حمید صمصام

بدنبال پخش ویدئو کلیپی که به دکتر حمید صمصام استاد ادبیات دانشگاه آزاد استان سیستان و بلوچستان نسبت داده می شد تشنج گسترده ای در استان ایجاد شد. البته این تنش که با تظاهرات کوچکی از طرف دانشجویان دانشگاهی در زاهدان همراه بود عمدتا به شبکه اجتماعی محدود ماند. اما واکنش های وسیعی که نسبت به این واقعه بوجود آمد اکثراً بیانگر خشم وتهدید، و همین طور بیان قضاوت های شتابزده و عمدتا پیش داورانه ای از طرف کاربران شبکه ها بود. برآمد تمایل آشکار به خشونت و نقض حقوق انسانی را که به سطحی هشدار دهنده رسید نمی توان بدون درک از احساس ناشی از انزوا و تبعیض اقلیت سنی و بلوچ استان و موقعیت فرد مورد اتهام بعنوان یک استاد دانشگاه، توضیح داد. ولی نباید بر این تمایلات با شیوه ای توجیه گرانه و غیر انتقادی سرپوش گذاشت و از تحلیل واقعه و مباحث پیرامون آن که بعنوان محکی برای ارزیابی از میزان بردباری و بر خورد بیطرفانه و عادلانه در میان یک اقلیت در آمد دست برداشت.

هوشنگ نورائی (ایوب حسین بر)

مباحث عمدتاً بدنبال بیانیه ای شروع شد که دفتر امام جمعه اهل سنت زاهدان، مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، در روز پنجم خرداد منتشر کرد. در بیانیه آمده بود که “آقای حمید صمصام استاد دانشگا آزاد زاهدان سابقه اش نشان می دهد از عوامل تفرقه انگیز وابسته به جریان افراط گرا است. متاسفانه افراد دیگری با همین تفکر وجود دارند که تحمل همگرائی و مسالمت زیستی اقوام و مذاهب را ندارند”. بیانیه ادامه می دهد که “توجه به حساسیت شرایط و اینکه ممکن است دشمنان با نفوذ سوء استفاده کنند در خواست دارد از برگزاری هر نوع تجمع در این خصوص پرهیز شود. از مسؤلین امور در خواست داریم فرد خاطی را جنایتکار و حرکتش را “اقدام علیه امنیت ملی” تلقی کرده و به اشد مجازات برسانند تا برای عوامل نفوذی و مزدوران دشمن درس عبرت باشد”.
بعضی این بیانیه را از این جهت که احتمال ایجاد یک غائله قومی وفرقه ای را پیش بینی و مهار می کند مثبت دیدند. ولی این بیانیه بدون آنکه که بدنبال ارزیابی و ثبوت مدارک باشد و بدون آنکه داوری را به کمیته ای حقیقت یاب و بیطرف رجوع دهد بسرعت این حکم را صادر می کند که صمام “جنایتکار” و مخل امنیت ملی است. از او بعنوان عوامل افراطی و تفرقه انداز یاد می کند ولی نمی گوید این جریان افراط گرا چه هست و در عین حال از افراد دیگری در همین رابطه سخن می گوید که این هم ممکن است به نوعی پیشداوری و تهدید بر علیه افراد دیگری تعبیر شود. در ضمن معنی نفوذ چه هست؛ و “عوامل نفوذی” ، که در ایران همه منتقدان این طور خطاب می شوند، کی هستند که “اشد مجازات” ،که معنایش در ایران چیزی جز اعدام نیست،درس “عبرت” باشد.
در این رابطه دستگاه قضائی و انقلابی، سازمان اطلاعات، سپاه و بسیج دانشجوئی دانشگاه آزاد بسرعت دست به کار شدند و همسو با دفتر مولوی عبدالحمید عمل کردند. در گزارشی گفته شده بود که سازمان اطلاعات سپاه سلمان سیستان و بلوچستان ح.ص را اقدام به انتشار کلیپی با محتوای “ضد وحدت” کرده مورد پیگرد قرار داده و “به دستور ویزه دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان و اقدام ضربتی پاسداران گمنام سازمان اطلاعات سپاه سلمان فرد متخلف دستگیر و تحویل مراجع قضائی گردید”. وحید شورابی دبیر شورای هماهنگی بسیج دانشجوئی دانشگاه های آزاد کشور اعلام کرده بود که “سابقه این استاد هتاک به موضوعات فتنه گری در سال های ۷۸ [آیا منظور ۸۸ است؟ از ما] و به نفع جریان های خاص فتنه در آن سالها و اوضاع و شرایط کشور نیز بر می گردد که این فرد در حمایت از فتنه گران انجام داده است”. و اینکه “نیروهای انقلابی و بسیجی دل خونی از اقدامات این فرد داشته اند…. و این فرد با فتنه گران نفوذی نیز رابطه داشته است”.
مهم است که دانسته شود که منظور از “خون دل” داشتن نیروهای انقلابی و بسیجی چه هست، و از چه زمانی این احساس در آنها بوجود آمد؟ دبیر بسیج دانشجوئی روشن نکرده است که منظور او از جریان نفوذی و فتنه گران که صمصام به آنها نسبت داده می شود کی هستند؟ روشن شدن معنای این مفاهیم از این جهت اهمیت دارد که نیروهای “بسیجی و انقلابی” بفراوانی از کلمات “فتنه” و “نفوذ” برای سرکوب و قلع و قمع معترضان، منتقدان و اصلاح طلبان استفاده کرده اند. از این رو گرفتن پاسخ روشن به این سؤلات می تواند تا حدود زیادی ماهیت جریان صمصام را روشن کند.
صمصام هم این نوع اظهارات را در مورد خود مردود دانسته و این کلیپ را ساختگی و دشمنانه دانسته است. حمید صمصام در بیانیه اش آورده است که :
“سالها بود که شخصی خاص با اهدافی عقده گشایانه در پی تخریب. اینجانب بود اما به یاری خدا راه به جایی نبرد تا اینکه اینبار که دستشان از مناصب قدرت کوتاه گشته ( و تصور نموده از جانب بنده شده) با مونتاژ تصاویر و سخنانی مستهجن ، بدور از ادب و انسانیت و اخلاق ، با هدف تحربک برادران بلوچ اهل سنت که خود نیز سببا و نسبا با این عزیزان پیوستگی دارم؛ بدنبال تخریب اینجانب هستند.
بدینوسیله این اکاذیب را که متاسفانه نشخوار گروههای مجازیست شدیدا محکوم و تکذیب می نمایم. آنانکه مرا می شناسند می دانند که. ازین خزعبلات بدورم.”

