا با تلاش فعالین علیه اعدام و کار شبانه روزی آنها میسر شده است. بعلاوه اینکه جنبش دادخواهی از قتل های عام زندانیان سیاسی در دهه شصت امروز دیگر به خانواده ای قربانیان این هولاکاست اسلامی منحصر نیست و این امر به یک جنبش وسیعتر اجتماعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی پیوند خورده است. همینجا جا دارد که دست همه فعالین علیه اعدام در ایران را به گرمی بفشارم و به آنها درود بفرستم و برایشان آرزوی موفقیت بکنم.

روژی کورد: چرا ایران در بین کشور های همسایه بیشترین تعداد اعدام را دارد ؟

حسن صالحی: راستش من از آمار دقیق اعدامها در همه کشورهای همسایه ایران خبر ندارم. چندی پیش سازمان عفو بین‌الملل از اعدام حدود هزار زندانی در سراسر جهان در سال ۲۰۱۷ خبر داد که بیش از ۵۰۰ نفر از این افراد در ایران اعدام شده‌اند. بر اساس این گزارش که روز پنج‌شنبه ۱۲ آوریل/ ۲۳ فروردین منتشر شد، گرچه استفاده از مجازات اعدام در دنیا کاهش یافته اما ایران، عربستان سعودی و عراق بالاترین شمار اعدام‌ها را داشته‌اند.
یک دلیل اعدامهای وسیع در ایران در رسالتی است که این حکومت از همان آغاز برعهده داشته است. این رسالت چیزی نبود جز سرکوب انقلاب به اسم انقلاب و در هم کوبیدن توقعات انقلابی مردم پس از انقلاب ۵۷ علیه رژیم پهلوی. جهان در چند سال اخیر شاهد وحشگیریهای یک جریان اسلامی به اسم داعش است. این در حالی است که مردم ایران سالها پیش از این ددمنشی و جنایات داعش جمهوری اسلامی را تجربه کردند. داعش جمهوری اسلامی دشمنی خود را با انسانیت با اعدام دهها هزار نفره از آزادیخواهان و کمونیستها، با گورهای دسته جمعی و بدون نشانی که بجا گذاشته است، با غیر قانونی کردن احزاب چپ و اپوزیسیون و ممنوع کردن همه نشریات آزاد، با درهم کوبیدن تشکل های کارگری، با لشکرکشی ها و آدم کشی هایش در کردستان، با جهنمی که برای زنان ساخته است، با حاکم کردن خرافات و جهالت مذهبی بر زندگی مردم، با قوانین قصاص و فرهنگ ارتجاعی اش، با بی حقوقی مطلق کودک و تحقیر تمام و کمال شهروندان به ظهور رسانده است.
به این معنا اعدام همواره بخش لایتجزایی از جمهوری اسلامی بوده است. جمهوری اسلامی البته زیر فشار اعتراضات مردمی و اعتراضات جهانی مثل سابق نمی تواند به کشتارهای و سیع و ایجاد رعب و وحشت در جامعه دست بزند. هر اقدام خشونت آمیز این حکومت با عکس العمل تند جامعه روبرو می شود. وضعیت جمهوری اسلامی امروز به گونه ای است که جناحهای مختلف حکومت به یکدیگر هشدار می دهند که اگر مردم علیه رژیم بپاخیزند ( که البته بلند شده اند) بساط همه آنها جارو خواهد شد. و این حقیقت دارد. سیاست اعدام و سرکوب ممکن است بطور موقت کارآیی داشته باشد ولی نمی تواند تلاشهای مردم یک کشور هشتاد میلیونی برای دستیابی به آزادی و برابری را متوقف کند.

 

روژی کورد: چرا با وجود این قانون صدور حکم اعدام برای نوجوانانی که در هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشته‌‌اند متوقف نشده و دستگاه قضایی ایران همچنان به صدور احکام اعدام در این مورد ادامه می‌دهد؟

حسن صالحی: اعدام کودکان در جمهوری اسلامی ایران یکی از مظاهر بی حقوقی مطلق کودکان در ایران است. قوانین ایران سن مجازات کیفری کودکان را ۱۵ سال برای پسران و ۹سال برای دختران می‌داند. این درحالی است که کنوانسیونهای بین‌المللی اعدام افراد کمتر از هجده سال را منع می کنند. اعدام جنایتکارانه کودکان در حالی صورت می گیرد که جمهوری اسلامی پیمان‌نامه حقوق کودک را هم امضا کرده که طبق ماده ۳۷ آن، اعدام و سلب حیات و همین‌طور حبس ابد غیرقابل بخشش برای کودکان ممنوع اعلام شده است. اما رژیم اعدام جمهوری اسلامی علیرغم امضا کردن معاهدات جهانی راههای متفاوتی را برای اعدام کودکان و خنثی کردن فشارهای بین المللی پیدا می کند. یکی از این راهها این است که احکام اعدام در باره این کودکان صادر می شود ولی اعدام آنها پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی انجام می گیرد. یکی روش دیگر اعدام مخفیانه این کودکان است که در مواردی اتفاق افتاده است.

در قانون مجازات اسلامی در جرائم تعزیری اعدام کودکان تعبیه نشده است . ولی در جرایم حدی و قصاص اعدام کودکان زیر هیجده سال وجود دارد. عملکرد جمهوری اسلامی در اعدام کودکان چنان جنایتکارانه است که این حکومت بعنوان جلاد کودکان در جهان شناخته شده است. بنا به یک گزارش در فاصله سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵ حداقل ۷۳ نفر در ایران اعدام شده اند که به هنگام بازداشت زیر هیجده سال بوده اند. دلیل تداوم اعدام کودکان از سوی جمهوری اسلامی اصراری است که این رژیم بر بکارگیری قوانین وحشیانه قصاص دارد. از یک طرف پای قوانین بین المللی که اعدام کودکان زیر هیجده سال را منع می کند، امضا می گذارند و از طرف دیگر می خواهند نشان دهند که از اجرای قوانین قصاص که مطابق شریعت اسلام است دست بر نمی دارند.

روژی کورد : اعدام کودکان چه کارکردی دارد که رژیم ایران این چنین برآن اصرار می‌ورزد و آبشخور این حکم در قوانین جمهوری اسلامی کجاست؟

حسن صالحی: در پاسخ به سئوال قبل جواب این سئوال را دادم و توضیح بیشتری ندارم.

روژی کورد: در پایان خواسته شما بعنوان یک مخالف اعدام برای جلوگیری از حکم اعدام رامین جسین پناهی چیست ؟

حسن صالحی: طبعا من مثل میلیونها انسان دیگر نمی خواهم که رامین اعدام شود و فراخوانم به همه این است که دست در دست یکدیگر بگذاریم و جان رامین حسین پناهی را نجات دهیم.
رامین در چنگال دژخیمان و تروریستهای اسلامی هیچ پشت و پناه دیگری ندارد جز مردم آزادیخواه و شریف در ایران و جهان که به کمکش بشتابند. آیا ما می توانیم جلوی مرگ یک جوان بیست و چند ساله را بگیریم؟ جوانی که وقیحانه به او اتهام تروریست زده اند در حالیکه تروریستهای اصلی بر ایران حاکمند. جوانی که تنها آرزویش این بوده و هست که مردم آزاد باشند و در فقر و گرسنگی به کام مرگ کشیده نشوند. جوانی که زندگی را دوست دارد و می خواهد برای همگان بهترش کند. یک زندانی سیاسی که زمانی خود صدای زندانیان سیاسی دیگر بود. جوانی که آزادی می خواهد و نمی خواهد کسی به خاطر تلاش و مبارزه اش برای یک جامعه انسانی به زندان بیفتد.
آیا اینها جرم است؟ معلوم است که نه. اینها نه فقط جرم نیست بلکه ارزشمند است. اینها همان چیزهایی است که مردم ایران همه می خواهند. خواست رامین و امیال انسانی او خواست و تمایل قلبی هم ماست. مبارزه رامین برای زنده ماندن به مبارزه همه برای یک زندگی بهتر گرده خورده است و بهمین خاطر او فرزند ما، برادر ما و همرزم و دوست همه ماست. برای نجاتش باید هر کاری که می توانیم بکنیم. بخصوص مردم سنندج با تجمع و اعتراض در مقابل زندان می توانند نقش تعیین کننده ای ایفا کنند.
جمهوری اسلامی در زیر فشار اعتراض مردمی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی عمیق و همه جانبه دارد نفس های آخر خودش را می کشد ولی دست از خونریزی و کشتار بر نمی دارد. باید به این حکومت جانی نشان داد که ما مردم اجازه کشتن بیشتر به این جانیان را نخواهیم داد. جمهوری اسلامی باید این را بفهمد که انجام هر جنایتی موجب شعله ور شدن بیشتر خشم و اعتراض مردم می شود. این حکومت باید از عواقب جنایاتش بترسد و به عقب رانده شود. رامین باید زنده بماند و قاتلین مردم باید به سزای اعمالشان برسند.
تهیه و تنظیم : هیوا مولانیاء

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)