تصویر صمصام با بچه ها وهمسر سنی و بلوچ خود

مسلما نمی توان صحت و یا سقم اظهارات صمصام را که خود فردی دو رگه است، هم بدون بررسی غیر جانبدارنه ای پذیرفت ولی باید بمثابه بخشی از این موضوع پیچیده بحساب آورد.
هر آنچه از طرف مقامات و نهاد ها و دفتر امام جمعه زاهدان آمده است و با اظهارات بسیار زیادی از کاربران شبکه های اجتماعی بویژه در واتساپ ، تلگرام و یوتیوب در آمیخته و در مواردی با اشعار و سرود و موسیقی مخصوص واقعه صمصام، و نیز ویدئو و پیام های پر از تهدید به قتل از داخل و یا خارج از زندان، انتشار یافته است اغلب پیشاپیش در محکومیت شدید اللحن صمصام بوده است.
انن اظهارا ت که تناقض آمیز و مشحون از شعار و تهدید و احکام از پیش صادر شده است کل موضوع را چنان پیچیده و پر ابهام کرده است که امکان ارزیابی بیطرفانه را در هر صورت دشوار کرده است. در میان مباحث، البته بندرت ، مواردی هم بود که بدنبال حقیت یابی قبل از صدور حکم باشند. بهترین قضاوت ها که چند مورد بیشتر نبود تنها در این حد خلاصه می شد که توطئه دشمن نفوذی در کار است و با بی اهمیت شمردن آن نباید به تفرقه مورد خواست دشمنان دامن زد. یا آن را در حد انتقادی شبه علمی و بی مایه و نوعی بی احترامی به فرهنگها و عقاید محکوم کرده بودند. بنا به اظهارات چند نفر که من با آنها صحبت کردم در چنان فضائی امکان اظهار نظر مستقل و انتقادی بسیار دشوار و حتی خطرناک است. آنها تهدید و فشار گسترده از جانب نهاد های امنیت و اطلاعاتی دولتی راکه همیشه و همه جا بوده و هست اساسی می بینند. ولی می گویند که در سطح استانی انتقاد از دیدگاههای دینی و نهاد های وابسته به مولوی عبدالحمید، حتی از جانب منتقدان بلوچ و سنی، هم بشدت خطرناک شده است هرچند مولوی بارها نقض آزادی های مذهبی، عقیدتی و فشار بر اقلیت ها را محکوم کرده است.
موضوع حمید صمصام هم در چنین فضائی قابل بحث است. بعد از خواندن بخشی از این تفاسیر و اظهارت نمی توان احتمال وجود توطئه ای در مورد او را مردود دانست. تامل و بردباری لازم برای بررسی صحت و سقم این ویدیو کلیپ که احتمال با جوی هیستریک و تعریف شده از جانب قدرتمندان و نهادها از میان می رود. فرد بدون انکه گناهش ثابت شود یک مجرم بزرگ اعلام می شود، آنهم در جائی که نه معنی گناه و جنایت روشن است و نه معنای امنیت و عدالت. حتی اگر بدرستی ثابت شود که صمصام با اقدامی غیر عقلانی به چنین سخنان ناپسند، بیمایه، عامیانه و فاقد درک علمی از انتقاد دست زده باشد، او مسلماً به شخصیت علمی و حرفه ای خود ضربه سنگینی زده است و مرتکب گناهی شده که آزار دهنده است. اما در چنین حالتی نمی توان سنگینی یک گناه را بدون انگیزه های فرد بدرستی دریافت. از روی ویدئو کلیپ می توان هم بطور جدی تمایل به نقض وظایف حرفه ای را دید و هم لحن عامیانه و تمسخر آمیز نسبت به عبادات دینی را ولی مشکل است در آنها روحیه ای نژاد پرستانه، ضد بلوچ و یا ضد سنی دید. تبوت این بخش از اتهامات مسلماً نمی تواند موجب سرزنش و بطور متناسبی تنبیه او نشود ولی نه اینکه محکوم به چنان تاوانی سنگین وتهدید به قتل و نابودی شود.
از روی ویدئو کلیپ شاید بتوان گفت که او در اعتقاد خود پای بندی محکمی به دین نداشته باشد و از همین نقطه نظر تاثیر گذاری نقش تربیتی مولوی عبدالحمید را منفی ارزیابی می کند. چه از نظر میزان پای بندی اش به مذهب و چه از جهت دید انتقادی اش نسبت به نقش مولوی عبدالحمید نمی توان او را گناهکار دانست و در این مورد حق اوست که انتقاد کند و این حق نباید از او سلب شود. طبعاً دیگران هم حق دارند به انتقاد سالم از او بپردازند.
آنچه در این مباحث بازهم هشدار دهنده بود خطر بزرگ تمامیت خواهی است که منشا ء اش باید نه در خارج بلکه در محیطی جستجو شود که صمصام و منتقدا ن او در آن زندگی می کنند. بدون اینکه نقش عامل فردی نادیده گرفته شود، باید به تولید و بازتولید ساختار ها و ایدئولوژی هائی پرداخت که انسان را چنان در چنبره خویش می گیرند که توان انتقاده سازنده و درک آزادی و پولورالیسم از او گرفته می شود. در چنان محیطی است که معترض و منتقد نمی توانند از جایگاهی آزاد سخن بگویند. تکرار مداوم مفاهیم تفرقه و وحدت در چنین شرایطی تنها بیانگر همان ایدئولوژی (ها) تمامیت خواهی است که کارکردش چیزی جز سلطه گری و سرکوب نیست و الا قبول تفاوتها و وحدت ارزش های بهم تنیده روابط دموکراتیک و آزاد هستند. نباید از نظر دور داشت که در جهان امروز فضای مجازی هم ممکن است بصورت یک نیروی تمامیت خواه عمل کند که تیر واقعی را بسوی ارزش های اخلاق و انسانی شلیک می کند.
بنابر باید متوجه بود که در این ماجرا نه دشمنی نفوذی هست، نه بدخواهی خارجی برای تفرقه افکنی بلکه دشمن در همان جامعه است که حقوق برابر شهروندی روحیه تحمل پذیری و بررسی انتقادی و بیطرفانه را از افراد می گیرد. دشمن همانجائی است که استادان ، دانشجویان دگر اندیش سرکوب و خفقان بر محیط دانشگاه ها وموسسات آموزشی حاکم می شود. دشمن همانجا است که حقوق اقلیت های دینی و قومی و زبانی نقض می شود و بنام “وحدت” حقوق دموکراتیک و صداهای انتقادی خفه می شود. مقاومت اقلیت را در برابر فشار و سرکوب همواره باید ارج نهاد ولی اگر در چنین مقاومتی عملاً ارزش های دموکراتیک، اخلاقی و انسانی نقض شود و کاشتن تخم کینه توزی و نفرت برای خالص سازی دینی و قومی بطور جدی محکوم نشود، آن مقاومت یک الگوی انسانی و اخلاقی برای دیگران نخواهد بود. در هر صورت وقتی مرز بین واقعیت و توطئه، ومرز بین ارزش های انسانی و غیرانسانی تا این حد مخدوش می شود و سرنوشت یک فرد خطاکار و یا بی گناه در چنان گرد و غباری ناروشن می ماند نمی توان خطر گسترش تمامیت خواهی و خودسری را در میان یک اقلیت هم نادیده گرفت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)